سه شنبه 29 اردیبهشت 1405 |

در چیستی دیپلماسی مضاف

 | تاریخ ارسال: 1400/4/31 | 

در چیستی دیپلماسی مضاف

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی مضاف، مفهومی نوین است که در فضای روابط خارجی هویدا شده است. به طور خلاصه این دیپلماسی را چنین می توان تعریف کرد: گونه ای از کاربست تعاملات خارجی با تکیه ویژه بر توانمندی و ظرفیت های موجود در ساحت های دیگر زندگی جمعی و اجتماعی. از این منظر، دیپلماسی که قید، تخصیص و تعلقی از مفاهیم حوزه های دیگر بر آن اضافه شده و در ذات خود می تواند مسیر، بستر و امکانات جدیدی را به حیطه عمل دیپلماسی بیفزاید. به عبارت دیگر، دیپلماسی مضاف، بهره مندی از توانایی های موجود و مندرج در بخش های به ظاهر غیر مرتبط با حوزه بین الملل با هدف پیشبرد اهداف سیاست خارجی است. در این تعریف، دیپلماسی، مذاکره و گفت و گو، با ظرفیت های قابل توجه دیگری در هم آمیخته می شود و جلوه و جمال متفاوتی در زمینه سیاست خارجی می یابد. این جلوه در واقع رونمایی از حوزه و عرصه عمومی است که مبتنی بر ساحت های مختلف، جمال و کمال متفاوتی به دیپلماسی می بخشد و راه های متعدد و جدیدی را فراروی سیاستمداران می گشاید. با تکیه بر این روش ها، ابزارها و زمینه های متنوع، دیپلمات می تواند به تعاملات رسمی و غیر رسمی دولت متبوع خویش تنوع و مزیت های افزوده بسیاری ببخشد. بر این اساس او می تواند با شناخت و کاربست ساحت های موجود و ظرفیت های مندرج در این عرصه ها، در راستای اهداف، آرمان ها و منافع یک ملت و واحد سیاسی از آنها استفاده کند. این مقاله می کوشد، فواید و عواید دیپلماسی مضاف و قلمرو آن را مختصرا توضیح دهد.

قدرت یک ملت علاوه بر جغرافیا، جمعیت، حکومت و حاکمیت، وجوه و جلوه های متکثر دیگری نیز دارد. کشوری را می توان قدرتمند دانست که دستکم به یکی از وجوه قدرت اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، رسانه ای و مانند آن، متحلی باشد. برای کشورهایی که فاقد این توانمندی ها در نظام بین الملل هستند، حقیقتا نمی توان جای و جایگاه ارجمندی در میان کشورهای جهان در نظر گرفت. نیک می دانیم که دیپلماسی با تکیه بر قدرت و برجستگی های مختلف و متنوع یک جامعه است که می تواند میدان سیاست را به میدان تقابل قدرت ها بکشاند و از انواع و اصناف داشته های یک ملت در راستای دستیابی به اهداف، منافع و اولویت های سیاست خارجی بهره گیرد. کشور و ملتی که فاقد قدرت و توانمندی های مورد نیاز در عرصه روابط بین الملل است، بسیار بعید است که بتواند نقش موثر و قابل اعتنایی ایفا کند. افزون بر آن کشورهای فقیر از نظر تولید( سیاسی، اقتصادی، ادبی، هنری، نظامی، فرهنگی، علمی و ...) از ابزارهای مرسوم چانه زنی، محروم اند و زمینه و ظرفیت لازم برای دسترسی به اهداف کلان ملی را نخواهند داشت. نگاهی به قدرت های برتر و بزرگ در جهان و منطقه گواه آن است که روابط بین الملل و دیپلماسی اساسا در میان این گونه از کشورهاست که جریان دارد و معنا می یابد.

دیپلماسی مضاف نه در قاب و قالب دیپلماسی رسمی می گنجد و نه چندان رها است که بتوان آن را با مسیر دوم و مسیرهای چندگانه دیگر مقایسه کرد. از یک سو مقید و محدود به سیاست های رسمی و کلان نظام در حوزه روابط خارجی است و از سوی دیگر مسیرها و راه و روش ها و جلوه گری ها و ارتباطات و شیوه نفوذ خاص خود را دارد. برخلاف ذات دیپلماسی، مشارکت پذیر، پراکنده، مدنی  و فاقد تمرکز و محوریت است. در حقیقت نوع متکثری از دیپلماسی نوشونده مبتنی بر ساخت و بافت نظام حکمرانی جدید است. نوعی بازی سازی در میان گروه ها و اقشار مختلف در قالب دیپلماسی عمومی اما با گرایش های ویژه و تخصص های متنوع است که با توجه به روابط و ارتباطات هر واحد انسانی، می تواند در حیطه فضای عمومی و منطقه الفراغ سیاست خارجی یا درمتن تعریف شده آن، به ایفای نقش های مشخص بپردازد. در حقیقت نوعی مکمل مدنی و بستر فعالیت غیردولتی به معنای اخص آن در حوزه های تخصصی متفاوت است که در مناسبات خارجی با هدف کسب و گسترش منافع ملی در راستای اهداف کلان به فعالیت می پردازد.

 

ویژگی های دیپلماسی مضاف:

دیپلماسی مضاف با توجه به تعاریف و تعابیر پیش گفته، دارای ویژگی های خاص خود است. در این مقوله می توان از نوعی نگاه تخصصی و اختصاصی یاد کرد که جهت گیری خاصی به موضوع می دهد و عمق و غنای مباحث و کاربری آن را در میدان لایتناهی سیاست خارجی افزون می کند. در باب ویژگی های این نوع از دیپلماسی ترکیبی و شاخصه های آن می توان به نکات ذیل اشاره کرد:

  • نوعی نگاه تخصصی و اختصاصی به حوزه های متکثر عرصه عمومی با هدف به کارگیری آنان در راستای سیاست خارجی
  • توجه ویژه به کارکردهای بخش های مختلف جامعه و تلاش برای نقش آفرینی آنان در بخش های متنوع دیپلماسی
  • گشودن باب دیپلماسی بر روی سایر حوزه ها و عمومی و ملی کردن تفکر دیپلماتیک در میان آحاد مختلف مردم و اقشار و صنوف با گرایش های متفاوت با هدف تامین و تضمین منافع
  • کاربست دیپلماسی عمومی با تکیه بر صاحبان اندیشه و تخصص و صناعت و همه کسانی که می توانند به بستری جریان ساز برای حمایت از سیاست خارجی تبدیل شوند
  • نگاه ترکیبی و آمیزه ای تخصصی از دانش سیاسی با فنون و حرف و مشاغل و صنوف مختلف
  • زدودن انحصار گرایی دولت در عرصه سیاست خارجی و کشاندن جامعه به سوی سیاست خارجی مشارکت پذیر و مدنی
  • نوعی کارآفرینی سیاسی برای متخصصان سایر حرفه ها و اندیشمندان با هدف پیگیری عمومی و ذو وجوه سیاست خارجی از مسیر و مجرای تخصص های شهروندان
  • بهره مندی از قدرت های آشکار و نهان جامعه و عملیاتی کردن این ظرفیت ها در شرایط بحران و تحریم، محاصره، بلایای طبیعی و مانند آن
  • کاستن از بار سنگین دیپلماسی دولتی و انتقال بخشی از مرکز ثقل آن به صورت هدفمند به حوزه های دیگر

کاربردهای دیپلماسی مضاف:

تاریخ ، سرشار از کاربست وجوه مختلف دیپلماسی در عرصه عمومی است. مهمترین مسئله در باره دیپلماسی سنتی، ناکارآمدی این سبک از رفتار سیاسی در جهان کنونی است. بنیان گذاران شورا و سپس سازمان ملل، هیچ گاه گمان نداشتند که پس از تاسیس این دو نهاد، انبوه جنگ ها و منازعات قومی و درگیری های درازپای منطقه ای،وقوع و استمرار یابد. قرار بود دیپلماسی مبنای این سازمان باشد و مقرر شده بود که همه واحدهای سیاسی عضو، نیز تن به این روند دهند و خود و دیگران را به ورطه هلاک جنگ و کشتار نیندازند. اما چنان نشد و آن روند نسبتا مناسب، سامان و قراری نگرفت و آتش جنگ و خشونت و کاربست بی رحمانه و همه گیر قدرت عریان، در دو جنگ جهانی و جنگ های کم شدت و پرشدت دیگر، دامن بسیاری از کشورهای جهان را گرفت. امروزه نمی توان منطقه ای را فارغ از این موضوع دانست و آتش جنگ های خانمان سوز، غیرنظامیان و محیط زیست را یکسان درخود سوزانده است.

تاریخ تحولات دیپلماسی در قرن اخیر گواه آن است که توجه به این سبک از دیپلماسی و بهره مندی از ظرفیت های عرصه عمومی با قوت گرفتن بخش خصوصی و توانمندی های جامعه، افزایش قابل توجهی داشته است. تولد و توسعه رسانه های مدرن، برآمدن اینترنت، همه گیری استفاده از شبکه های مجازی و توسعه گسترده شبکه های اجتماعی، بر نقش و جایگاه این نوع از دیپلماسی افزوده است. امروزه همه کسانی که به شبکه های اجتماعی دسترسی دارند و نیز عامه مردم، به صورت لحظه ای در جریان اخبار و تحولات جامعه جهانی قرار می گیرند. این حجم از اطلاعات و دسترسی نسبتا آزاد به آن ها در طول تاریخ بشری سابقه نداشته است. دسترسی به اخبار و اطلاعات، زندگی نوین و متفاوتی را رقم زده است و در این بافتار پیدا و پنهان رسانه ای، گویی همه چیز به همه گان مرتبط شده یا می شود. توجه جامعه جهانی به محیط زیست، حقوق بشر، گرمای روز افزون زمین، آلودگی مستمر آسمان، فرسایش خاک و کاستی آب، جنگ ها و درگیری های میان اقوام و ملل و دول بر سر همه موارد فوق، همگان را بر آن داشته تا با استفاده از همین لوازم و ابزارها، راه همزیستی مسالمت آمیز میان خویش را تقویت کنند. فضای جدید جامعه جهانی مبتنی بر دسترسی به اطلاعات، لوازم و الزامات خاصی را تولید کرده و همگان را در هر دو سطح و ساختار دولتی و مدنی، مجبور به رعایت آن می کند. توجه به دیپلماسی و پرهیز از خشونت و اعتنا و اهتمام به گفت و گو و پرهیز از کاربست زور و خشونت، بتدریج جای دیدگاه های سابق در حوزه سیاست خارجی را گرفته یا می گیرد و این ازمهمترین کاربردهای دیپلماسی مضاف در تمامی وجوه و اشکال آن است. در این نوع از دیپلماسی جدایی و تفاوتی میان شهروندان و حاکمیت وجود ندارد و منافع ملی به طور خاص و عام از هر دو مسیر دولتی و ملی و به دو شیوه ساختاری و شخصی قابلیت تحقق می یابد.

اقسام دیپلماسی مضاف:

یکی از نکات مهم و برجسته دیپلماسی مضاف، تنوع این سبک از گفت و گو و پراکندگی انواع و اصناف آن در میان بخش های فعال جامعه است. اگر مشارکت پذیری یکی از شاخص های سیاست خارجی موفق باشد می توان گفت مشارکت همگانی در این حیطه تقریبا همه اقشار و صنوف را در قالب نوعی دیپلماسی عمومی در بر می گیرد. هنرمندان، سلبریتی ها، ورزشکاران، نمایندگان مجلس، تجار، فعالان حوزه رسانه، حتی مردم عادی مشتاق و علاقه مند به زیارت و سیاحت، همگی در سطح کلان خود می توانند حاملان اندیشه و فعالان این حوزه باشند. دیپلماسی محیط زیست می تواند میان فعالان این عرصه، ارتباطات عمیق و مشترکی در باب موضوعات مورد علاقه در سطح جهانی و کشوری ایجاد کند که سود اول و آخر آن نصیب کشور شود و منافع ملی را دنبال نماید. علاقه مندان زیارت و گردشگری فرهنگی می توانند حاملان فرهنگ و تمدن ایرانی به اقصی نقاط جهان باشند و از سوی دیگر در اماکن باستانی و مراکز دینی و فرهنگی، مروج فرهنگ و ادبیات و تمدن غنی ایرانی باشند و از مرزهای فرهنگی این مرز و بوم با گفتار و رفتار دقیق حراست و ارزش های ملی را ترویج کنند.

بر همین قیاس دیپلماسی آب و انرژی به خوبی می تواند زمینه همکاری و تعامل میان ایران و همسایگان دور و نزدیک پیرامون محیط امنیتی خویش را فراهم آورد و از تیزی و تندی سیاست همسایگان در این زمینه بکاهد. دیپلماسی علمی و دانشگاهی نیز با مخاطب قرار دادن همتایان و گروه های مرجع در کشورهای مختلف می تواند در تحکیم، تثبیت و ترویج سیاست های کشور نقش بسیار موثری ایفا کند. زائران ایرانی می توانند مدافعان فرهنگی ایران باشند و در کنار دیپلماسی تجاری که حوزه تخصصی و اختصاصی تاجران و بازرگانان ایرانی است، تحفه تمدنی به دیگران هدیه دهند و مرزهای نفوذ تجاری و فرهنگی ایران بزرگ را وسعت ببخشند. در کنار ایشان با بهره گیری از دیپلماسی شهری، تعاملات گسترده میان شهرهای بزرگ فرهنگی و اقتصادی جهان را می توان شاهد بود. دیپلماسی مضاف در حقیقت رنگین کمانی از توانایی های ملی است که در بطن و متن خود می تواند آورده های زودبازده و ماندگار بسیاری در راستای منافع و سیاست خارجی به ارمغان آورد.

بر این فهرست موارد بی شمار دیگری که هر یک در حیطه خاص خویش منعکس کننده بخش هایی از توان و قدرت ملی است، می توان اشاره کرد. به عنوان مثال در حوزه نظامی و دفاعی می توان با تکیه بر توانمندی های تسلیحاتی تولید داخل، روند رو به رشد دیپلماسی مبتنی بر دانش نظامی و دفاعی را با بسیاری از کشورهای دیگر ترسیم کرد و در عرصه تعاملات دوجانبه و در راستای تامین امنیت و صلح منطقه گام های بلندی برداشت. در حوزه دیپلماسی پارلمانی نیز می توان با توجه به قدرت و قوت مجلس برخاسته از رای مردم و نماد مردم سالاری دیرپا در منطقه، به گسترش دموکراسی و تشریح نظام و سیستم پارلمانی و دستاوردهای آن همت گماشت و در تعامل با دیگران و نیز بهره مندی از تجارب دیگران با هدف کاربست آن ها در نظام های مردم سالار کوشید. نمایندگان مجلس شورای اسلامی در قالب دیپلماسی پارلمانی می توانند زمینه را برای فعالیت هرچه بیشتر بین المجالس توسعه دهند و از این ظرفیت در راستای تقابل با جهان سلطه که هدفی جز حصار و تحریم نمی شناسد، استفاده کنند.

بی تردید در این نوع از دیپلماسی نمی توان از حوزه های مهم دیگری غفلت کرد. دیپلماسی رسانه ای با تکیه بر لشکر انبوه متخصصان و کارشناسان به خوبی می توانند در حوزه دفاع از آرمان های کشور و نیز مقابله با سیاست های رسانه ای غرب، نقش موثری در تامین منافع ملی ایفا کنند. در همین راستا می توان به مقوله دیپلماسی سینمایی و توان تاثیرگذاری غیر قابل باور این رسانه اشاره کرد. از ابتدای پیدایش انقلاب تاکنون، بار عمده ارائه تصویری مناسب از فرهنگ، تمدن و جامعه ایرانی بر دوش سینماگران بوده و با تکیه بر این رسانه قوی، کشور توانسته است تصویری دلخواه و مطلوب و مبتنی بر واقعیات جامعه ایرانی به مخاطبان جهانی عرضه کند. همپای تصویرگری سینمایی از آنچه در ایران می گذرد و دعوت دیگران به دیدن این تصاویر مستند، ورزش نیز توانسته است زمینه همکاری و تعامل میان کشورها و دولت ها حتی دولت متخاصمی چون آمریکا باشد. تکیه بر این جریان جوان پسند و مورد اهتمام اقشار مختلف با زبان های متفاوت، این ورزش بوده است که در این سالیان دراز، توانسته به عنوان پلی واقعی میان همه علاقه مندان ایران، عمل کند و آنان را ولو برای ساعاتی اندک، میزبان قوت و اقتدار جوانان ورزشکار و جامعه ورزشدوست ایرانی به هنگام اهتزاز پرچم پرافتخار کشورمان بنماید. این همه بخشی از توان و قدرت نهفته در دیپلماسی مضاف است و سویه های تخصصی تری چون سلامت، حج، رسانه، ورزشی، سینمایی، نشر، زیارت، گردشگری، پنهان، حقوقی، انرژی، هسته ای و مانند آن می تواند به خود بگیرد. تمرکز بر این مدل، بخوبی می تواند منابع جدید قدرت را به کار گیرد و  منافع و اهداف و آرمان های یک ملت را با تکیه بر داشته های او توسعه بخشد و در دسترس همه نهادها و فعالان ارتباط خارجی قرار دهد.

اهداف و کارکرد:

دیپلماسی مضاف چه اهدافی را دنبال می کند؟ این سوال مهم را چنین می توان پاسخ گفت که کاربست این سبک نوین تعامل، چه اهدافی را نمی تواند دنبال کند؟ نکته قابل توجه آن است که این دیپلماسی در حقیقت خروج از مناسبات سنتی حاکم بر روابط خارجی و ورود به عرصه جدید تعاملات و مناسبات میان کشورهاست. مهمترین اهداف و کارکردهای این سبک نوین دیپلماسی را می توان چنین برشمرد:

  • خروج از فضای سنتی دیپلماسی و ورود به دنیای جدیدی که بازیگران بسیاری در آن فعالیت می کنند.
  • مشارکت فعال، مستمر، خودجوش و خود بسنده بخش های مختلف جامعه
  • تمرکز زدایی از مناسبات بدنه و تکیه و تاکید بر روابط بین "ملل"
  • ملت گرایی به معنای اعم و توجه ویژه و عام به بخش های مدنی
  • چند سویه و لایه دار بودن سبک نوین دیپلماسی
  • پایان بخشی به انحصار مطلق دیپلمات های رسمی در این مصدر
  • ذو وجوه بودن و عمق و غنای دیپلماسی مضاف و چند ساحتی بودن آن
  • گرایش جامعه جهانی به توزیع نقش ها در حوزه سیاست خارجی
  • تبدیل شدن به یکی از مبانی سنجش توسعه یافتگی در عرصه روابط خارجی
  • توسعه روابط متکثر و متنوع غیردولتی در چارچوب اهداف و منافع ملی
  • تخصصی شدن دانش روابط خارجی و بسط و توسعه آن در راستای توانمندی های ملی
  • تمایل رو به تزاید فعالان مدنی به ایفای نقش در شرایط بی مرزی و فضای نوین جریان آزاد اطلاعات و مبادله پیام

دستگاه سیاست خارجی رسمی و قانونی هیچ کشوری نمی تواند ادعا کند که نقش انحصاری در حوزه سیاست خارجی برعهده دارد. این نقش بسته به میزان توسعه یافتگی و صحنه گردانی سایر بازیگران خارج از وزارتخانه های امور خارجه، معمولا/می تواند به چالش کشیده شود. در فضای جدیدی که بازیگران بسیاری با توانمندی های مختلف از حوزه نظامی تا تولیدات هنری می توانند نقش موثری در کاهش سطح روابط یا افزایش مناسبات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی ایفا کنند، یا روابط عادی میان کشورها را با یک توئیت، عکس، کتاب و سخنرانی به خطر اندازند، ادعای کنترل و انحصار دیپلماسی در روابط خارجی چندان خریداری ندارد. در چنین شرایط خرد حکم می کند که از همه ابزارها و روش ها برای تامین اهداف سیاست خارجی در همه سطوح استفاده کرد. مقدم بر قابلیت استفاده از این ظرفیت ها، شناخت این حوزه و تلاش برای بهره گیری از طیف گسترده این منابع انسانی و ساختاری در سیاست خارجی و به رسمیت شناختن ایشان است.

در شرایط کنونی که مسیر اصلی اعمال نظرات دستگاه سیاست خارجی در حیطه رسمی در عمل با مشکلات بسیاری مواجه است، توجه به مسیر دوم و مسیرهای متعدد دیگر، می تواند راه گشای بن بست های دیپلماتیک باشد. گشایش در بن بست ها و حل  مسائل سیاسی در حوزه خارجی، نیاز به تجربه مسیرهای آزموده و ناآزموده بسیاری دارد که دیپلماسی چندوجهی و مضاف با حمایت دو سطحی ساختارهای دولتی و غیردولتی/ مدنی می تواند در این راستا به دیپلماسی کمک کند. ایران بزرگ، مملو از ظرفیت های عظیم انسانی و سرشار از توانمندی های سترگ برای حل مشکلات خویش است و کافی است به نسل جدید، جوان و جویای نام، فرصت فعالیت در این عرصه ها ارائه شود و از آنان در قالب بسترسازی های مناسب برای حضور و فعالیت در این حوزه، حمایت های لازم صورت پذیرد.


دفعات مشاهده: 1713 بار   |   دفعات چاپ: 214 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

احیای دیپلماسی گردشگری؛ ضرورتی انکار ناپذیر در روابط خارجی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/31 | 
احیای دیپلماسی گردشگری؛ ضرورتی انکار ناپذیر در روابط خارجی
نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

“استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. امروزه، از جمله سازوکارهای بین‌المللی دولت‌ها برای تاثیر بر علایق و جذب مخاطب خارجی و همسو کردن آنها به نفع سیاست‌های کشور و بهبود روابط، استفاده از قدرت نرم است.” البته پرواضح است که در دیپلماسی دوران جنگ سرد، اصولا دیپلماسی به روابط میان حکومت‌ها مربوط می‌شد ولی در عصر جهانی‌شدن، دیپلماسی برای مردم و جوامع است. زیرا افکار عمومی نسبت به سیاست‌های اتخاذ شده به‌قدری حساس شده است که دیگر تنظیم و اجرای سیاست خارجی به دستگاه‌های رسمی بسنده نمی‌کند و ده‌ها بازیگر غیرحکومتی نظیر رسانه‌های گروهی، انجمن‌ها، گروه‌ها، اتحادیه‌ها، کمیته‌ها، سازمان‌ها و نهادهای گوناگون در شکل‌دادن به دیپلماسی موثرند (قوام, ۱۳۸۴). از دیپلماسی غالباً به عنوان علم و هنر انجام مذاکرات و برقراری روابط بین‌الملل از طریق مداخله دیپلمات‌های حرفه‌ای یاد می‌شود. این مهارت عموما در راه تبدیل اهداف بلندمدت یک کشور از قوه به فعل صورت می‌گیرد. امروزه از نوع جدیدی دیپلماسی به نام دیپلماسی گردشگری یاد می‌شود.

کنجکاوی عموم مردم و علاقه به یادگیری و دانستن فرهنگ دیگر نقاط جهان، دیپلماسی گردشگری در سیاست خارجی و روابط سیاسی میان کشورها را دارای اهمیت ساخته است. زیرا گردشگری تعاملات فرهنگی را افزایش داده و عموم مردم را به یکدیگر نزدیک‌تر می‌کند. گردشگری امنیت ملی و منافع اقتصادی کشور را تقویت می‌کند و یکی از ابزارهای مهم دیپلماسی در تنظیم روابط خارجی است. همانطور که می‌دانید دیپلماسی هنر تنظیم روابط بین‌الملل و علم بکارگیری فنون و اصول مذاکره توسط بازیگران دولتی است و در نهایت منجر به حفظ حداکثری منافع ملی و ارتقا و پیشرفت دوجانبه می‌شود. دیپلماسی نوعی همکاری مسالمت‌آمیز میان کشورها برای تامین امنیت، منافع سرزمینی و آزادی سیاسی است. از عوامل مشترک زمینه‌ساز روابط دیپلماتیک بین کشورهای جهان، نزدیکی جغرافیایی، تشابه فرهنگی، مذهب، نظام سیاسی و پیشینه تاریخی است. یک کشور از طریق دیپلماسی می‌تواند از خودش تصویری بسازد تا ارزش چانه‌زنی دولت خود را توسعه دهد.

هر دولتی، با تکیه بر جایگاه قدرت سیاسی خویش، با توجه به مناسبات دو یا چندسویه با سایر حکومت‌ها، باید علاوه‌بر انجام مسائل دیپلماسی عمومی، تسهیلاتی را برای گردشگران بین‌المللی فراهم کند. در توسعه گردشگری مؤلفه‌های متعددی نظیر توسعه صنعت گردشگری، گسترش و تعمیق روابط با دیگر واحدهای سیاسی، موثر است. توسعه و تعمیق این روابط بر عهده تشکیلات دیپلماسی کشور، یعنی وزارت امور خارجه است تا با بهره‌گیری از توانایی‌های بالقوۀ کشور و مزیت‌های آن توجه ویژه‌ای به دیپلماسی گردشگری داشته باشد (احتشامی هوجقان & ذکی, ۱۳۹۳).

دیپلماسی معمولا به طور رسمی و بین دولت‌ها انجام می‌شود ولی می‌تواند از طریق موسسات غیررسمی یا بین ساکنین یا جوامع کشورهای مختلف باشد. گفتگو و مذاکره بین جوامع در حوزه‌های مختلف کشورداری صورت می‌گیرد. از آن بین می‌توان به دیپلماسی سیاسی، دیپلماسی اقتصادی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی آموزش، دیپلماسی دفاعی، دیپلماسی گردشگری و رسانه اشاره کرد. دو مورد اخیر در طبقه دیپلماسی عمومی قرار می‌گیرند و یکی از ابزارهای قدرت نرم هستند.

گردشگری با استفاده از منابع طبیعی و پتانسیل‌های کشور به یکی از استراتژی‌های اصلی دولت در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است. دولت از دیپلماسی برای ارتقا گردشگری بهره می‌گیرد و در واقع این دولت است که در ایجاد مقررات مختلف و برنامه‌ریزی استراتژیک در گردشگری نقش اساسی دارد. صنعت گردشگری یکی از سریع‌ترین و بزرگترین صنایع رو به رشد جهان است. مزیت‌های آن در تمام ابعاد می‌تواند روابط سیاسی را مستحکم‌تر کرده و به رونق اقتصادی کمک کند. دیپلماسی گردشگری از دیرباز یکی از بخش‌های دیپلماسی فرهنگی بوده ولی در قرن اخیر توجه ویژه و خاصی را به خود جلب کرده است.

دیپلماسی گردشگری

 برای دیپلماسی گردشگری تعاریف مختلفی وجود دارد. ولی به طور کلی بنا به تعریف افضلی و همکاران «به نقش گردشگری در ایجاد صلح و دوستی، امنیت، تعامل و همکاری میان کشورها، رونق اقتصادی و افزایش درآمد، خنثی‌کننده‌ تبلیغات منفی خارجی و جایگاه دولت‌ها در دستیابی به این اهداف اشاره دارد» (افضلی, احمدی, واثق, & جهانیان, ۱۳۹۳). هر دولتی، با تکیه بر جایگاه قدرت سیاسی خویش، با توجه به مناسبات دو یا چندسویه با سایر حکومت‌ها، باید علاوه‌بر انجام مسائل دیپلماسی عمومی، تسهیلاتی را برای گردشگران بین‌المللی فراهم کند. در توسعه گردشگری مؤلفه‌های متعددی نظیر توسعه صنعت گردشگری، گسترش و تعمیق روابط با دیگر واحدهای سیاسی، موثر است. توسعه و تعمیق این روابط بر عهده تشکیلات دیپلماسی کشور، یعنی وزارت امور خارجه است تا با بهره‌گیری از توانایی‌های بالقوۀ کشور و مزیت‌های آن توجه ویژه‌ای به دیپلماسی گردشگری داشته باشد (احتشامی هوجقان & ذکی, ۱۳۹۳). دیپلماسی گردشگری می‌تواند با درنظر گرفتن موارد ذیل باعث تحقق اهداف سیاست خارجی و روابط دولت‌ها و ملت‌ها شود:

– داشتن نگاه ملی به دیپلماسی گردشگری.

– تدوین نقشه راه و مشخص کردن جایگاه دیپلماسی گردشگری و شرح وظایف هریک از بخش‌های مختلف و دانستن نحوه تعامل با دیگر دستگاه‌های مرتبط با حوزه دیپلماسی، خصوصا وزارت امور خارجه.

– لزوم استفاده از تاکتیک‌های جدید، به دلیل اهمیت و پیچیدگی رایزنی‌های جهانی.

– استفاده از امکانات، ظرفیت‌ها، تجارب و داشتن مهارت لازم در تحلیل مداوم گزارش‌ها و دیپلماسی‌های رسانه‌ای سازمان‌های رسانه‌ای دیگر.

– بازاریابی و تبلیغات برای بهبود تصویر ایران در عرصه گردشگری.

– تدوین برنامه بلندمدت و کلان.

– هدایت دیپلماسی گردشگری توسط دستگاه‌های مسئول در امر گردشگری.

– زدودن تبلیغات منفی در رسانه‌ها برای منزوی‌کردن ایران.

– برگزاری نمایشگاه‌ در کشور در هنگامه تراکم گردشگر.

– فعالیت موثر سازمان‌ها، نهادها، دفاتر و نمایندگی‌های اطلاع‌رسانی در امور سیاحتی در سطوح ملی و بین‌المللی.

باتوجه به تاثیرگذاری گردشگری در اقتصاد کشورها، گردشگری به‌ یکی از موضوعات گفت‌وگو بین هیات‌های بلندپایه دولت­ها تبدیل شده است. راه گردشگران برای ورود به کشور از سفارتخانه‌ها می‌گذرد. از این رو، سفرای ایران با اعمال دیپلماسی خاص و با رعایت همه جوانب و مسائل داخلی و خارجی و منطقه‌ای، باید گردشگران را مورد توجه قرار ‌دهند، چراکه با اجرایی‌شدن دیپلماسی گردشگری، تاثیر بسیار مستقیم و قدرتمندی در ابعاد مختلف سیاست خارجی و بهینه‌سازی روابط خواهد داشت (مجتهد زاده, عزتی, & مرتضایی, ۲۰۱۹). 

اهمیت و جایگاه دیپلماسی گردشگری در کشور

جمهوری اسلامی ایران، با داشتن جاذبه‌های فراوان، می‌تواند در صنعت گردشگری به رتبه‌ بالایی در سطح جهان دست یابد. از آنجا که هر گردشگر یک دیپلمات بالقوه محسوب می‌شود، دستگاه دیپلماسی ایران در همکاری با سایر دستگاه‌های دست‌اندرکار گردشگری با به خدمت گرفتن سیاست خارجی فعال و گسترش و تعمیق روابط با دیگر واحدهای سیاسی می‌تواند در راه نیل به اهداف دیپلماسی گردشگری گام‌های اساسی بردارد و نیز با اجرای برنامه‌های خرد و کلان به نحو شایسته‌ای کشور را از سود معنوی و مادی حاصل از صنعت گردشگری بهره‌مند سازد (احتشامی هوجقان & ذکی, ۱۳۹۳). به عقیده مجتهدی و همکاران (۱۳۹۸)، درآمدهای حاصل از گردشگری، نوعی صادرات نامرئی و پنهان است. از عوامل استقبال گردشگر از یک کشور، به لحاظ اجتماعی گردشگری در بستر محیط طبیعی، فرهنگی و اجتماعی، و به لحاظ سیاسی، ثبات سیاسی و خوش‌رفتاری کشورها در مناسبات بین‌المللی است. ورود گردشگر نشان از آرامش آن کشور، قدرت و امنیت منطقه دارد (مجتهد زاده, عزتی, & مرتضایی, ۲۰۱۹).  از جمله مزیت‌های توجه به دیپلماسی گردشگری در کشور ایران، مواردی است که در ذیل به آنها اشاره می‌شود.

– تفاهم و درک متقابل ملت‌ها و افزایش تعاملات فرهنگی.

– تقویت صلح و گفتگوی تمدن‌ها، نزدیکی ملت‌ها و در نهایت دولت‌ها به یکدیگر.

– تقویت دیپلماسی عمومی از طریق گردشگری و ایجاد ایران امن برای گردشگران.

– بهبود تجارت در سطح بین‌المللی و افزایش جذب منابع و سرمایه‌گذاری خارجی.

– گسترش بازارهای صادراتی برای ورود صنایع دستی ایران به بازار جهانی.

– اشتغال‌زایی، فقرزدایی، و رشد تولید ناخالص داخلی.

– حفظ و بهبود محیط زیست و میراث فرهنگی.

– توسعه زیرساخت‌ها و فناوری پیشرفته در حوزه گردشگری (رضایی, ۱۳۹۳).

در جهت نیل به اهداف و منافع کشور در این حوزه، ضروری است دستگاه دیپلماسی کشور از هنر، علم و مهارت برداشتن گام‌های اولیه در تعامل با دنیا برای همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار باشد و با بهره‌گیری از منابع قدرت نرم، جذب گردشگر خارجی را در کشور تسهیل کند.  

ضرورت برگزاری دوره‌های دیپلماسی گردشگری در راستای تامین اهداف و منافع ملی

در صورتی منافع ملی تامین و اهداف ملی محقق می‌شود که همه مسئولان به‌ویژه سازمان‌های مرتبط ، که پیشتر به آنها اشاره شد، در سیاست‌گذاری‌های خارجی، با یکدیگر هماهنگ باشند. پیوند عمیق میان دیپلماسی گردشگری و سیاست خارجی، هم به عوامل گردشگری و هم جامعه دیپلماتیک نیاز دارد تا مهارت‌ها و منابع لازم را برای دستیابی به اهداف مشترک خود مهیا کنند. گسترش تقاضا در زمینه نیازهای دیپلماسی گردشگری، اهمیت مشارکت دیپلمات‌های دولتی و کارشناسان حوزه دیپلماسی و گردشگری، کارشناسان دیپلماسی و سیاست خارجی، کارشناسان و مدیران بخش‌های گردشگری بین‌الملل و ارتباطات بین‌الملل و ارتباطات سیاسی را در این زمینه پررنگ‌تر کرده است.

با توجه به مواردی که پیشتر به آنها پرداخته شد، دیپلماسی گردشگری برای تحقق اهداف و تامین منافع ملی بسیار مورد توجه واقع شده است. پذیرش گردشگر یکی از ابزارهای سیاست خارجی کشور است. اساسا، دیپلماسی گردشگری فقط به دنبال بهره‌گیری از سیاست خارجی نیست بلکه می‌تواند به تحقق اهداف سیاست خارجی کمک کند. پس بین دیپلماسی گردشگری و سیاست خارجی رابطه متقابل برقرار است. قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القاء تصویر برتر بین‌المللی درباره سیاست‌های داخلی و خارجی، در نیل به اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز به منظور بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه در این زمینه، می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه گردشگری تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی و موسسات و شرکت‌های خصوصی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، ده­ها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. در این راستا، وزارت امور خارجه باید از اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی گردشگری نه تنها برای دیپلمات‌های دولتی بلکه برای کارشناسان حوزه دیپلماسی و گردشگری، کارشناسان دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی، فعالان بخش خصوصی، کارشناسان فنی کمیسیون اتاق بازرگانی ایران و کارگزاران فعال مفید خواهد بود.

امروزه، دیپلماسی گردشگری از اهمیت بیشتری برخوردار شده و متخصصان حوزه گردشگری باید به خوبی آماده شوند. با توجه به ظرفیت‌های بالای گردشگری در کشور، تربیت دیپلمات‌ها و سفرای اقتصادی و گردشگری کشور در زمینه‌های علمی و کاربردی برای سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های بهینه ضروری به نظر می‌رسد. برای توسعه گردشگری باید از توان دستگاه دیپلماسی کشور بهره‌برداری کرد و لازم است این امر در ردیف اولویت‌های اصلی سیاست خارجی قرار گیرد. جامعه هدف و مرتبطان با حوزه گردشگری با گذراندن دوره‌های مهارتی دیپلماسی گردشگری، ضمن فراگیری استفاده درست از پتانسیل گردشگری ایران، قادر به تدوین و اجرای راهبردهای «سیاست گردشگری» خواهند بود. با توجه به مقاله مجتهدزاده و همکاران، سیاست گردشگری، مجموعه‌ای از قوانین و مقررات، خطوط راهنما، اهداف ترویجی، دستوری و توسعه‌ای و همچنین شامل استراتژی‌هایی هستند که بر تصمیم‌های فردی و جمعی توسعه گردشگری به صورت مستقیم تاثیرگذار بوده و فعالیت‌های روزانه در داخل یک مقصد بر اساس آن انجام می‌شود (مجتهد زاده, عزتی, & مرتضایی, ۲۰۱۹). علاوه‌بر مهارت‌های یاد شده، شرکت‌کنندگان در دوره قادر به شناسایی و بررسی علل و عواملی خواهند بود که در ذیل به آنها اشاره می‌شود:   

– بررسی علل عدم رشد کمّی ورود گردشگر.

– بررسی عملکرد دستگاه دیپلماسی کشور در ورود گردشگر.

– بررسی پیامدهای دیپلماسی گردشگری.

– چگونگی ارزش‌گذاری گردشگری به عنوان یک صنعت.

– چگونگی بهره‌گیری از گردشگری در جهت ایجاد اشتغال، فقرزدایی، جلب و جذب سرمایه‌های داخلی و خارجی و افزایش درآمد ملی.

– چگونگی بهره‌گیری از توان گردشگری با کاهش تصدی‌گری دولت و فعال‌کردن بخش خصوصی.

– آشنایی با عقد قرارداد و فن مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی.

نقش دانشگاه در توسعه و تعلیم دیپلماسی و برگزاری دوره‌ها

با توجه به جایگاه استراتژی دیپلماسی گردشگری در مقطع کنونی در کشور ایران، ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه گردشگری و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است؛ به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. دانشکده با برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی­محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه­های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی_غیردولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه گردشگری و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-افضلی, ر., احمدی, س., واثق, م., & جهانیان, م. (۱۳۹۳). دیپلماسی گردشگری و تاثیر آن بر همکاری و همگرایی میان کشورهای منطقه خلیج فارس. جغرافیا, ۱۲(۴۳).

۲- احتشامی هوجقان, م., & ذکی, ی. (۱۳۹۳). دیپلماسی گردشکری و نقش آن در توسعه گردشگری ایران. اولین همایش بین المللی علمی راهبردی توسعه گردشگری جمهوری اسلامی ایران، چالش ها و چشم اندازها.

۳- رضایی, ن. (۱۳۹۳). تجلیل جایگاه دیپلماسی عمومی در گردشگری ایران. ژئوپلیتیک, ۲(۳۴).

۴- قوام, س. (۱۳۸۴). از دیپلماسی مدرن به دیپلماسی رسانه‌ای. پژوهش حقوق عمومی, ۷, ۷-۱۸.

۵- مجتهد زاده, پ., عزتی, ع., & مرتضایی, ش. (۲۰۱۹). دیپلماسی گردشگری و رونق گردشگری در منطقه مکران: مطالعه موردی روابط ایران با همسایگان شرقی. فصلنامه جغرافیا ( برنامه ریزی منطقه ای), ۹(۳), ۵۶۱-۵۸۲.

۶-Vyas, U. (۲۰۱۳). Soft Power in Japan–China. Routledge.

۷- اکبرزاده, ف. (۱۳۹۶). نقش دیپلماسی رسانه ای در روابط بین الملل و سیاست خارجی دولت ها.

۸- سلطانی فر, م., & خان‌زاده, ل. (۱۳۹۲). دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران (فرصت ها، چالش ها، آسیب شناسی و راهبردها). مطالعات فرهنگ – ارتباطات, ۱۴(۲۲ (مسلسل ۵۴)).


دفعات مشاهده: 537 بار   |   دفعات چاپ: 234 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی دیجیتال؛ شکست مرزهای دیپلماسی سنتی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی دیجیتال؛ شکست مرزهای دیپلماسی سنتی

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی، فن اجرای سیاست خارجی و راهی در جهت پیشبرد اهداف، منافع، سازوکارها در محیط بین‌المللی و شامل کلیه اقداماتی است که یک دولت در روابط خارجی خود در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تجاری، مالی، تکنولوژیک، امنیتی و نظامی با هدف افزایش منافع یا کاهش مضار از مسیر سیاست خارجی انجام می‌دهد. در این معنا کلیه اقدامات دولت ها در تعامل یا تقابل با یکدیگر ذیل مفهوم دیپلماسی قرار می گیرد. در حقیقت دیپلماسی ظرف تعاملات واحدهای سیاسی با یکدیگر صرف نظر از محتوای این تعاملات است. دیپلماسی در واقع ابزار و روشی برای رسیدن به اهداف مورد نظر کشورها از طرق مسالمت آمیز و گفت و گو محور است.

با ورود اینترنت به فضای عمومی و دسترسی عامه مردم به این صناعت جدید غرب، انقلابی عمیق همه وجوه زندگی عصر جدید را در برگرفته است. فضای مجازی و اینترنت دوران جدیدی را رقم زده است که مطلقا با دوره های قبل خود قابل مقایسه نیست. این انقلاب همه وجوه پیدا و پنهان زندگی و حیات روزمره و آینده بشریت را تحت الشعاع خود قرار داده است. به عبارت دقیق تر نمی توان حوزه و عرصه ای را در نظر گرفت که از ورود این پدیده مصون باقی مانده باشد. دنیای دیجیتال میان کاربران جدید و قدیم اطلاعات فاصله نوری انداخته و انبوهی دیتا و اطلاعات تولید شده در هر موضوعی، بشر را با حیرت و تحیر و اختیار و انتخاب نامحدود مواجه کرده است در میان همه وجوه زندگی فردی و جمعی، امروزه روابط و سیاست خارجی کشورها نیز تحت تاثیر تحولات عمیق فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته است. فن آوری شهروندان جدید آفریده که مهمترین برتری دولت ها و حساسیت خاص آنان در طول تاریخ را به نام "مرز" از میان برداشته است. فقدان مرز و نبود مرزبندی های رسمی و سنتی، خصیصه ذاتی فضای جدید است و از این منظر همه دولت ها در تکاپوی مواجه دقیق و درست و مصلحت اندیشانه با این پدیده اند به همین منظور در صدد اصلاح مدل های حکمرانی و در پی آن کاربست مدل های جدید سیاستگذاری در حوزه‌های مختلف بویژه دیپلماسی برآمده اند. از این منظر قدرت سیاسی و سیاست خارجی و دیپلماسی کشورها تابعی از میزان حضور در فضای مجازی و کاربست آن در عرصه های مختلف و ایجاد تفوق در این زمینه قلمداد می شود.  بنابراین به بیان برخی از محققین، قدرت جهانی یک کشور به توانایی دیپلماسی رسانه‌ای‌اش ارتباط دارد و سیاست خارجی نباید برای موفقیت، از نقش دیپلماسی رسانه‌ای و فناوری‌های جدید اطلاعاتی_ارتباطی غافل باشد (سلطانی فر & خان‌زاده, ۱۳۹۲).

دیپلماسی دیجیتال

توسعه فناوری‌های نوین ازجمله فناوری اطلاعات و ارتباطات به ایجاد گسترده‌ی رسانه‌های نوینی چون شبکه‌های اجتماعی منجر شده است. از جمله مشخصات بارز این شبکه‌ها، سرعت بالای انتشار اخبار و اطلاعات در شبکه‌های مختلف و رایگان بودن دسترسی کاربران، جذابیت دیداری، و نیز آزادی عمل در بروز عقاید و تفکرات است. علاوه‌براین، از دیگر خصوصیات توسعه فناوری‌های جدید بنا به نظر نیکلاس وستکات، این است که خدمات دیپلماتیک سنتی، به شهروندان کشور متبوع و سایر کشورها سریع‌تر و مقرون به ‌صرفه‌تر ارائه می‌شود (Westcott, ۲۰۰۸). درنتیجه به نظر می‌رسد این مشخصه‌ها کار تصمیم‌سازی را پیچیده کرده و کنترل انحصاری دولت را بر این روند کاهش داده است. فضای دیجیتال در حقیقت حکمرانی دولت ها را حتی در عرصه های اختصاصی آنان نظیر پول، سرمایه اجتماعی، آزادی های گسترده و سیاست ورزی به چالش جدی کشیده است.

دیپلماسی نیز به لحاظ ساختاری و متناسب با تحولات حوزه فن آوری، تغییراتی داشته و اشکال نوینی از آن چون دیپلماسی دیجیتال را پررنگ کرده است. فضای مجازی و اینترنت در اواخر قرن بیستم در سایه جهانی‌شدن، به ابزار موثری در همه حوزه‌ها از جمله دیپلماسی بدل شده که از آن به عنوان دیپلماسی دیجیتال یاد می‌شود. "دیپلماسی دیجیتال در یک تعریف کلی به معنی بررسی، تجزیه و تحلیل و تلاش برای حل مشکلات سیاست خارجی از طریق استفاده از فضای مجازی است و ضمن توجه ویژه به بعد فنی، پیشرفت‌های ارتباطی و نقش رسانه را در خدمت دیپلماسی می‌بیند" (کربلایی حاجی اوغلی, ۱۳۹۳). 

اهمیت و جایگاه دیپلماسی دیجیتال در کشور

خالقین قدرت نرم، افراد خاص، شرکت‌ها، سازمان‌ها و گروه‌های دیگر جامعه هستند. و این سازمان‌ها و مردم، بستری را برای اشاعه درست فرهنگ، عقاید و عرف‌ها ایجاد می‌کنند و اینها همه از منابع قدرت نرم هستند. دولت ملی قدرت نرم را به طور مستقیم و غیرمستقیم به کار می‌برد که یکی از آنها رسانه و تبلیغ در آن است  (Vyas, ۲۰۱۳). از اهداف اصلی دیپلماسی دیجیتال، برقراری کانال ارتباطی مستقیم با افکار قشر جوان یک کشور از طریق شبکه‌های اجتماعی است.

در سال‌های اخیر، ورود رایانه‌های شخصی به منازل و اتصال آنها به شبکه جهانی اینترنت، منزل هر ایرانی را به بزرگراه اطلاعاتی تبدیل کرده است. استفاده گسترده کاربران از فضای مجازی و اینترنت سبب شده است دیگر نه فقط دیپلمات‌های کشور بلکه، هر پیامی که خارج از مرزهای شناخته شده بین‌المللی توسط مخاطبین فعال شبکه‌های مجازی ارسال می‌شود، حکم یک سفیر پرقدرت ولی نامرئی را داشته باشد. تحول امکانات و وسایل ارتباطی در عصر اطلاعات، قدرت‌های بزرگ را بر آن داشت تا متناسب با نیازمندی های عصر جدید، به تغییر ساختار زیربخش های دیپلماسی و استفاده از ابزارهای نوین آن چون دیپلماسی دیجیتالی بپردازند و از این طریق به جمع‌آوری اطلاعات و مدیریت افکار عمومی کشور هدف اقدام نمایند. با توجه به اینکه برخی کشورها با ایران روابط دیپلماتیک سنتی ندارند در این راستا و به منظور پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود، از فناوری جدید و شبکه‌های اجتماعی برای انتقال پیام،  اثرگذاری بر افکار عمومی و تلاش برای کنترل فکر،  بهره می‌گیرند.

باتوجه به نکات مهم فوق الذکر، می بایست با تدوین و به خدمت گرفتن دیپلماسی دیجیتال قوی، از طرفی برای مقابله با هجمه‌های کشورهای متخاصم گام بلندی برداشت و از طرف دیگر ارتباطات بین‌المللی خود با دیگر کشورها در حوزه‌های مختلف را با کمک اینترنت و فناوری ارتباطات و اطلاعات حفظ کرد. در این زمینه کارشناسان و متخصصان در هر دو حوزه دیپلماسی و رسانه برای تاثیر بین‌المللی و ایجاد رابطه میان کشورها و انتقال اطلاعات به آنها نقش موثری ایفا می‌کنند. البته در این راستا بالابردن سطح آگاهی‌های عموم در استفاده از فضای مجازی در جهت نیل به اهداف و تامین منافع ملی بی‌تاثیر نخواهد بود.

 نقش دیپلماسی دیجیتال در سیاست خارجی و بهینه‌سازی روابط

دیپلماسی دیجیتالی برای تحقق اهداف و تامین منافع ملی امروزه بسیار مورد توجه واقع شده است. پیوندهای عمیق میان اینترنت، فضای مجازی، فناوری اطلاعات و ارتباطات نوین و غیره با سیاست خارجی باعث شده است جامعه دیپلماتیک جهانی به ضرورت کسب مهارت‌ها و منابع لازم برای دستیابی به اهداف مشترک خود نیاز پیدا کنند. قابلیت شبکه‌های اجتماعی در شکل‌دهی به تحولات و حرکت‌های اجتماعی و فرهنگی توسط بسیاری از اصحاب رسانه و سیاست‌گذاران دولتی درک شده و بخش مهمی از اولویت‌های دیپلماسی را تشکیل می‌دهد. در صورت شکست فرایندهای دیپلماتیک سنتی، دیپلماسی دیجیتالی می‌تواند به کمک دیپلماسی رسمی آمده و زمینه‌های مناسبی را در دستیابی به اهداف و منافع ملی فراهم آورد.

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. در این راستا وزارت امور خارجه به عنوان سکاندار دستگاه سیاست خارجی، می بایست از اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم، نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره های عالی مهارت دیپلماسی دیجیتالی نه تنها برای دیپلمات‌ها بلکه برای کارشناسان حوزه رسانه، کارشناسان سیاست خارجی، کارشناسان و مدیران رسانه‌ای بین‌الملل، حوزه مطبوعات خارجی و بین المللی،  بازیگران بخش خصوصی و کارشناسان فنی حوزه ارتباطات و اطلاعات و حتی عموم مردم به عنوان مخاطبین فعال مفید خواهد بود.

گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. برخی محققین معتقدند اساسا، دیپلماسی دیجیتال از شبکه‌های اجتماعی در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌کند و رسانه به مثابه ابزاری در دیپلماسی تلقی می‌شود که با استفاده از این ابزار، دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران می‌توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار دهند. در این میان جنبه‌های نوین دیپلماسی رسانه‌ای از جمله دیپلماسی دیجیتال با توجه به نقش آن در مناسبات میان دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی حوزه‌ای تاثیرگذار و چالش‌برانگیز است. دیجیتالی‌شدن یا الکترونیکی‌شدن فرایندی است که انسان از طریق ابزارها، فنون و رسانه‌های دیجیتالی مانند شبکه اینترنت و رایانه با تولید، تکثیر، اشاعه و انتشار نمادها و معانی می‌پردازد. اهمیت دیپلماسی دیجیتال تنها از افزایش کاربران رسانه‌های جمعی ناشی نمی‌شود، بلکه در حقیقت این موضوع اساسا راه‌های تعامل دولت‌ها با شهروندان خود را دستخوش تغییر کرده و چگونگی روابط مربوط به کشورداری سنتی توسط حکومت‌ها را نیز تغییر داده است.

فضای مجازی مجرای مهمی برای انتقال عقاید و ارزش‌ها هستند. شبکه‌های مجازی تاثیر بزرگی بر تصور انسان‌ها از دیگر کشورها دارند. پس قدرت نرم، نتیجه سیاست‌هایی است که بستری را برای تبادل عقاید، خدمات و کالاها فراهم می‌آورد. قدرت نرم از جذابیت هویت یک کشور سرچشمه می‌گیرد (Vyas, ۲۰۱۳). در واقع به بیان دیگر دیپلماسی دیجیتال می‌تواند شرایط و بستر مناسبی برای شکل‌گیری اهداف موردنظر کشور و روابط سالم دیپلماتیک در حوزه‌های مختلف به وجود آورد. استفاده از دیپلماسی دیجیتال، ابزاری کارآمد برای سیاست خارجی محسوب خواهد شد. دیپلماسی دیجیتال از فناوری جدید، جمعیت‌شناسی و شبکه‌های اجتماعی بهره می‌گیرد تا اهداف سیاست خارجی را پیش ببرد. وجود سفارتخانه‌های مجازی، تماس فزاینده میان شهروندان و دولت‌های مطبوع خود در گذشته امری محال به نظر می‌رسید اما اینک همه اینها در دسترس است و به سهولت هر چه بیشتر روابط انسانی و دولت ها و روان تر کردن این ارتباطات کمک ویژه ای که پیشتر در تصور هم نمی گنجید، کرده است.  (سلطانی فر & خان‌زاده, ۱۳۹۲).  چهره های سیاسی و سیاستمداران برای انتقال پیام خود به شبکه های صوتی و تصویری سنتی کمتر مراجعه می کنند و امروز از این ابزار بسیار بهتر و موثرتر برای تعامل سود می جویند. به عنوان مثال می توان به رفتار و بهره برداری دونالد ترامپ، رئیس جمهور سابق آمریکا از توئیتر برای تعامل با شهروندان آمریکایی، جامعه جهانی و سیاستمداران دیگر کشورها اشاره کرد.

امروزه، دیپلماسی دیجیتال از اهمیت زاید الوصفی برخوردار شده و متخصصان حوزه ارتباطات و اطلاعات باید به خوبی برای مواجهه با دنیای جدید آماده شوند. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی دیجیتال برای همه کسانی که به نوعی درگیر فعالیت های سیاست خارجی یا رسانه ای هستند ضروری است. دنیای جدید و نو شده اقتضائات خاص خود را دارد و ناتوانی از درک و شناخت آن ویژگی ها منجر به واگذاری محیط و فضا به رقبای بی رحم و خشن خواهد شد تا با تکیه بر ابزار نرم و قدرت موجود در آین رسانه، اهداف سخت و منافع بلند و کوتاه مدت خود را از این طریق مدیریت کنند و به آنها دست یابند. چالش کنونی مشترک دیپلمات‌ها و فعالان حوزه رسانه،‌ هدایت یک سیستم پیچیده است که در آن مسائل سیاست داخلی و خارجی و خطوط قدرت در بستر زمان و لحظه ای و به شکل عمیقی در هم می آمیزد. دیپلماسی دیجیتال در حقیقت ملتقای این دو مهارت عینی و عملی در عرصه سیاست خارجی است و از این رو از حساسیت بسیاری برخوردار است. ذیلا به مهمترین دلایل برجستگی و اهمیت موضوع اشاره می شود و همین دلایل کافی است تا دستگاه دیپلماسی و همه فعالان و علاقه مندان این حوزه خود را برای فراگیری مهارتی جدید که مبتنی بر  تعاملی سخت، پیچیده، حساس، لحظه ای و دقیق آماده کنند:

-  شناخت فناوری‌های جدید، رسانه‌های نوین ازجمله شبکه‌های اجتماعی و کارکردهای آنها در حوزه دیپلماسی

- آشنایی دقیق و عمیق با لوازم و الزامات این نوع جدید از دیپلماسی و کاربردهای آن

- شناخت نقشه راه و مشخص کردن جایگاه دیپلماسی دیجیتال

- آشنایی با مگا دیتا و کاربردهای خاص آن

- درک لوازم و الزامات دیپلماسی دیجیتال و نحوه کاربست آن

- بررسی شیوه های سطوح تعامل در این دیپلماسی (فردی، ملی، منطقه ای، فراملی و ...)

-  آشنایی با فن تحلیل پیام و محتوای شبکه های اجتماعی

- استفاده از امکانات، ظرفیت‌ها، تجارب و داشتن مهارت لازم در تحلیل مداوم گزارش‌های سازمان‌های رسانه‌ای دیگر.

- کاربرد شبکه های اجتماعی در سیاست خارجی و چگونگی تعاملات و ارتباطات جهانی آنها خصوصا در میان رهبران سیاسی

- بررسی و چگونگی نقش برجسته‌ی فضای مجازی در مدیریت افکار و اذهان عمومی، برندسازی، و تاثیرگذاری بر تصمیم‌سازان

- تقویت بنیه تقابلی شبکه‌ها و استفاده از آن به‌عنوان ابزار جدیدی از قدرت‌سازی در دیپلماسی

- چگونگی استفاده از ابزارهای دیجیتالی برای ورود به عرصه سیاست داخلی کشورها با هدف جلب و ترغیب عموم مردم، افکار سنجی،

نقش دانشگاه در توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی دیجیتال

شرایط کنونی جامعه جهانی که دو عرصه حقیقی و مجازی را تجربه می کند، فضایی بسیار سخت و پیچیده را برای تصمیم گیران رقم زده است و خروج موفق از این فضا بدون داشتن درک صحیح از موضوع میسر نیست. برای مواجهه با این فضا که دامنه تصرفاتش مرزهای ملی را درنوردیده و أساسا هیچ مرزی را به رسمیت نمی شناسد می باید تلاش وافری صورت گیرد. با توجه به جایگاه استراتژی دیپلماسی دیجیتال در مقطع کنونی، در کشور، برگزاری کارگاه های و  دوره‌های آموزشی و مهارت افزایی بلند مدت در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه رسانه و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه ارتباطات تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

دانشکده مطالعات جهان نیز در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه رسانه و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-Vyas, U. (۲۰۱۳). Soft Power in Japan–China. Routledge.

۲- Digital diplomacy: The impact of the internet on international relations. (۲۰۰۸). Westcott, N

۳- اکبرزاده, ف. (۱۳۹۶). نقش دیپلماسی رسانه ای در روابط بین الملل و سیاست خارجی دولت ها.

۴- سلطانی فر, م., & خان‌زاده, ل. (۱۳۹۲). دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران (فرصت ها، چالش ها، آسیب شناسی و راهبردها). مطالعات فرهنگ - ارتباطات, ۱۴(۲۲ (مسلسل ۵۴)).

۵- قوام, س. (۱۳۸۴). از دیپلماسی مدرن به دیپلماسی رسانه‌ای. پژوهش حقوق عمومی, ۷, ۷-۱۸.


دفعات مشاهده: 562 بار   |   دفعات چاپ: 201 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی انرژی؛ رهاسازی هوشمند انرژی نهفته در دیپلماسی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی انرژی؛ رهاسازی هوشمند انرژی نهفته در دیپلماسی

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

در طول قرن بیستم و سال‌های آغازین قرن بیست و یکم، ابزارها و شیوه‌های تامین اهداف و امنیت ملی کشورها متحول شده است. دیگر سران کشورها در رسیدن به اهداف خود، صرفا به ابزار سخت و نظامی متوسل نمی‌شوند. زبان زمانه عوض شده و استفاده از ابزار نرم و گفتگو و تعامل یا توافق برای دستیابی به اهداف مشترک یا همان دیپلماسی را در اولویت سیاست خارجی قرار گرفته است.

گرچه در دنیای امروز، بیشتر از گذشته سایه شوم جنگ، در صورت به نتیجه نرسیدن دیپلماسی، بر سر ملت‌های بی دفاع و کم بنیه و ضعیف همچنان گسترده است. شمشیر دموکلس جنگ، در دستان سیاستمداران و دیپلمات‌هاست که به پشتوانه آن و قدرت نظامی عیان و آشکارشان، اراده خود را بر دیگران تحمیل کنند. جنگ در حقیقت آخرین راه تحمیل نظر و شکست اراده طرف مقابل است و در این دنیای نابرابر گویا از آن گریز و گزیری نیست. تاریخ نیمه اخیر قرن بیست و دو دهه اول آن گواه خوبی بر این نکته است.

یکی از نیازهای فعلی جوامع، بحث تأمین انرژی و بسیاری از مناقشات و تعامل‌ها در روابط دول برای دستیابی به انرژی است. در همین راستا کشورهای دارنده‌ی نفت و گاز و برق، که از مهمترین حامل های انرژی تلقی می شوند، از این ابزار، به عنوان اهرم قدرت در منطقه و در سطح بین‌الملل بهره می‌گیرند. انرژی نقش حیاتی در روشن‌ماندن چراغ صنایع و توسعه اقتصادی کشورها دارد. همواره رقابتی بزرگ بر سر تصاحب انرژی و گردش چرخ اقتصاد در جهان وجود داشته است چراکه امنیت ملی و پایداری نظام حکومتی تا حد زیادی به انرژی و تامین مستمر و ارزان و امن آن وابسته است. از زمان پیدایش انرژی و شناخت اهمیت آن بود که بکارگیری دیپلماسی انرژی فعال در بین دیپلمات ها و سیاستمداران قوت گرفت. انرژی خون جاری در رگ های اقتصاد جهان صنعتی شد و این خون نیاز به گردشی مستمر، امن، پایدار، مطمئن و البته ارزان و بی دردسر داشت. موضوعی که با نیاز مستمر و رو به افزایش جهان منافات داشت. پر بیراه نیست اگر بگوییم میان صنعتی شدن و نیاز به انرژی، و جنگ رابطه مستقیمی می توان برقرار کرد. 

دیپلماسی انرژی در بکارگیری ابزار انرژی و خرید و فروش نفت و گاز و برق و سایر محصولات خام و فرآوری شده این حوزه، برای تحقق اهداف و منافع ملی جایگاه خاصی دارد. زیرا از یک سو، به ابعاد اقتصادی و از سوی دیگر به ابعاد امنیتی، منافع و قدرت ملی مرتبط است. در واقع دیپلماسی انرژی از رابطه  و تعامل دیرینه سیاست و اقتصاد در عرصه انرژی بحث می‌کند. از میان صورت‌های مختلف انرژی، جایگاه و اهمیت تاثیرگذاری نفت و گاز در عرصه دیپلماسی همچنان بی‌بدیل است. این جایگاه و اهمیت تا حدی است که این دو حامل انرژی را از ابعاد اقتصادی و تجارت صرف بسیار فراتر برده و به آنها نقش حیاتی، امنیتی، و راهبردی اعطا کرده است (اسلامی, ۱۳۹۱). به بیانی دیگر، دیپلماسی انرژی سیاستی‌ راهبردی، جامع و کارآمد است که چارچوب کلی تعاملات و توافقات را تدوین کرده و به ایجاد فرصت‌های تعامل بین‌المللی در جهت حداکثرسازی منافع ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک کمک می‌کند و با تکیه بر ابزار انرژی، به تهدیدات بین‌الملل شکل و شمایل متفاوتی می بخشد، گاه اسباب اطمینان دنیای غرب را فراهم می آورد، آن چنان که شاه ایران در جریان تحریم نفتی اعراب در ۱۹۷۳ عمل کرد و گاه اسباب نگرانی و تهدید جامعه جهانی می شود، آن چنان که ایران در سال های اخیر نسبت به مسدود کردن تنگه هرمز هشدار می دهد. در هر دو حالت انرژی از حساسیتی خاص برخوردار شده که لاجرم در محدوده امنیت ملی و دیپلماسی می گنچد.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی انرژی در کشور

منطقه خاورمیانه، خلیج فارس، دریای عمان و سرزمین‌های حوزه دریای خزر؛ یا همان بیضی انرژی، حدود ۷۰ درصد ذخایر نفتی و ۴۰ درصد ذخایر تثبیت شده‌ی گاز طبیعی جهان را دارا هستند. جمهوری اسلامی ایران به لحاظ قرارگیری در بیضی انرژی و تاثیرگذاری مستقیم بر اقتصاد جهانی، علاوه‌بر دارا بودن سهم عمده‌ای از انرژی جهانی و موقعیت ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک در حوزه انرژی، از موقعیت ویژه ژئواکونومیک هم برخوردار است. به‌رغم داشتن این توانایی‎ها و انحصار در ارائه مسیر ترانزیت کوتاه و مناسب در انتقال نفت و گاز، به دلیل فشارهای آمریکا و ناکارآمدی دیپلماسی در حوزه انرژی، از نفوذ ژئوپلیتیکی متناسبی در تعاملات منطقه‌ای و جهانی برخوردار نیست. جمهوری اسلامی در حوزه انرژی تحت‌تاثیر اقدامات و سیاست‌های بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از قبیل عربستان سعودی و ایالات متحده آمریکا قرار دارد و تعاملات این دو مانع دستیابی ایران به جایگاه واقعی خویش در منطقه و نقش آفرینی شایسته در دیپلماسی انرژی شده است (گنج‌خانلو, ۲۰۲۰, ص. ۱۰۶).  

به نظر می‌رسد دیپلماسی نفت و گرفتن سهم بازار نفت برای کشور، مهم‌ترین اولویت بخش انرژی بوده و نیازمند ایجاد زیرساخت‌هایی با مشارکت و همکاری چندین بازیگر در این حوزه است. در ادامه به شماری از زیرساخت‌های مورد نیاز اشاره می‌شود.  (شهنازی‌زاده, کشیشان سیرکی, & خداوردی, ۱۳۹۸)

- دسترسی به بازارهای جهانی و کمک به رونق بازار نفت ایران از طریق رایزنی با کشورهایی که نقش مثبت و کلیدی در همکاری بین اعضای اوپک و غیراوپک و سهم مهمی در بازار نفت دارند؛

- جذب سرمایه خارجی به طور مستقیم و غیرمستقیم؛

- حفظ اقتصاد ملی در برابر چالش‌های اقتصاد جهانی؛

- تنوع بخشی به مسیرهای انتقال انرژی؛

- مبارزه با اقدامات تروریستی در مسیرهای انتقال انرژی؛

- مدیریت کنترل قیمت در شرایط بی ثباتی و ناپایداری در اقتصاد جهانی؛

- تدوین راهبرد و سیاست ملی انرژی که هدف آن برقراری تعامل هم‌افزا میان بخش انرژی، امنیت ملی و سیاست خارجی باشد؛

- گسترش شبکه حمل‌ونقل نفت و ارتباط مطمئن و کارآمد به منظور افزایش درآمدهای ارزی؛

- تعامل پایدار در چارچوب اوپک و خصوصاً با عربستان سعودی در حوزه دیپلماسی انرژی در سطح منطقه‌ای؛

- بکارگیری ابزار کنترل استراتژیک بر تنگه هرمز در جهت وادار کردن کشورهای نفتی خلیج‌فارس به تعامل با خود

علاوه بر آمادگی زیرساختی و فنی در داخل کشور برای افزایش تولید، زمینه‌سازی‌های بین‌المللی و تدوین و اتخاذ یک دیپلماسی انرژی فعال با هدف جلب همکاری و اعتماد دیگر تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی، برای بازگشت آرام و مقتدرانه ایران به بازار نفت، ضروری و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. علاوه بر بهره‌گیری از دیپلماسی فعال انرژی، پذیرش روحیه مسئولیت‌پذیری و همکاری در قبال تحولات نفتی ایران طی سالیان اخیر، می تواند سرمایه خوبی برای جلب اطمینان کشورها در این حوزه بشود. این جلب اعتماد نه فقط در حوزه فروش بلکه در حوزه سرمایه‌گذاری شرکت‌های نفتی معتبر جهانی در صنعت نفت ایران، بی‌تأثیر نخواهد بود و زمینه را برای تعاملات بیشتر فراهم می آورد. اتخاذ دیپلماسی فعال در این حوزه از ضرورت های غیر قابل چشم پوشی است و گرچه حریف در این زمینه مزاحمت های بسیاری آفریده است اما توانمندی ایران در تحقق اهداف بویژه در حوزه انرژی در شرایط بسیار سخت و ظالمانه تحریم های یکجانبه را نمی توان نادیده گرفت.

در ضرورت تدوین راهبردهای نوین در حوزه دیپلماسی انرژی

در اهداف سند چشم انداز بیست ساله آمده است که توسعه‌یافتگی در صدر برنامه‌های کلان کشور قرار گرفته و سایر برنامه‌های ملی باید در هماهنگی کامل با آن طراحی شوند. توسعه ملی کشور نباید و نمی‌تواند در تقابل با جهان و یا در انزوا به ثمر بنشیند. بی تردید از طریق تعامل سازنده است که منابع، آرامش، ثبات و نیازمندی‌های لازم برای رسیدن به جایگاه توسعه‌یافتگی فراهم خواهد شد و موانع و تهدیدهای پیش روی توسعه‌یافتگی رفع خواهند شد. انرژی و مشارکت در تامین امنیت جهانی آن، بی هیچ شبهه ای می تواند و می بایست کانون این تعامل سازنده قرار گیرد. (موسوی شفائی, ۱۳۸۹, ص. ۱۶۷). بدیهی است که در جریان همکاری‌های مستمر منطقه‌ای و بین‌المللی و دیدار و گفتگو بر سر مسئله انرژی با مقامات مربوطه و ارائه راهکار و مشارکت در برنامه‌های بین‌المللی می‌توان در راستای تامین اهداف و منافع ملی گام برداشت و مناسبات و تعاملات دو و چندجانبه با دیگر کشورها را در حوزه‌های مختلف گسترش داد. این امر محقق نخواهد شد مگر با بهره‌گیری از دیپلماسی قوی در حوزه انرژی که زمینه رشد و بالابردن بنیه علمی کارشناسان این حوزه در کشور احساس می‌شود. 

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دولتی و غیردولتی دیگر در مسائل دیپلماتیک درگیر شده‌اند. در این راستا وزارت امور خارجه به عنوان محور اصلی این تعاملات می بایست از اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی انرژی برای نه تنها دیپلمات ها بلکه برای کارشناسان حوزه انرژی، کارشناسان دیپلماسی و مسئولان عرصه سیاست خارجی، متولیان حوزه انرژی، سیاست‌گذاران کلان کشوری، و بازیگران بخش خصوصی بازار انرژی برای تربیت نمایندگان فرهیخته و آشنا با نقاط قوت مسئله انرژی ایران مفید خواهد بود.

دیپلماسی انرژی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

جمهوری اسلامی ایران به‌رغم داشتن منابع اقتصادی، به دلایل حاشیه‌ای نظیر مورد توجه قرارنگرفتن استراتژی گسترش بازار در سیاست اقتصادی کشور و محدودیت‌های بین‌المللی، خصوصا موضوع تحریم، میزان صادرات انرژی محدودی به بازارهای جهانی دارد. بدین ترتیب است که دیپلماسی انرژی نقش قابل توجهی در بهینه‌سازی روابط دو کشور در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حفظ و گسترش آن در حوزه انرژی را پیدا می کند. دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران با استفاده از ابزار و بستر انرژی، نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین‌المللی ایفا می‌کنند و می‌توانند شرایط و بستر مناسبی برای شکل‌گیری اهداف موردنظر کشور و روابط سالم دیپلماتیک در حوزه‌های مختلف به وجود آورند. انرژی، مهم‌ترین نقطه اتصال کشور ما به نظام بین‌الملل بوده و می‌توان از این ظرفیت برای تعامل و همکاری کشور با نظام بین‌الملل بهره گرفت.

از طرفی، انرژی دارای ماهیتی دوگانه است و هم‌زمان به صورتی عمیق با هر دو حوزه سیاست سخت و نرم مرتبط می‌شود. به طوری‌که جهانی شدن اقتصاد و جریان‌های قدرتمند فراملی و فروملی نتوانسته است این ویژگی دوگانه و در عین حال منحصربه‌فرد انرژی را تضعیف کند (موسوی شفائی, ۱۳۸۹, ص. ۱۶۳). از طرفی دیگر، افزایش هزینه‌های کشورهای منطقه در منزوی ساختن ایران می‌تواند آنها را به تعامل ناخواسته با ایران وادار کرده و زمینه را برای تنفس هرچند محدود ایران فراهم نماید (شهنازی‌زاده, کشیشان سیرکی, & خداوردی, ۱۳۹۸). از این رو ایران می‌تواند با بکارگیری دیپلماسی انرژی فعال و استفاده از قدرت انرژی، اقدامات ویژه‌ای برای شکل‌دادن به روابط مناسب و رو به پیشرفت با کشورهای عضو اوپک و غیراوپک انجام دهد و زمینه‌های لازم را برای عبور ایران از تحریم‌های اقتصادی و بین المللی و خروج از انزوا فراهم آورد.

با وجود موقعیت استراتژیک ایران در منطقه و تحریم‌های تحمیل‌شده بر اقتصاد ایران لزوم تشریک مساعی میان سازمان‌های مرتبط با انرژی، سازمان‌های اقتصادی و بهره‌گیری از ابزارهایی برای حفظ و بازگذاشتن دریچه‌های روابط ایران با سایر کشورها و یا حتی بهبود روابط سیاسی و صلح پایدار از این طریق احساس می‌شود. از آنجائیکه نفت و گاز نقش تعیین‌کننده‌ای بر اقتصاد کشورهای تولیدکننده و مصرف‌کننده انرژی دارد و نیز با توجه به اینکه امروزه هرآنچه اقتصادی است سیاسی نیز هست،  اهمیت دیپلماسی و پیوند عمیق انرژی و سیاست و نیز به لزوم تشریک مساعی سازمان‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط با انرژی، اقتصاد و دارایی و امور خارجه هویدا می‌شود. قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه به منظور بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر مثبت و برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه انرژی تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی، سازمان‌های غیردولتی، فعالین حوزه انرژی بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

نقش دانشگاه در توسعه و ترویج دیپلماسی

ایران با قرارگیری در محور ترانزیت کوتاه و مناسب همواره مورد توجه طالبان انرژی جهان بوده است. جمهوری اسلامی می‌تواند با بهره‌گیری از ابزار انرژی و بهره‌گیری از نقاط قوت در این حوزه و رفع نقاط ضعف، در عرصه رقابت با کشورهای منطقه از فرصت‌ها استفاده کرده و ضمن برقراری امنیت تولید و انتقال منابع انرژی به بازار مصرف، بر تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم مخالفان نقش منطقه ای ایران غلبه کند. پرواضح است که با اهمیت یافتن دیپلماسی انرژی در ایران و جهان، متخصصان این حوزه و سیاست خارجی باید به خوبی آماده شوند. ازجمله مهارت‌ها و دروسی که علاقمندان به این دوره فراخواهند گرفت می‌توان به اختصار به موارد ذیل اشاره کرد.

- بررسی قواعد حاکم بر انرژی از منظر حقوق بین‌الملل

- چگونگی تعیین بازارهای باثبات مطمئن برای تأمین امنیت عرضه انرژی

- تعیین نوع حضور در بازارهای مشخص‌شده

- تحلیل جذابیت یا عدم جذابیت حضور در معاهدات و یا تصمیم‌سازی برای شرکت در سازمان‌های جهانی انرژی نظیر مجمع کشورهای صادرکننده نفت و گاز

- ارائه راهکار برای استفاده حداکثری از موقعیت جغرافیایی در جهت تاثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی

- چگونگی تصمیم‌سازی در قبال نوسانات قیمت نفت در اثر تحولات و مسائل بین‌المللی

- مطالعه چارچوب‌های علمی، استراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک برای دیپلماسی انرژی کشور

لذا ضروری است جامعه هدف از جمله نمایندگان، مسئولان، کارشناسان دیپلماسی بخش انرژی سفارت، مسئولان عرصه سیاست خارجی، متولیان حوزه انرژی، سیاست‌گذاران کلان کشوری، و بازیگران بخش خصوصی بازار انرژی و دیپلمات‌های رسمی با شرکت در دوره‌های دیپلماسی انرژی ضمن شناخت عمیق اصول این برنامه با سازوکارهای اجرایی آنها آشنا شده و در بکارگیری تاکتیک‌های جدید در رایزنی‌های جهانی و کسب مهارت فنون مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی از امکانات و ظرفیت‌های حوزه انرژی کشور برای بروز تصمیم‌های سریع و مذاکرات ماهرانه، و مقابله با تهدیدهای امنیتی یا سایر موارد، آمادگی لازم را به دست آورند.

نسل جدید و تحصیلکرده و فعال امروز علاقه مند به ایفای نقش های بیشتر و در خور در تعاملات منطقه ای است و شناساندن روش تعامل با دیگران و بویژه دیپلماسی انرژی به ایشان برای تحقق رویاهای شان کمک خواهد کرد. افزایش مهارت‌های دیپلماسی و پرورش دیپلمات‌های متخصص در دانشگاه‌ها بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه انرژی متوجه نظام خواهد کرد. با توجه به جایگاه استراتژیک دیپلماسی انرژی در مقطع کنونی، برگزاری دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه انرژی و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه انرژی و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-اسلامی, م. (۱۳۹۱). دیپلماسی انرژی ایران و روسیه: زمینه های همگرایی و واگرایی. راهبرد, ۲۱(۶۴).

۲- شهنازی‌زاده, س., کشیشان سیرکی, د., & خداوردی, ح. (۱۳۹۸). سیاست‌گذاری منطقه‌ای ایران در حوزه‌ی دیپلماسی انرژی : در چارچوب اقتصاد سیاسی منطقه‌ای (۲۰۰۳-۲۰۱۹). پژوهش های روابط بین المل, ۹(۴), ۸۱-۱۱۴.

۳- گنج‌خانلو, ج. (۲۰۲۰). امنیت انرژی و دیپلماسی ایران در ژئوپلیتیک انرژی منطقه بین سال های (۷۱۰۲-۷۱۷۱). شریه پژوهش در حسابداری و علوم اقتصادی, ۳(۱۰), ۱۰۵-۱۱۵.

۴- موسوی شفائی, س. (۱۳۸۹). تعامل هم افزا میان راهبرد انرژی و سیاست خارجی ایران. پژوهشنامه علوم سیاسی, ۵(۳).


دفعات مشاهده: 537 بار   |   دفعات چاپ: 192 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی آب؛ آبی کردن جهان خشک سیاست

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی آب؛ آبی کردن جهان خشک سیاست

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

بشر از دیرباز سه دسته رفتار داشته است؛ رفتارهای دوستانه، رفتارهای خصمانه و رفتارهای معمول که در قالب هیچ یک از دو رفتار پیشین نمی‌گنجد. این سه دسته رفتارهای طبیعی، به مرور زمان، سه دسته رفتار جمعی را شکل داده است که هر کدام بتدریج سه مدل رفتاری در حوزه علوم اجتماعی را به وجود آورده است. در زندگی جمعی و جامعه نیز اصناف رفتارهای سیاسی را می‌توان ذیل همین دسته بندی سه گانه در نظر گرفت.

در حوزه سیاست نیز تقریبا همین سه دسته رفتار، جهت گیری عمومی واحدهای سیاسی را شکل می‌دهد. دسته نخست رفتارهای تعاملی را در سیاست خارجی در پیش می‌گیرند و آرمانی می‌اندیشند و درصدد برپایی صلح در جهان می‌کوشند و آرمانگرایی را پیشه می‌سازند. ویلسونیسم نماد این گونه از جوامع است که ذات انسان‌ها را خوب و جنگ را عرضی تلقی می‌کنند. دسته دوم واقع گرایانند و جهان را سرشار از شر و شور می‌دانند و ذات انسان را متمایل بدان و در پیشگاه لویاتان جهانی سر فرو می آورند و صلح را امری تخیلی و فاصله میان دو جنگ می دانند و قدرت را غایت جهان می دانند و برای رسیدن بدان از هیچ جنایتی فروگذار نمی کنند. دسته سوم میان این دو گروه در نوسانند و بهترین آنها بی طرفی و بی سیاستی از دو نوع قبل را پیشه می کنند و داعیه پرهیز از درافتادن در هر دو ورطه را دارند. سوئیس نماد این سبک رفتاری در سیاست خارجی است. دیپلماسی مورد نظر هر گروه البته مزایا و معایبی دارد که در این مجال فرصت بررسی آنها نیست. مهمترین مسئله مورد عنایت هر سه مکتب فوق، توجه به موضوع رقابت های جهانی بر سر منابع اندک و به شدت مورد تقاضاست.

یکی از مهمترین منابعی که زمینه رقابت‌ها و جنگ‌ها و درگیری‌های نظامی را فراهم می‌کند، درگیری بر سر منابع کانی و مهمترین آنها "آب" است. بی تردید مهمترین نیاز حیاتی جوامع بشری، آب است و دستیابی بی هزینه، کم خطر، پایدار و طولانی مدت به آب، همواره معضل کشورهای منطقه خاورمیانه بوده است... بحث تأمین آب شیرین باعث شده است به‌منظور جلوگیری از بروز منازعات در مقیاس‌های ملی و منطقه‌ای، قراردادها، پیمان‌نامه‌ها و توافق‌های زیادی برای تقسیم آب‌های بین‌المللی میان کشورها و یا مدیریت رودهای بین‌المللی به امضا برسد. کشورها در موارد متعددی با بکارگیری روش‌های مذاکره و تعامل و حل‌وفصل مسالمت‌آمیز منازعات بر سر مسئله آب یا همان دیپلماسی آب اقدام به همکاری کرده‌اند. دیپلماسی آب به معنی توان بالقوه درگیری و خشونت یا برعکس، همکاری و مدیریت بر سر منابع آب مشترک و بین‌المللی است که با ادامه روند کمبود یا گاه بحران در سال‌های اخیر، بسیار مورد توجه واقع شده است. دیپلماسی آب، توانایی کشورهای ذینفع در مدیریت آب‌های مشترک است تا وضعیت پایدار سیاسی برای استحصال آن به دست آید (دهشیری & حکمت‌آرا, ۱۳۹۷, ص. ۶۰۰). دسترسی به آب شیرین که در سراسر جهان با بحران روبروست، با امنیت و ثبات جوامع انسانی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. عدم دسترسی به آب، توسعه اقتصادی را مختل می‌کند و عدم توسعه اقتصادی یا نرخ پایین توسعه و رشد اقتصادی، امنیت غذایی، رفاه اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع را به خطر می‌اندازد (عراقچی س. , ۲۰۱۵, ص. ۹۹).

اهمیت و جایگاه دیپلماسی آب در کشور

در سده اخیر موضوع ریزش های جوی تحت تاثیر روند رو به رشد فعالیت‌های اقتصادی و صنعتی به شدت کاهش یافته است. این کاهش نزولات جوی، در درازمدت سبب خشکسالی در منطقه و در کوتاه مدت باعث بروز جنگ و درگیری های مختلف شده است. در طول نیم قرن اخیر و تا سال ۲۰۰۶، بیش از  ۳۷ مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده و همه آنها به جز تعداد اندکی (هفت مورد) به خاورمیانه مربوط بوده است (عراقچی س. , ۲۰۱۵, ص. ۱۰۰). ج.ا.ایران نیز ازجمله کشورهایی است که در حوضه‌های مشترک بین‌المللی و همچنین در منطقه خشک و پرتنش خاورمیانه قرار گرفته است. ایران دارای شش حوزه آبریز اصلی است که همه آنها با بحران کم‌آبی مواجه هستند.

 ج.ا.ایران با هفت کشور مرز زمینی دارد و حدود ۲۷ درصد از مرزهای کشور ایران را مرزهای آبی تشکیل می‌دهند (مظفری, حاجی‌حسینی, & حاجی‌حسینی, ۱۳۹۷). ج.ا.ایران به‌ دلیل داشتن مرزهای آبی طولانی با همسایگانش و مشترک بودن در حوضه‌های آبریز فرامرزی، ظرفیت قابل توجهی برای کاربست دیپلماسی آب محور در سیاست خارجی خود با همسایگان دارد. این منابع آبی، در شرایطی خاص هم می‌تواند باعث ایجاد تنش و منازعه بین کشورها شود و هم تعامل و همگرایی میان طرفین را زمینه سازی کند.  البته تجربه نشان داده است که معمولا این تضاد و تعارض در سطح منطقه بر سر آب‌های مشترک محتمل‌تر به نظر می‌رسد. قراردادهای آبی بین‌المللی نظیر پروتکل‌ها، موافقت‌نامه‌های دو یا چندجانبه، و معاهدات براساس حقوق برابر کشورهای ذینفع در استفاده از منابع آب مشترک بین این کشورها در احتمال کاهش اختلاف و مناقشه ضروری است. اما شرایط همیشه تابعی از مفاد قراردادها نیست و اوضاع جوی و خشکسالی عجیب و طولانی، در بطن خود ناامنی ها و رقابت های جدی بر سر منابع آبی را گسترش داده است.

دیپلماسی آب می‌تواند نقش موثری در همکاری‌های تجاری، اقتصادی، مسائل زیست محیطی و همچنین مسائل سیاسی ایفا کند و این امر طالب مدیریت دقیق و جامع است تا بین ایران و همسایگان وضعیت پایداری به وجود آورد. به نظر می‌رسد دیپلماسی آب کشور، نیازمند ایجاد زیرساخت‌هایی با مشارکت و همکاری چندین بازیگر در این حوزه است. فقدان این زیرساخت ها و تفاهم مشترک بر سر نحوه استفاده از حقابه ها، می تواند دامنه منازعات را کاهش داده یا بر آن بیفزاید. برای مثال مشکلات آبی بین ایران، عراق و عراق و ترکیه منجر به خشکی برخی از تالاب‌های بین‌النهرین و به‌ویژه تالاب هورالعظیم و همچنین تشدید پدیده ریزگردها شده است. برای ایجاد توافق پایدار بهتر است کشورها بین مسئله آب و سایر مسائل، نظیر تجاری (مبادله کالا و بازارهای مشترک)، فرهنگی و تاریخی و غیره، به‌عنوان راه‌حلی برای دیپلماسی آب پیوند برقرار کنند (بنی‌حبیب & دولت‌آبادی, ۲۰۱۷). بنابراین علاوه ‌بر آمادگی زیرساختی و فنی در داخل کشور، زمینه‌سازی‌های بین‌المللی و تدوین و اتخاذ یک دیپلماسی آب فعال با هدف جلب همکاری و اعتماد دیگر کشورها، ضروری و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. داشتن روحیه مسئولیت‌پذیری و همکاری در قبال بحران آب نیز، سرمایه خوبی برای جلب اطمینان کشورها خواهد بود. با این روند می‌توان از مسائل بالقوه‌ای نظیر تشدید کانون ریزگردها، تغییر اقلیم منطقه و بیابان‌زایی، تهدید سلامت مردم منطقه، تهدید امنیت غذایی و سیل مهاجرت به سمت شهرهای بزرگ به خصوص مناطق مرکزی و در مجموع کاهش اشتغال و عقب ماندگی اقتصادی، جلوگیری کرد.

 هدف اساسی در راهبرد دیپلماسی آب این است که در مراوده با همسایگان، منافع آبی کشور از منابع مورد مناقشه به شکل مناسبی تامین شود. دانش و علم در دیپلماسی و مذاکرات آب از اهمیت بالایی برخوردار است و استفاده غیرعلمی برای چنین تصمیم‌گیری‌هایی ‌منجر به بحران و تنش می‌شود (سامعی, اخباری, & حیدری, ۲۰۲۰, ص. ۱۷۴). به نظر می‌رسد برای تقویت و فعال‌سازی دیپلماسی آب در راستای تامین اهداف و منافع ملی، اقدامات زیر از سوی ج.ا.ایران ضروری است.

- مشخص کردن رژیم حقوقی حاکم بر منابع آب مشترک

- استفاده از تجربیات کشورهای موفق در زمینه دیپلماسی آب

- تفکیک دیپلماسی آبی کشور در قبال کشورهای فرادست و فرودست

- حل‌وفصل مسئله بهره‌برداری از منابع مشترک بین ایران و همسایگانش در فضایی کاملا تعاملی

بدیهی است که در جریان همکاری‌های مستمر منطقه‌ای و بین‌المللی و دیدار و گفتگو بر سر مسئله آب با مقامات مربوطه و ارائه راهکار و مشارکت در برنامه‌های بین‌المللی می‌توان در راستای تامین اهداف و منافع ملی گام برداشت و مناسبات و تعاملات دوجانبه و چندجانبه با دیگر کشورها را در حوزه‌های مختلف گسترش داد. این امر محقق نخواهد شد مگر با بهره‌گیری از دیپلماسی قوی در حوزه آب که زمینه رشد و بالابردن بنیه علمی کارشناسان این حوزه در کشور احساس می‌شود.

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. در این راستا وزارت امور خارجه باید اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره عالی دیپلماسی آب نه تنها برای دیپلمات‌های رسمی، بلکه برای کارشناسان حوزه آب و محیط زیست، مدیران وزارت نیرو، سمن های حوزه محیط زیست، مدیران ارشد وزارت کشور و سیاست‌گذاران کلان کشوری با هدف آشنایی با نقاط قوت و ضعف نظام جمهوری اسلامی در مسئله بحران آب بسیار موثر، کاربردی و مفید خواهد بود.

اهمیت دیپلماسی آب در سیاست خارجی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

افزایش توانایی ارزیابی و دستیابی به سوالات بسیار مهم در ارتباط با انتخاب‌های سیاسی و گزینه‌های اجرایی در میان گزینه‌های توسعه یا همان ظرفیت‌سازی در زمینه دیپلماسی آب، امری مهم در تصمیم‌گیری‌های کلان و ارتباطات بین‌المللی است. ایجاد ظرفیت در کشورها برای شکل‌گیری روابط و سپس سازمان‌دهی آنان از اهمیت بالایی برخوردار است (بنی‌حبیب & دولت‌آبادی, ۲۰۱۷). به لحاظ بین‌المللی نیز دیپلماسی آب نقش قابل توجهی در بهینه‌سازی روابط دو کشور در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حفظ و گسترش آن دارد. آب معمولاً به عنوان یک کالای راهبردی، دارای ارزشی اقتصادی، سیاسی و ذو وجوه درنظر گرفته می‌شود و بازیگران مختلف منطقه ای، با هدف تامین امنیت و رفاه شهروندان به این موضوع نگاهی درازمدت و حیاتی دارند. دیپلماسی فعال آب محور، می کوشد با تکیه بر سوابق، نیازمندی ها، میزان مصرف و موجودی منابع آبی، برای همکاری های اصیل و ماندگار و دور از تنش و درگیری زمینه های همکاری مناسبی را مهیا کند. سازوکارهای قانونی، مبتنی بر تاریخ و آشنا به جغرافیا، سنتی، عام المنفعه و مبتنی بر سیاست برد- برد، راه را برای اجرای چنین سیاستی هموار می سازد.

در بسترهای تنش آفرین آبی، به طور عام، اصل و مبنا بر توافق طرف های درگیر با تکیه بر منطق و قانون و عرف منطقه بوده است. اما همواره این اتفاق رخ نمی داده و شواهد حاکی از آن است که بیشترین درگیری های فرو ملی و منطقه ای، به نوعی به این موضوع بستگی داشته است. در مجموع می توان به سه عامل و مانع برای ایجاد توافق بین دولت‌ها بر سر منابع آب‎‌های مشترک اشاره کرد:

 ۱- سختگیری های مفرط سیاسی و غیر سیاسی در مذاکرات دوجانبه، ۲- اجرای طرح‌های بزرگ ملی برای توسعه منابع آبی بدون توجه به حساسیت های سایر کشورها یا به قصد اعمال فشار و اخذ امتیاز ۳- تعریف محدودیت دیپلماسی دوجانبه که فقط به تبادلات ارزی و کالا محدود شده و از موضوع آب منفک دیده  شده است (بنی‌حبیب & دولت‌آبادی, ۲۰۱۷, ص. ۲۷۷).  توسعه ملی کشور نباید و نمی‌تواند در تقابل با جهان و یا در انزوا از آن به ثمر بنشیند. بلکه از طریق تعامل سازنده است که منابع، آرامش، ثبات و نیازمندی‌های لازم برای رسیدن به جایگاه توسعه‌یافتگی فراهم و موانع و تهدیدهای پیش روی توسعه‌یافتگی رفع خواهند شد. دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران با استفاده از دیپلماسی آب می‌توانند نیات و مقاصد خود را مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار دهند. دیپلماسی آب نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین‌المللی ایفا می‌کند و می‌تواند شرایط و بستر مناسبی برای شکل‌گیری اهداف موردنظر کشور و روابط سالم دیپلماتیک در حوزه‌های مختلف به وجود آورد. از این رو ایران می‌تواند با بکارگیری دیپلماسی فعال در حوزه آب، اقدامات ویژه‌ای برای شکل‌دادن به روابط مناسب و رو به پیشرفت با کشورهای همسایه انجام دهد و زمینه‌های لازم را برای عبور ایران از تحریم‌های اقتصادی و بین المللی و خروج از انزوا فراهم آورد.

در ضرورت هم اندیشی نهادهای مرتبط با آب و دستگاه دیپلماسی و دانشگاه

با وجود موقعیت استراتژیک ایران در منطقه و تحریم‌های تحمیل‌شده بر اقتصاد ایران لزوم تشریک مساعی میان سازمان‌های مرتبط با آب و محیط زیست، سازمان‌های اقتصادی و بهره‌گیری از ابزارهایی برای حفظ و بازگذاشتن دریچه‌های روابط ایران با سایر کشورها و یا حتی بهبود روابط سیاسی و صلح پایدار از این طریق احساس می‌شود. از آنجائی که آب نقش تعیین‌کننده‌ای بر اقتصاد کشورهای تولیدکننده‌ی محصولات کشاورزی دارد و نیز با توجه به اینکه امروزه هرآنچه اقتصادی است سیاسی نیز هست، موضوع دیپلماسی آب و نیز لزوم تشریک مساعی سازمان‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط با بحران آب، اهمیتی زاید الوصف می یابد. قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر مثبت و برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه آب تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی، سازمان‌های غیردولتی، فعالین حوزه آب و محیط زیست بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

آموزش یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایجاد ظرفیت بنیادی در هر جامعه است. اولین گام ظرفیت‌سازی پیرامون مسائل آب‌های فرامرزی محیط زیست آموزش همگانی است. سپس می‌توان به آموزش تخصصی، توسعه سازمان‌های دولتی و خصوصی،توسعه روابط بین‌الملل، آموزش مذاکره‌کنندگان و مهارت‌آموزی توسط تصمیم‌گیران اشاره کرد (بنی‌حبیب & دولت‌آبادی, ۲۰۱۷).  برای حل‌وفصل موانع موجود توافق بر سر آب‌های مشترک، آموزش و ظرفیت‌سازی مستمر و هدف‌دار برای دیپلماسی فعال آب در میان تصمیم‌گیران سیاسی در مذاکرات بین‌المللی ضروری به نظر می‌رسد. در واقع دیپلماسی آب، نوعی ترکیب هنر مذاکره و مدیریت منابع آب است و بهتر است آموزش آن به تصمیم‌سازان، مذاکره‌کنندگان و تصمیم‌گیران در اولویت قرارگیرد.

بی تردید ایران می‌تواند با بهره‌گیری از ابزار منابع آبی و بهره‌گیری از نقاط قوت در این حوزه و رفع نقاط ضعف، جایگاه خود را در منطقه و در عرصه بین‌المللی تثبیت نماید. با اهمیت یافتن دیپلماسی آب در ایران و جهان، متخصصان این حوزه و سیاست خارجی باید به خوبی آماده شوند. لذا ضروری است جامعه هدف از جمله نمایندگان، مسئولان، کارشناسان دیپلماسی بخش آب و محیط زیست، مسئولان سیاست خارجی، سیاست‌گذاران کلان کشوری، و دیپلمات‌ها با شرکت در دوره‌های دیپلماسی آب ضمن شناخت عمیق اصول این برنامه با سازوکارهای اجرایی آنها آشنا شده و در بکارگیری تاکتیک‌های جدید در رایزنی‌های جهانی و کسب مهارت فنون مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی از امکانات و ظرفیت‌های حوزه آبی کشور برای بروز تصمیم‌های سریع و مذاکرات ماهرانه، و مقابله با تهدیدهای امنیتی یا سایر موارد، آمادگی لازم را به دست آورند. ازجمله مهارت‌ها و دروسی که علاقمندان به این دوره فراخواهند گرفت می‌توان به اختصار به موارد ذیل اشاره کرد.

- بررسی علل مناقشات بر سر مسئله آب

- موانع موجود بر سر توافق بین کشورها و روابط اجتماعی_سیاسی منطقه در موضوع آب

- چگونگی مدیریت و حکمرانی مناسب بر منابع

- ارائه راهکار برای استفاده حداکثری از موقعیت جغرافیایی

- مطالعه چارچوب‌های علمی، استراتژیک، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک برای دیپلماسی آب کشور

 با توجه به جایگاه استراتژیک دیپلماسی آب در مقطع کنونی، در کشور ایران ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه آب و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه آب و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع

۱-بنی‌حبیب, م., & دولت‌آبادی, ن. (۲۰۱۷). ظرفیت سازی اجتماعی و سیاسی برای دیپلماسی آب و محیط زیست جهت حل معضل ریزگردها. فصلنامه علوم اجتماعی, ۲۴(۷۷), ۲۴۴-۲۸۴.

۲- دهشیری, م., & حکمت‌آرا, ح. (۱۳۹۷). دیپلماسی آب ایران در قبال همسایگان. سیاست‌های راهبردی و کلان, ۶(۲۴), ۵۹۶-۶۱۷.

۳- سامعی, س., اخباری, م., & حیدری, غ. (۲۰۲۰). الگوی همکاریهای منطقه ای بر مبنای دیپلماسی آب (مطالعه موردی ایران، ترکیه و عراق). فصلنامه علمی وپژوهشی نگرش های نو در جغرافیای انسانی, ۱۲(۳), ۱۷۱-۱۸۵.

۴- عراقچی, س. (۲۰۱۵). دیپلماسی آب، از منازعه تا همکاری. سیاست جهانی, ۳(۴), ۹۱-۱۱۹.

۵- مظفری, ا., حاجی‌حسینی, ح., & حاجی‌حسینی, م. (۱۳۹۷). بررسی جایگاه ژئوپلیتیک آب در توسعه و امنیت پایدار مناطق مرزی براساس رویکرد سیستم‌های پویا. فصلنامه بین المللی ژئوپلیتیک, ۱۵(۵۳), ۱۱۸-۱۴۵.


دفعات مشاهده: 993 بار   |   دفعات چاپ: 191 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی علم و فناوری؛ هنر مذاکره در خدمت علم

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی علم و فناوری؛ هنر مذاکره در خدمت علم

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که دستگاه سیاست خارجی کشور برای رسیدن به اهداف اجماعی و مورد نظر حاکمیت در عرصه روابط بین‌الملل انجام می‌دهند. این سیاست ورزی گاه از مسیر گفتگو و مذاکره و تعامل است و هنگامی که این روش به بن بست می‌رسد، آن گاه زمان کاربست قدرت عریان و سخت و سپس جنگ فرا می‌رسد. دیپلماسی در حقیقت مانع تحقق جنگ میان کشورها و کاهش هزینه‌های زندگی جمعی واحدهای سیاسی با منافع گوناگون و متضاد است. ابزار مهم دیپلماسی مدیریت گفت‌وگو تا رسیدن به هدف مطلوب است و دیپلمات‌ها مجریان آن سیاست تا قبل از وقوع جنگ و درگیری هستند. آنان در مذاکرات خود ابزارهای مختلفی را به‌کار می‌گیرند تا نه با اعمال زور و فشار، بلکه با اعمال قدرت نرم درصدد تاثیرگذاری بر رفتار دولت‌ها و ملت‌های دیگر برآیند. بدین ترتیب، دولت‌ها با کم‌ترین هزینه به نتایج مطلوب و دلخواه خود یعنی همان تامین منافع ملی دست یابند. تمایل ذاتی انسان ها به استخدام همه چیز و هر چیز در عمل مشکلاتی می‌آفریند که گفت و گو راه حل مناسبی برای آن به شمار می رود. هراس از تکرار جنگ‌های جدید و پرهیز از تکرار دو اشتباه وحشتناک بزرگ (وقوع دو جنگ جهانی با ده ها میلیون کشته) به دیپلماسی در دوران جدید، شان، ارزش و اعتبار ویژه ای بخشیده است. اگرچه سایه جنگ هیچ گاه از سر بشریت کم نشده اما بتدریج از میزان جنگ ها و طولانی شدن آنها و تلفات غیرنظامیان کاسته شده و کاربست دیپلماسی و استفاده از مذاکره و سایر روش های نرم گسترش یافته و ابزارهای نوینی برای بسط تعامل میان ملت ها مورد توجه قرار گرفته است.

با پیشرفت علم و فناوری و گسترش همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی، علم به یکی از ابزارهای قدرتمند دیپلماسی تبدیل شده است. با شکوفایی روزافزون علم و تکنولوژی، جنبه‌ای از قدرت نرم در چارچوب دیپلماسی علمی در ارتباط با کشورها و تقویت جایگاه بین‌المللی آنها و تامین منافع ملی، به‌کار گرفته شد. دیپلماسی علمی به معنی بهره‌گیری از همکاری‌های علمی میان دولت‌ها و ملت‌ها به منظور حل و فصل چالش‌های مشترک و ایجاد ارتباط میان ملت‌ها و دستیابی به منافع مشترک است (کولایی & همکاران, ۱۳۹۷). دیپلماسی علمی بخشی اساسی در گستره‌ی دیپلماسی عمومی است و به روابط سیاسی میان یک کشور و دیگر بازیگران بین‌المللیِ بر بستر گسترش تعاملات علم وفناوری گفته می‌شود (محسنی سهی & محسنی سهی, ۱۳۹۴). دیپلماسی علمی به‌طورکلی عبارت است از استفاده از روابط علمی و تبادلات فناوری و پژوهشی به منظور دورزدن محدودیت‌های موجود در فضای سیاسی و گشایش در بن بست‌های سیاسی است. در حقیقت پیشبرد رویکردهای سیاسی طرف‌هایی که از یک سو در زمینه‌های علم دانشگاهی و فناوری‌های کاربردی مدرن قدرت جولان بیشتری داشته و از سوی دیگر تمایل بیشتر و منسجم‌تری برای اثرگذاری و جهت‌دهی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره داشته باشند (میرحسینی & محمدی دوستدار, ۱۳۹۴, ص. ۵۰).

بنا به تعاریفی که ارائه شد اینطور به نظر می‌رسد کشورهایی که به پیشرفت‌های علمی و فناوری دست ‌یافته‌اند، این امکان برایشان فراهم شده است تا با توسل به این توانایی ها، منافع ملی خود را در فراسوی مرزها پیگیری کنند و به استظهار این ظرفیت ها، راه را برای تعاملات سیاسی و بهره مندی‌های مرتبط بگشایند.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی علمی

با توجه به هزینه‌های فراوان جنگ‌ در جهان، دیرزمانی است که گزینه‌های دیگر مورد توجه و عنایت ویژه دست‌اندرکاران سیاست خارجی در منازعات منطقه‌ای و جهانی قرار گرفته است. امروزه کشورها از راه‌کارهای مسالمت‌آمیز دیپلماتیک در تعامل با دیگران و در این راه از ظرفیت‌های متعالی داخلی بهره می‌گیرند. علم و فناوری نیز یکی از ابزارهای جدید دیپلماسی در کشورهای دارای ظرفیت علمی گسترده است.  مشاهدات تاریخی نشان می‌دهد پیشرفت اجتماعی و رفاه مادی مردم در بلندمدت به تلاش‌های حوزه آموزش، تحقیق و توسعه بستگی دارد. بنابراین حمایت از پژوهش و فناوری از اولویت‌های دولت‌ها است. توسعه و فناوری فقط مزایای داخلی ندارد بلکه برای کشورهایی که خواهان حفظ جایگاه خود در سطح دنیا و حفظ منافع خویش هستند یک سرمایه به شمار می‌رود (کولایی & همکاران, ۱۳۹۷, ص. ۸۴). به دلیل اهمیت و حساسیت مسئله‌ی دیپلماسی علمی و ضرورت توجه به آن است که سازمان‌ها و نهادهای مهمی در سطح جهان در زمینه‌ی دیپلماسی علمی فعال هستند. از آن جمله می‌توان به سازمان ملل اشاره کرد. هدف از برنامه‌ی «ابتکار دیپلماسی علم و فناوری» این سازمان بسیج تخصص‌های علمی و فناوری برای توان‌بخشی به دیپلمات‌ها و نمایندگان کشورها و تصمیم‌گیری آگاهانه در جایی که علم و فناوری نقش مهمی را ایفا می‌کند اعلام شده است. نهاد دیگر، انجمن پیشبرد علم آمریکا است که با راه‌اندازی کرسی‌های هم‌اندیشی برای دانشمندان و تحلیلگران سیاسی و سیاست‌گذاران به طور خاص، علاقمند به یافتن فرصت‌هایی است تا به عنوان میانجی میان جوامع که رابطه رسمی با آنها محدود است عمل کند. انجمن پادشاهی انگلیس و دفتر مشاور علم و فناوری وزارت امور خارجه آمریکا نیز از آن جمله نهادها هستند (محمدی دوستدار & میرحسینی, ۱۳۹۳, ص. ۱۲۹). در ایران نیز نهادهایی چون معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در این زمینه فعالیت می کنند.

 جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر به پیشرفت‌های قابل توجهی در زمینه علم و فناوری دست یافته است. بکارگیری ابزارهای جدیدی چون علم و فناوری از جمله اولویت‌های سیاست خارجی ایران در قبال جهان و به‌خصوص کشورهای همسایه و سایر علاقه مندان بوده است. بکارگیری این شکل از دیپلماسی در مناسبات فی‌مابین با کشورهایی که بیشترین مشترکات تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را با ایران دارند از اهمیت بیشتری برخوردار است. توانمندی نظام به کارگزارانش در حوزه سیاست خارجی قدرت مانور گسترده تری می دهد و دست آنان را برای تعامل و همکاری و تامین اهداف و منافع ملی بازتر می کند.  مواردی که در ادامه به آنها اشاره می‌شود از جمله اهداف دیپلماسی علم و فناوری ایران می تواند باشد:

- استفاده از توانمندی‌ها و دستاوردهای علمی و فن‌آورانه داخلی و بومی، به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی؛

- استفاده از ظرفیت‌ها و توان دستگاه دیپلماتیک و سیاست خارجی برای رفع نیازهای فن‌آورانه و علمی داخل؛

- بسترسازی محیط مناسب برای ایفای نقش موثرتر وزارت خارجه در توسعه علم و فناوری در نظام ملی نوآوری؛

- استفاده از دستاوردهای علم و فناوری به خصوص دانش فنی و محصولات دانش‌بنیان به عنوان یک ابزار برای توسعه تعاملات فراملی با متناظران خارجی؛

- ارائه تصویری مطلوب از توانمندی‌ها و اقتدار ملی و کسب وجهه و حیثیت بین‌المللی به عنوان کشوری توسعه یافته

- قرارگرفتن در مسیر تحولات فناوری دنیا و بسترسازی برای انتقال فناوری به کشورهای علاقه مند

- ایجاد و بهبود روابط با کشورهای گوناگون به دلیل حساسیت اندک مقوله علم و فناوری در عرصه بین‌الملل و اثرگذار بودن آن در تمامی کشورها؛

- ارائه الگویی از پیشرفت در سایه عدم وابستگی به غرب و الهام‎بخشی برای جهان اسلام و سایر ملت‌های مستقل (محسنی سهی & محسنی سهی, ۱۳۹۴, ص. ۱۰۹).

- گشایش مسیر دوم در سیاست رسمی خارجی و بهره برداری از توانمندی های فعالان این حوزه در پیشبرد اهداف و منافع کشور

- ایجاد ارزش‌افزوده و کسب سود از طریق توسعه فعالیت‌های علمی و فناوری در اثر تعاملات علمی و فناوری با کشورهای مختلف (داودی, ۱۳۹۳, ص. ۱۰۸).

اهمیت  دیپلماسی علمی در سیاست خارجی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

 توسعه علم و فناوری در جهان زمینه بسیار مناسبی برای تقویت ارتباطات میان کشورها از این مسیر ویژه و معتبر فراهم آورده است. از طریق تبادلات علمی می‌توان به ایجاد و شکل‌گیری تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی  در نتیجه ایجاد منافع مشترک خوش‌بین بود و همچنین از آن در حل تعارضات میان کشورها و ملت‌ها استفاده کرد. بنابراین  می‌توان گفت دیپلماسی علم و فناوری ناظر بر دو موضوع است. یکی تعاملات علمی و فناوری میان یک کشور با دیگر بازیگران بین‌المللی که در خدمت پیشبرد سیاست خارجی آن کشور قرار گیرد، و دیگری ارتقای روابط سیاسی میان یک کشور و دیگر بازیگران بین‌المللی که زمینه‌ساز تعاملات علمی و فناوری بیشتر می گردد (داودی, ۱۳۹۳, ص. ۱۰۹). واگان تورکیان مدیر وقت انجمن آمریکایی پیشبرد علم، دیپلماسی علم را این‌گونه تعریف می‌کند «بهره‌گیری از همکاری‌های علمی برای کمک به برقراری پیوند و ارتقای روابط در میان جوامع. به‌ویژه به منظور همکاری در حوزه‌هایی که در مورد آنها هیچ سازوکار تعاملی در سطح رسمی وجود ندارد» (برونوروفینی, ۱۳۹۷, ص. ۳۸).

 گسترش اعطای بورس‌های بین‌المللی و پذیرش دانشجوی خارجی و همچنین روابط دانشگاهی می‌تواند موجبات بسط روابط سیاسی و اقتصادی میان دولت‌ها را فراهم آورد. به خصوص در شرایطی که روابط سیاسی و دیپلماتیک رسمی چندان مستحکم نیست، روابط دانشگاهی راهی برای تداوم و حفظ روابط و تعدیل خصومت‌ها است (محسنی سهی & محسنی سهی, ۱۳۹۴, ص. ۹۸). مراکز پژوهشی دارای عملکرد عالی، برای پژوهشگران خارجی جذابیت دارند و این پژوهشگران به نوبه خود با حضورشان به این گونه مراکز غنا می‌بخشند. همین موضوع از منظری دیگر در باب حضور دانشجویان و اعطای بورسیه یه آنان نیز صدق می کند. گستره تعاملات علمی و روی گشاده در پذیرش دانشجو و دانشگاهیان یک کشور، بهترین فرصت را برای همکاری با دیگران به وجود می‌آورد. تجربه زیسته دانشجویان خارجی در ایران، آنان را به سفیرانی قابل اعتماد در کشور خود تبدیل می کند تا ضمن انتقال تجارب زیسته خود، پیغامبر فرهنگ و تمدن کهن ایران به دیگر نقاط جهان باشند. برای همین جذب دانشجوی خارجی و آموزش آنها در داخل یکی از اهداف مشترک همه کشورهایی است که مایلند از قدرت برتر علمی و اندیشه در حوزه فرهنگ و تمدن در راستای اهداف ملی خویش بهره بگیرند (برونوروفینی, ۱۳۹۷, ص. ۹۰).

دیپلماسی علم و فناوری علاوه بر ایجاد و تقویت روابط سیاسی بین دولت‌ها بر فرهنگ کشورها و اقتصاد داخلی و بین‌المللی نیز موثر خواهد بود. کیم (۲۰۰۷) معتقد است دیپلماسی علم و فناوری می‌تواند اقتصاد ملی کشورها را نجات دهد زیرا اولا، باعث افزایش سرعت توسعه علمی کشورها می‌شود؛ ثانیا، انبوهی از تجارب و پیوندهای اقتصادی به وجود می‌آورد و ثالثا، تجارت، صنعت، علم و درآمد ناخالص ملی به منزله یکی از منابع اقتصادی گسترش می‌یابد (محسنی سهی & محسنی سهی, ۱۳۹۴, ص. ۹۸).  اشتراکات زبانی، فرهنگی و تاریخی ایران با برخی کشورهای همسایه چنان در هم تنیده  شده است که می‌توان روابط سیاسی و اقتصادی را بر چارچوبه علم و فرهنگ بنا کرد (داودی, ۱۳۹۳, ص. ۱۱۷). از نظر فرهنگی مهم‌ترین کارکرد دیپلماسی علم و فناوری گسترش و صدور ارزش‌ها، اصول و معانی فرهنگ ملی کشورها به عرصه بین‌المللی است. استفاده از مبادلات دانشگاهی برای توسعه فرهنگ ملی، از اهمیت و اولویت ویژه برخوردار است. در واقع دانشگاه نهادی برای پیوند بیشتر فرهنگ و ملت‌ها با یکدیگر است. بعد فرهنگی شامل شش مولفۀ برنامه‌های آموزشی و تعاملات فرهنگی، اعزام سفیران فرهنگی متشکل از دانشگاهیان و نخبگان فرهنگی به سایر دانشگاه‌های جهان، اعزام رایزن‌های علمی به خارج از کشور، ارتباط با کرسی‌های اسلام‌شناسی، برگزاری کرسی‌های ایران‌شناسی و حمایت از کرسی‌های زبان فارسی در خارج و زبان‌های مهم خارجی در ایران است (محسنی سهی & محسنی سهی, ۱۳۹۴, ص. ۱۰۲).

به بیانی دیگر می‌توان گفت اهداف دیپلماسی علمی ایران عبارتنداز: جهت‌دهی علمی اهداف سیاست خارجی (علم در دیپلماسی)، تسهیل همکاری علمی بین‌المللی (دیپلماسی برای علم) و استفاده از همکاری علمی برای تاثیرگذاری بر روابط بین کشورها (علم برای دیپلماسی) (میرحسینی & محمدی دوستدار, ۱۳۹۴, ص. ۵۰). ظرفیت‌های علمی و فنی پیشرفته ایران از جمله تقویت دوره‌های تحصیلات تکمیلی و افزایش مقالات نمایه شده در پایگاه‌های معتبر بین‌المللی و غیره می‌تواند به عنوان فرصتی برای روابط بیشتر با کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای باشد. باتوجه به راه‌کارهای ارائه شده ضروری است سیاست‌گذاران خارجی هنگام شناسایی منابع قدرت در میان ظرفیت‌های بالای قدرت نرم کشور، ظرفیت علمی برجسته جامعه دانشگاهی که ظرفیت های  فراوانی نظیر تولید قدرت‌، ثروت، حیثیت علمی و اعتبار جهانی را در خود جای داده است را مورد توجه قرار دهد.

- ایجاد پیوند رسمی و مشخص با هدف هم افزایی علمی، سیاسی میان دو وزارتخانه خارجه و علوم

- برگزاری نمایشگاه‌های فناوری‌های پیشرفته ایران در کشورهای همسو و علاقه مند

- فعالیت مشترک‌ در حوزه قدرت نرم و دیپلماسی عمومی و احیای دیپلماسی مسیر دوم

- ترغیب جامعه علمی و دانشگاهی برای همکاری های بین دانشگاهی با حمایت های وزارت خارجه

- ترویج فعالیت‌های دانشگاهی (تبادل استاد و دانشجو، ارائه بورسیه، معرفی چهره های شاخص، تورهای علمی و نظایر آن) در راستای دیپلماسی عمومی

- تشکیل شورای هماهنگی دستگاه‌های دارای تعامل بین‌المللی در حوزه علم و فناوری

- استفاده از ظرفیت چهره های دانشگاهی ایرانی علاقه مند به وطن در خارج از کشور

- اعطای بورس تحصیلی و تسهیلات لازم برای جذب دانشجویان و استادان خارجی

- توسعه همکاری های بین‌المللی علمی در قالب طرح های مشترک

- تبدیل پدیده‌ی خروج نخبگان به فرصتی برای گسترش فرهنگ و تمدن ایران

نقش دانشگاها در دیپلماسی علمی

باتوجه به سطح فناوری کشور که دارای غنای مناسب و قابل قبولی در صحنه بین الملل است، از طریق آموزش دیپلمات‌های متخصص در حوزه علم و پیگیری دیپلماسی علم و فناوری می‌توان در ساختار سیاست خارجی، بستر همکاری‌ها و انتقال فناوری‌های سطح متوسط و پایین را به‌ویژه به کشورهای همسایه و علاقه مند فراهم کرد. توجه به حضور افراد آگاه در زمینه علم و فناوری در نمایندگی‌های خارج از کشور می‌تواند در شناسایی حوزه‌های همکاری علمی و فناوری در کشورهای مختلف موثر باشد. با توجه به اینکه «ستاد توسعه دیپلماسی علم و فناوری» به همت معاونت علمی و فناوری رییس جمهور و با حضور دستگاه‌های ذیربط شکل گرفته است، برای تحقق و تامین منافع ملی از طریق دیپلماسی علم و فناوری، آموزش و تعمیق اطلاعات و تحلیل‌های اعضای نمایندگی‌های خارج از کشور در زمینه علم و فناوری بسیار حائز اهمیت است. در واقع، از طریق همکاری تنگاتنگ با اعضای نمایندگی‌های دیپلماسی کشور می‌توان ظرفیت‌های موجود علم و فناوری در کشور را در سطح بین‌الملل به فعل درآورده و نیازهای این حوزه را نیز از طریق برقراری همکاری‌های علمی تامین کرد (داودی, ۱۳۹۳, ص. ۱۲۵).

میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم، نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی علم و فناوری نه تنها برای دیپلمات‌های رسمی، بلکه برای وزارتخانه‌ها و سازمان‌های فعال در حوزه‌ های دانشگاهی و آموزش و پرورش، اعضای انجمن‌های علمی و موسسات آموزشی و دیگر نهادهای مرتبط مفید خواهد بود. به دلایل ذیل می‌توان مشارکت در دوره‌های دیپلماسی علم و فناوری را ضروری دانست:

- آشنایی با چگونگی ایجاد سازوکارهای حمایتی برای افزایش همکاری‌های بین‌المللی دانشگاه‌ها و حضور آنها در مجامع و شبکه‌های علمی بین‌المللی؛

- روش‌های اصلاح قوانین و مقررات مربوط به انتقال فناوری به کشور و ایجاد و توسعه‌ی نهادهای انتقال و بومی‌سازی فناوری؛

- چگونگی تقویت و توسعه‌ی نظام‌مند همکاری دانشگاه‌های کشور با دانشگاه‌های بزرگ و معتبر جهانی؛

- ارائه سازوکارهای مناسب برای ایجاد شبکه‌های پژوهشی در داخل و خارج از کشور برای انتشار و تبادل دانش و فناوری؛

- ترغیب جامعه علمی و دانشگاهی به همکاری های سازمان یافته و هدفمند در راستای تقویت دیپلماسی عمومی و ملی.

به منظور بهبود و ارتقاء دیپلماسی علمی کشور دانشگاه‌ها می توانند فضای نوینی را در اختیار سیاست خارجی کشور قرار دهند. این فضای دانشگاهی، فارغ از تشریفات و آداب و رسوم معمول نهادهای دیپلماتیک، بخوبی می تواند به تلطیف و تعمیق روابط خارجی کمک کند. نیز می تواند در جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی، یکی از ابزارهای اعمال قدرت نرم یعنی علم و فناوری را در کشور ارتقا دهند. از جمله نتایج این همکاری، تحکیم بنیان‌های معرفتی فرهنگ خود، تعمیم ارزش‌ها، دانش‌ها و نگرش‌های تولید شده به فراسوی مرزهای جغرافیایی و گسترش روابط سیاسی خواهد بود. در این راستا تقویت مولفه‌های دیپلماسی علم و فناوری از اهمیت برخوردار است. این مولفه‌ها عبارتند از: برگزاری همایش‌های بین‌المللی مشترک، تالیف کتب مشترک دانشگاهی به زبان‌های بین‌المللی، انجام پروژه‌های مشترک با دانشگاه‌های بین‌المللی، راه‌اندازی نشریات پژوهشی بین‌المللی، ایجاد کرسی‌های بین‌المللی آموزشی و پژوهشی، تاسیس مراکز تحقیق و توسعه علمی-بین‌المللی، تشکیل پارک‌ها، مراکز رشد و قطب‌های علمی منطقه‌ای و بین‌المللی، برگزاری دوره‌ها و کارگاه‌های آموزشی مشترک بین‌المللی، ایجاد دانشگاه‌های مجازی و آموزش از راه دور بین‌المللی، مبادله محتوای آموزشی و سایر اطلاعات علمی و ایجاد رشته‌های مشترک دانشگاهی، اعزام دانشجو به خارج از کشور، جذب دانشجویان خارجی، جذب هیئت علمی خارجی، اعزام اعضای هیئت علمی برای تدریس در سایر دانشگاه‌های خارج از کشور به صورت مدعو، اعطای فرصت مطالعاتی به اعضای هیئت علمی، اعطای فرصت مطالعاتی به دانشجویان، اعطای تسهیلات دانشجویی جهت ویزا، اقامت، اجازه کار و ...، اعطای جوایز علمی مشترک بین‌المللی.

قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و نهادهای فعال و مرتبط برای بالابردن مهارت فعالان دولتی و غیردولتی در خصوص مسائل علمی و سیاست خارجی در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. برقراری معاهدات و موافقت‌نامه‌های دوطرفه و چندگانه میان دولت، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی با دانشگاه‌ها و برقراری تعامل و مذاکره میان آنها نیز در توسعه کشور نقش ‌بسزایی خواهد داشت. بی تردید منفعت این تعامل دوسویه، نصیب کشور و همه علاقه‌مندان تعالی و سربلندی ایران عزیز خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای بین‌المللی کردن دانشگاه از سویی و عمل به مسئولیت‌های اجتماعی خویش، باب جدیدی را در تعامل با نهادهای مختلف با هدف کمک به تامین اهداف و منافع گشوده است. برگزاری دوره‌های بلندمدت دیپلماسی با هدف برطرف کردن معضلات کشور در عرصه بین‌المللی و آموزش فعالیت در گستره جهانی، یکی از مهم‌ترین روش‌های تحقق اهداف کلان در حوزه بین‌الملل است. فعالان این حوزه، با شرکت در دوره‌های دیپلماسی علمی ضمن شناخت عمیق اصول و سازوکارهای اجرایی، در بکارگیری روش های جدید در رایزنی‌های علمی و فناورانه مهارت لازم را به دست می‌آورند. همچنین با کسب آداب و فنون مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی، از امکانات و ظرفیت‌های علمی کشور برای تقویت همکاری های دانشگاهی و مذاکرات ماهرانه، زمینه را برای پیشبرد اهداف علمی در خارج از کشور فراهم آورند.

منابع:

۱-براتی, م. (۱۳۹۰). بررسی مفهومی دیپلماسی علم و فناوری و ترسیم وضع موجود آن در جمهوری اسلامی ایران. تهران: معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری.

۲- برونوروفینی, پ. (۱۳۹۷). علم و دیپلماسی (جلد ۱). (س. قائمی, مترجم) تهران: پؤوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی با همکاری شورای راهبردی روابط بین‌الملل.

۳- داودی, ع. (۱۳۹۳). دیپلماسی علم و فنآوری ایران در افغانستان: فرصتها و چالشها. فصلنامه پژوهش‌های راهبردی سیاست, ۳(۱۱).

۴- کولایی, ا., & همکاران. (۱۳۹۷). دیپلماسی علمی جمهوری اسلامی ایران در جمهوری‌های قفقاز جنوبی (جلد اول). تهران: انتشارات خرسندی.

۵- محسنی سهی, ه., & محسنی سهی, ف. (۱۳۹۴). تأثیر دیپلماسی علم و فنّاوری بر افزایش قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران. مدیریت در دانشگاه اسلامی, ۴(۱).

۶- محمدی دوستدار, ح., & میرحسینی, س. (۱۳۹۳). دیپلماسی علمی به مثابه قدرت نرم. دوفصلنامه مطالعات قدرت نرم, ۴(۱۱).

۷- میرحسینی, س., & محمدی دوستدار, ح. (۱۳۹۴). ابعاد سیاسی-فرهنگی همکاری های علمی بین‌المللی در اسناد ملی علم و فناوری کشورهای منتخب. مطالعات میان فرهنگی, ۱۰(۲۷), ۴۵-۷۶.


دفعات مشاهده: 592 بار   |   دفعات چاپ: 184 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی دفاعی؛ مذاکره برای صلح و امنیت

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی دفاعی؛ مذاکره برای صلح و امنیت

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سیاست خارجی، عرصه دیپلماسی و مذاکره و گفتگو است. مهارت و توانمندی کشورها در دستیابی به اهداف سیاست خارجی و تامین منافع یا امنیت ملی، عموما در مذاکره و دیپلماسی خود را به منصه ظهور می‌رساند. در این حوزه است که دیپلمات‌ها همانند رزمندگانی کارآزموده و آگاه و متخصص، با شناختی که از نقاط قوت و ضعف حریف و رقیب به دست آورده‌اند، می‌کوشند منافع ملی را پاسداری کنند و بر دامنه آن بیفزایند.

از دیپلماسی غالباً به عنوان علم و هنر انجام مذاکرات و برقراری روابط بین‌الملل از طریق مداخله دیپلمات‌های حرفه‌ای یاد می‌شود. این مهارت عموما در راه تبدیل اهداف بلندمدت یک کشور از قوه به فعل صورت می‌گیرد. در واقع دیپلماسی با بکارگیری روش‌های مذاکره و گفت و گو، روابط بین دولت ها را برای ایجاد و گسترش تفاهم و دوستی مدیریت می‌کند و در نهایت منجر به پیشبرد مقاصد و تامین اهداف و منافع ملی می‌شود. امروزه در جهان کاربرد شیوه دیپلماتیک در حل‌وفصل مسائل کشورها بیشتر شده است. هر کشوری در تلاش است با استفاده از مهم‌ترین ابزار سیاست خارجی یعنی دیپلماسی بتواند منافع ملی خود را در نظام بین‌الملل تأمین کند. با توجه به تجربیات حاصله از کاربرد دیپلماسی می‌توان گفت تنها قدرت امنیت نمی‌آورد بلکه از طریق قدرت نرم نیز می‌توان امنیت‌سازی کرد.

 در دنیای پرتنش امروزی برای ایجاد محیط امن بین‌المللی، دیپلماسی سنتی به تنهایی نمی‌تواند تهدیدها را کنترل و کاهش دهد. به موازات دیپلماسی سنتی می‌توان از أنواع و أصناف دیپلماسی در راستای تامین منافع ملی و رسیدن به اهداف سیاست خارجی یاد کرد و از آن ها در این راه بهره گرفت. بسترهای مختلف، زمینه ها و عرصه های متفاوت و رنگارنگ و متمایزی پیش رو سیاستگزار قرار می دهد تا با اغتنام از فرصت و بهره گیری از تجربه و تخصص، بتواند به اهداف مورد نظر با کمترین دغدغه و نگرانی از شروع و شیوع جنگ و درگیری به نتایج مطلوب دست پیدا کند. یکی از مهمترین حوزه های تامین اهداف و امنیت ملی که از حساسیت بسیاری نیز برخوردار است دیپلماسی دفاعی نام دارد. دیپلماسی دفاعی در حقیقت پلی مطمئن میان حوزه های دفاعی کشورهای مختلف با گرایش های همسو یا ناهمسو با هدف تامین صلح و امنیت کشورهای واقع در محیط امنیتی خاص است. هدف برقراری ارتباط هدفمند میان عرصه هایی است که در صورت فقدان زمینه گفت گو و مذاکره و تبادل نظر، نخستین خاکریزهای درگیری و مقابله نظامی محسوب می شوند. هدف غایی تامین صلح و پرهیز از جنگ، برقراری نظم، صلح و امنیت منطقه ای و سپس صلح و آرامش و امنیت بین‌المللی و مدیریت کاهش خصومت و منازعه است.

دیپلماسی دفاعی

به طورکلی دیپلماسی دفاعی عبارت است از انجام مذاکرات و دیگر روابط بین نیروهای مسلح توسط دیپلمات‌های نظامی که هدف آن، تاثیرگذاری بر محیطی است که نیروی نظامی در آن فعالیت می‌کند (جعفری, ۱۳۹۸, ص. ۶۸). مهم‌ترین ویژگی دیپلماسی پیشگیرانه و دفاعی، توسعه فضای اعتماد در میان کشورهاست (میرحسینی & رحیم‌پوراصل, ۱۳۹۷). در واقع دیپلماسی دفاعی سازوکاری است که نقش مهمی در نیل به اهداف سیاست‌های امنیتی یا خارجی خاص کشورها ایفا می‌کند. فعالیت‌هایی نظیر انجام گفتگوهای امنیتی، راهبردی و سطح بالا، تبادل‌های آموزشی و حرفه‌ای نظامی، واردات و صادرات تسلیحات و تجهیزات نظامی، برگزاری رزمایش و تمرین‌های نظامی مشترک و نظیر آن از سوی کشورها (یوسفوند, مهدیان, & یوسفوند, ۱۳۹۸, ص. ۱۱۸).

هر دولتی، با تکیه بر جایگاه قدرت سیاسی خویش، علاوه ‌بر انجام مسائل دیپلماسی عمومی، امنیت کشور را نیز فراهم می‌کند. برقراری امنیت بر عهده تشکیلات دیپلماسی کشور، یعنی وزارت امور خارجه است. در کنار اقدامات دیپلماتیک دستگاه سیاست خارجی، نهاد دفاعی نیز می بایست با بهره‌گیری از توانایی‌های بالفعل کشور و شیوه‌های دیپلماسی دفاعی در دستیابی به امنیت پایدار کمک نماید. مفهوم و واژه دفاع به معنی استفاده از نیروی نظامی و قدرت سخت برای تأمین امنیت و منافع ملی است ولی واژه دیپلماسی نشان از توسل به ابزارها و روش‌های صلح‌آمیز دارد. اگرچه این دو واژه به تنهایی با یکدیگر تنافر معنایی دارند اما از ترکیب این دو واژه این طور می توان استنباط کرد که سعی دیپلماسی دفاعی این است که از طریق مراودات، همکاری و هم‌فکری صورت‌گرفته میان بخش های نظامی، حداکثر توافق میان دولت‌ها در حوزه دفاعی به‌دست آید. به عبارت بهتر، مهمترین هدف این نوع از دیپلماسی کاهش اصطکاک میان قدرت های سخت همجوار و تلاش برای تسهیل تعامل در چارچوب اهداف و منافع ملی مشخص است. گفت و گو و تعامل می تواند موجب افزایش ضریب امنیتی و کاهش هزینه‌های نظامی منجر شود..

اهمیت و جایگاه دیپلماسی دفاعی در کشور

یکی از اولویت های اصلی دولت ها، تأمین امنیت و آسایش و بسط این مفهوم به شکل ملموس میان شهروندان است. دولت نوپای جمهوری اسلامی، از بدو پیدایش خود، با مشکلات امنیتی بسیاری مواجه بوده و با مدیریت مناسب بحران های امنیتی اعم از جنگ تحمیلی، ناامنی های ابتدای انقلاب در برخی استان ها، تهدیدات مکرر  ابرقدرت دور (آمریکا)، رفتار خصمانه ابرقدرت همسایه (شوروی) و سپس مشکلات دیگری نظیر طالبان، القاعده، داعش و ... بخوبی توانسته از پس این بحران ها برآید و مانع از بروز إحساس ناامنی و هراس در میان آحاد شهروندان شود. ایران از طرفی، با توجه به اختلافات ایدئولوژیک با غرب، همواره با تهدیدهایی از سوی آنان مواجه شده است. در این شرایط تأمین امنیت به اتخاذ راهبردهایی بستگی دارد که به بهترین وجه موجبات تحقق اهداف و منافع ملی را فراهم آورد. یکی از این راهبردها، بکارگیری دیپلماسی دفاعی بوده است که از این ظرفیت برای بالابردن توانایی اقدام در سطح بین‌الملل و تامین امنیت منطقه ای و کاهش تهدیدات واقعی در عراق، أفغانستان، سوریه و لبنان، بارها بهره گرفته است.

وجود دولت های ضعیف در کشورهای همسایه و ناتوانی درحل تامین امنیت پایدار برای شهروندان، گاه موجب انتقال بحران به درون مرزهای کشور نیز شده است، با توجه به دولت های ناکارآمد خاورمیانه، سهولت دسترسی به أنواع و اقسام سلاح ها، گسترش سازمان‌های تروریستی فراملی، ضرورت توجه به این مهم را دو چندان کرده است. گسترش تهدیدات سازمان های غیردولتی مسلح و کاربست بی مهابای قدرت سخت و رفتارهای خشن و غیر مسئولانه این گروه ها، بر ضرورت تعامل میان دستگاه های دفاعی کشورهای منطقه افزوده و اهمیت آن را بالا برده است. تهدیدات نوپدید مذکور بی تردید بر منافع و امنیت ملی تاثیرگذار خواهد بود و یکی از چالش‌های نوین در این عرصه، کیفیت و چگونگی بسط دیپلماسی دفاعی ج.ا.ایران است (میرحسینی & رحیم‌پوراصل, ۱۳۹۷, ص. ۲۹).

سابقه فعال‌شدن دیپلماسی دفاعی در ج.ا.ایران به عنوان نهادی تاثیرگذار در روند توسعه و بازسازی بنیه دفاعی کشور، به دهه اول پس از پیروزی انقلاب برمی‌گردد. جنگ در حقیقت بستری برای بسط این رابطه با بخش های دفاعی کشورهای همسو بود. پایان جنگ، در حقیقت آغاز کاربست دیپلماسی دفاعی مبتنی بر اهداف صلح آمیز  و شروع توجه و اقدام معطوف به هدف وزارت دفاع در این عرصه است (یوسفوند, مهدیان, & یوسفوند, ۱۳۹۸, ص. ۱۲۰). از آن پس و در راستای مسئولیت های منطقه ای،  ج.ا.ایران به دلیل موقعیت راهبردی می بایست به ایفای نقش در این حوزه می پرداخت و گرچه از سوی همسایگان جنوبی (بجز عمان) هیچ گاه تعامل جدی در این زمینه صورت نگرفت اما زمینه را برای گسترش همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی، پرهیز از تشنج در روابط با کشورها، تقویت روابط سازنده با کشورهای متخاصم و بهره‌گیری از روابط برای افزایش توان ملی بتدریج فراهم آورد.

 در راستای هدف مذکور، جمهوری اسلامی کوشش بسیاری برای بسط مفهوم همکاری های مبتنی بر دیپلماسی دفاع محور به کاربسته است. ازجمله راهکارهای دستیابی به اهداف ذکر شده را می‌توان چنین  برشمرد:

- تلاش برای جلب همکاری کشورها با هدف مدیریت بحران‎‌های منطقه‌ای

- تدوین برنامه بلندمدت و کلان برای همکاری های دو یا چند جانبه

- توسعه صادرات دفاعی به کشورهای دوست و بهره گیری از این ابزار در سیاست خارجی

- برگزاری رزمایش‌های مشترک برای نمایش توان دفاعی کشور و کاستن از تهدیدها

- منطقه گرایی و تعامل مبتنی بر اعتماد و تنش‌زدایی و همکاری

- لزوم توجه به راهبرد دیپلماسی دفاعی برای تحقق سیاست‌های دفاعی با مشارکت روسیه، هند و چین

- بهره‌گیری از سازوکارهای دیپلماسی دفاعی به‌عنوان یکی از ابزارهای قدرت نرم در تعامل با همسایگان

- تقویت، توسعه و نوسازی صنایع و تجهیزات دفاعی کشور با هدف صادرات و تقویت دیپلماسی دفاعی

- جلوگیری از شکل‌گیری ائتلاف‌های نظامی و امنیتی ضدایرانی و انزوای بین‌المللی از طریق تعامل مثبت با سوریه، پاکستان، عراق و افغانستان

- ایجاد درک متقابل از اهداف، خواسته‌ها، داشته‌ها و تقویت اراده جمعی در حل منازعات و کاهش تهدیدها

- کسب دانش و اطلاعات صنایع دفاعی کشورهای دیگر از طریق دیپلماسی دفاعی و خلق دانش جدید، توسعه فناوری‌ها و نوآوری در صنایع و تجهیزات دفاعی و در نتیجه ارتقای توان دفاعی و کسب اقتدار

- بهره‌گیری از رویکرد گفتمان حاکم بر دیپلماسی دفاعی برای مقابله با تهدیدهای پیرامون منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و خنثی‌سازی آنها در قالب داد و ستدهای دفاعی

اهمیت دیپلماسی دفاعی در سیاست خارجی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

بی تردید تقویت قوای دفاعی کشور، ازجمله مهمترین شرایط برقراری امنیت پایدار است. امنیت پایدار علاوه بر اینکه از جان و مال مردم و تمامیت ارضی کشور محافظت می‌کند باعث بقای نظام سیاسی کشورها می‌شود. این جمله معروف از سون تزو، به یادگار باقی مانده است و کاربرد و معنای بسیار عمیق در دل خود نهفته دارد. او معتقد است دیپلماسی در واقع ادامه جنگ اما به طریقی دیگر است. دیپلماسی دفاعی در حقیقت روی دیگر تقویت بنیه نظامی در شرایط صلح و گفت و گو با رقبا و دشمنان احتمالی با هدف کاستن از رقابت ها و تهدیدات نظامی است. به نظر محققین در دنیای پیچیده امروزی و در عصر ارتباطات و اطلاعات، دیپلماسی دفاعی ابزار و سازوکار مهمی در اجرای آسان‌تر سیاست‌های دفاعی در عرصه بین الملل بوده و از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است (یوسفوند, مهدیان, & یوسفوند, ۱۳۹۸, ص. ۱۲۸). از جمله کارویژه‌های دیپلماسی دفاعی فعال در تحقق اهداف سیاست خارجی و روابط صلح‌آمیز دولت‌ها و ملت‌ها مواردی است که در ادامه به آنها اشاره می‌شود.

- بهره‌گیری از دیپلماسی دفاعی در برقراری روابط و تعاملات مناسب دفاعی میان سازمان‌های دفاعی کشورها که نقش تعیین کننده‌ای در اعتمادسازی و بهبود محیط امنیتی دارند.

- انعقاد پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی از طریق دیپلماسی دفاعی و تقویت اراده جهانی برای مقابله با تروریسم، کاهش بودجه‌های نظامی، خلع سلاح منطقه‌ای، حل مسالمت آمیز مناقشات و برقراری صلح.

- استفاده از امکانات، ظرفیت‌ها، تجارب و داشتن مهارت لازم در تحلیل مداوم روابط در محیط بین‌الملل.

- همگرایی و وابستگی متقابل در حوزه نظامی در روابط دفاعی با دیگر کشورها از طریق دیپلماسی دفاعی و قدرت نرم.

- مقابله با سیاست منزوی سازی ایران و از بین بردن ذهنیت‌های منفی در افکار عمومی جهان و جلب حمایت بین‌المللی در فرایند اجرای سیاست‌های دفاعی

- بسط دایره دوستان در میان همسایگان و کاربست مذاکرات سیاسی برای برقراری روابط دفاعی و دوستانه و شناسایی نقاط مشترک که زمینه‌ساز وحدت و اتحاد در برابر زیاده‌خواهی‌ها و فشارهای ابرقدرت‌ها می‌شود.

- بازاریابی مناسب برای صنایع پیشرفته و محصولات دفاعی ایران در خارج از مرزها و تقویت تعاملات دفاعی

- کاستن از تهدیدات متقارن و غیرمتقارن در جدار مرزها و توسعه کمربند دفاعی و آمادگی جمعی برای شرایط اضطراری

- کاهش نگرانی های روانی همسایگان در باره آمادگی های دفاعی و هزینه های نظامی ایران و تشریح دلایل تقویت نظامی در مقابله با تهدیدات آمریکا

 با توجه به این که پیروزی بدون جنگ‌ و خشونت، راهبردی کم‌هزینه‌تر و مطلوبتر برای کشورها محسوب می‌شود، سیاستمداران، دیپلمات‌ها و مدیران ارشد حوزه های مرتبط با أمور دفاعی می بایست با تقویت بنیه آموزشی، آگاهی، مهارت و توان لازم را در برنامه‌ریزی دفاعی و امنیتی کسب کنند و بیاموزند که با تکیه بر قدرت فائقه نظامی، می توان و می بایست قدرت سخت را به قدرت نرم، زور را به قانون و قدرت را به اقتدار مشروع در حوزه دفاعی تبدیل نمایند (پیرمحمدی, ۱۳۹۵, ص. ۱۳).

در ضرورت توجه جدی‌تر به دیپلماسی دفاعی

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، نهادها و سازمان های متعدد دیگری نیز در این حوزه دخیل شده اند. وزارت دفاع و وابسته ها و رایزن های دفاعی در سفارت خانه های مختلف. در کسب اطلاعات لازم برای شناخت صحنه عملیاتی پیرامونی نقش موثری ایفا می کنند. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. صاحب نظران معتقدند هنگامی که سازمان‌های نظامی کشورها، مناسبات و تعاملات دفاعی میان خود برقرار کنند، در این صورت، محیط امنیتی آنها در شرایط مناسبی قرار خواهد گرفت و امنیت تضمین شده ای به ارمغان خواهد آورد. به عبارتی روابط دفاعی میان سازمان‌های نظامی کشورها، نقش تعیین‌کننده‌ای در بهبود امنیتی یعنی جلوگیری از فعالیت‌های بازیگر تهدیدکننده یا کاهش دامنه‌ی تحرک و برنامه‌هایش خواهد داشت. گسترش، تعمیق و تقویت این روابط و مناسبات می‌تواند تغییر و تحول جدی در محیط پیرامونی ایجاد کند.

به همان میزانی که دستگاه دفاعی تلاش می‌کند تا کشورهای محیط پیرامونی خود را همسو کند به همان میزان می‌تواند در تأمین امنیت منطقه بسیار اثرگذار باشد بنابراین مدیریت و مهندسی محیط راهبردی کشور یکی از راهبردهای مهم دیپلماسی دفاعی است (جعفری, ۱۳۹۸, ص. ۷۰). با توجه به خاتمه جنگ سرد و افزایش نظامی‌گری در منطقه، دیپلماسی دفاعی برای تحقق اهداف و تأمین منافع ملی بسیار مورد توجه واقع شده است. کشورها ماموریت‌های جدیدی برای نیروهای مسلح خود برگزیدند و نقش آنها در زمان صلح مسلح، خصوصا در دو منطقه خلیج فارس و منطقه عمومی خاورمیانه به شدت افزایش یافته است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی دفاعی نه تنها برای دیپلمات‌های وزارت خارجه، بلکه برای کارشناسان حوزه های نظامی و دفاعی و عموم کارشناسان و متخصصان  فنی صنایع دفاعی و نظامی مفید خواهد بود.

امروزه، دیپلماسی دفاعی از اهمیت بیشتری برخوردار شده و متخصصان حوزه دفاعی باید به خوبی آماده شده و از توان دستگاه دیپلماسی کشور به‌خوبی بهره‌برداری کنند و استفاده از ابزار دیپلماسی دفاعی را در ردیف اولویت‌های اصلی و ضروری سیاست خارجی قراردهند. جامعه هدف و مرتبطین با حوزه دفاعی با گذراندن این دوره‌های مهارتی استفاده دقیق از الگوهای علمی و اثربخش در عرصه دیپلماسی دفاعی و تعاملات دفاعی را فرا می گیرند. توجه به ظرفیت‌ها و توانایی‌های نرم افزاری داخلی در اجرای دیپلماسی دفاعی و چگونگی بهره‌گیری از مدیریت دانش می تواند به جهش موثری در این حوزه منجر شود. علاوه‌بر مهارت‌های یاد شده، شرکت‌کنندگان در این دوره، مطالعاتی در حوزه‌هایی مرتبط خواهند داشت که در ذیل به آنها اشاره می‌شود.   

- آشنایی با روش های مذاکره و آداب گفتگوهای امنیتی و راهبردی

- چگونگی بسترسازی و تسهیل اجرای سیاست‌های خارجی در حوزه دفاعی

- شناخت شاخص‌های قدرت نرم دیپلماسی دفاعی ج.ا.ایران

- شناسایی متغیرهای مداخله‌گر در پایداری و ناپایداری امنیت بین‌المللی

- چگونگی مدیریت محیط روابط خارجی بر پایه ظرفیت‌ها، منابع و منافع ملی

- مطالعه سیاست‌های دفاعی و مولفه‌های محیط روابط خارجی در معادله‌ی فرصت و تهدید

- کسب دانش تخصصی و اطلاعات لازم از محیط بیرونی و بین‌المللی و استفاده از آنها در فرایند سیاست‌گذاری دفاعی

- بررسی روش ها و ابزار دیپلماسی دفاعی

- شناخت توانمندی ها و تجارب کشورهای برتر در این حوزه و بهره گیری عملی از آن

این نکته بدیهی است که منافع ملی کشورها در صورتی تامین می شود که میان بخش های مختلف آن در داخل و خارج از کشور، هم افزایی مناسبی صورت گیرد. این مهم رخ نخواهد داد مگر این که تصویر دقیق و متفق علیه از دوستان و دشمنان و اهداف و اولویت های مرتبط در این زمینه شکل گیرد. حوزه دفاع و أمور نظامی به دلیل حساسیت های فراوانی که دارد، در زمره مهمترین عرصه های سیاست خارجی است. پیوند عمیق میان دیپلماسی دفاعی و سیاست خارجی، زمینه را برای هم افزایی منافع و امنیت ملی فراهم می آورد. هم چنان که پیشتر بیان شد در دوران معاصر دیگر فقط دیپلمات‌ها وظیفه تأمین منافع و امنیت ملی را به عهده ندارند بلکه این امر با افزایش همکاری میان نهادهای گوناگون در دستگاه حکومتی میسر می‌شود. همکاری نهادهای گوناگون در حیطه ماموریت خود در دولت همراه با دستگاه سیاست خارجی باعث حفاظت از امنیت پایدار در سطح بین‌الملل خواهد شد. 

قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه  تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی و موسسات و شرکت‌های خصوصی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

نقش دانشگاه در توسعه و تعلیم دیپلماسی و برگزاری دوره‌ها

نظام جمهوری اسلامی با تکیه بر گذشته پربار خویش در دوران جنگ تحمیلی و توانمندی های بومی شده نظامی و دفاعی امروزه در حوزه دیپلماسی دفاعی، تجارب ارزشمند بسیار برای مخاطبان خود دارد. برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه دیپلماسی دفاعی با هدف افزایش مهارت‌های دیپلماسی و پرورش کارشناسان ارشد و دیپلمات‌های متخصص در حوزه دفاعی است تا بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک به‌دست ‌آورد. با توجه به جایگاه راهبرد دیپلماسی دفاعی در مقطع کنونی،  ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در عرصه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه دفاعی و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است، به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه دفاعی و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-پیرمحمدی, س. (۱۳۹۵). شاخصهای قدرت نرم دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران. نشریه سیاست دفاعی(۹۵), ۹-۳۴.

۲- جعفری, س. (۱۳۹۸). نقش دیپلماسی دفاعی در امنیت پایدار مبتنی بر دیدگاه امام خامنهای(مدظلهالعالی). فصلنامه مطالعات دفاعی استراتژیک, ۱۷(۷۸), ۶۳-۶۸.

۳- میرحسینی, س., & رحیم‌پوراصل, ا. (۱۳۹۷). کشورهای شکست خورده، چالشهای نوپدید دیپلماسی دفاعی؛ تهدید نظامی یا فرصت جدید. نشریه سیاست, ۵(۱۸), ۱۹-۳۴.

۴- یوسفوند, ی., مهدیان, ح., & یوسفوند, ا. (۱۳۹۸). نظم بحرانی و پیامدهای راهبرد دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران. نشریه سیاسیت دفاعی(۱۰۹), ۱۱۳-۱۳۷.


دفعات مشاهده: 1001 بار   |   دفعات چاپ: 232 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی محیط زیست؛ گفت‌وگو برای جهانی قابل زیست

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی محیط زیست؛ گفت‌وگو برای جهانی قابل زیست

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

از دیپلماسی غالباً به عنوان علم و هنر انجام مذاکرات و حفظ و توسعه روابط میان کشورها و دفاع از منافع و ارزشهای یک واحد سیاسی یاد می‌شود. این مهارت عموما در راه تبدیل اهداف بلندمدت یک کشور از قوه به فعل و محقق ساختن آمال و آرزوهای یک ملت از مسیر گفتگو و تعامل هدفمند صورت می‌گیرد. به عبارت بهتر و دقیق‌تر، دیپلماسی راه عملی دستیابی اهداف، از طریق گفتگو، تعامل، مذاکره و دادوستد است.

دیپلماسی در حقیقت راه بسیار کم‌هزینه، معقول، منطقی و مبتنی بر تعامل در معنای وسیع آن، با هدف حفظ و گسترش هویت، پرستیژ و اعتبار یک ملت و کمک به تحقق اهداف موردنظر از طریق بهترین و مناسب‌ترین روش‌ها است. تامین اهداف و منافع بلندمدت یک واحد سیاسی از مسیر مذاکرات و همکاری‌های میان کشورها، به گزینه مطلوب و ارجمند برای همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا در حال توسعه تبدیل شده است. ابزار دیپلماسی و روش‌ها و گفتمان‌های جدید حاکم در این حوزه، راه را برای تحقق اهداف مطلوب کشور فراهم می‌کند و به فراخور نوع روش و گفتمان حاکم بر این ابزار، لوازم و الزامات جدیدی نیز در روابط میان کشورها به وجود می آید. سربلندی، عزت، احترام و اعتبار و منفعت از آن کشوری است که بتواند با تکیه بر أنواع و أصناف مدل های دیپلماسی، منافع ملی شهروندان خویش را به حداکثر برساند و رفاه و رضایت آنان را تامین کند. توجه به محیط زیست و دیپلماسی مبتنی بر آن یکی از وجوه جدید و مورد عنایت در دنیای دیپلماسی به شمار می‌رود که توجه و اهتمام کشورها و جامعه جهانی را برانگیخته است.

چیستی دیپلماسی محیط زیست

 محیط زیست یکی از مهمترین محورهای توسعه پایدار هر کشور تلقی می شود. توجه به طبیعت کشور، منابع آبی، جنگل‌ها و مراتع، مناطق حفاظت شده، زیستگاه‌ها و پارک‌های ملی، همه از مولفه‌های اصلی توسعه پایدار منطقه‌ای و بین‌المللی هستند. موضوع محیط زیست و سوء استفاده های مکرر کشورهای صنعتی از آن از نیمه دوم قرن بیستم به شدت مورد توجه قرار گرفته است. بی توجهی کشورهای توسعه یافته و بهره برداری بی رویه از منابع زیستی و عدم امکان جابگزینی مناسب برای آنها، نگرانی های بسیاری را موجب شده است. در همین راستا فعالان طرفدار محیط زیست و زندگی سالم طی دهه های اخیر،  برای جلب توجه دولت ها و مدیران صنایع و همه علاقه مندان به محیط زیست، تلاش های بسیاری را انجام داده اند. نیز هم ایشان با توسل به رسانه ها و برگزاری جلسات و همایش ها و مراسم مختلف کوشیده اند توجه عموم را به مسئله جلب کنند. از توجه ویژه حوزه دیپلماسی به بخش محیط زیست، مفهوم علمی جدید و میان رشته‌ای به نام دیپلماسی محیط زیست تولید شده است که باب نوینی در مسیر توسعه و تعاملات سیاسی میان کشورها گشوده است. در واقع دیپلماسی محیط زیست چارچوب نظام‌یافته در رعایت حفظ محیط زیست در اثر همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با حفظ احترام به تعهدات مشترک بین‌المللی و قواعد الزام‌آور در جهت تحقق ثبات و صلح جهانی است. توجه دولت ها به این موضوع در پی تلاش سمن های موجود و فعال محقق شده و بتدریج نقش و جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی کشورها ایفا کرده و در قالب موافقت های دو یا چند جانبه شکل و شمایل جدید و قانونی و معتبری یافته است. (Saleem & Helena, ۲۰۱۶, p. ۶۰۴).   

بی تردید مخاطب اصلی و عمده دیپلماسی محیط زیست، دولت ها و مدیران ارشد سیاسی هستند اما یکی از مهم ترین روش ها برای تقویت و ترویچ دیپلماسی محیط زیست، رشد و گسترش سطح آگاهی‌ عمومی و مشارکت مردم به ویژه نهادهای غیردولتی و سمن هاست. این نکته بدیهی است که دولت ها  خود، در زمره متهمان اصلی این حوزه قرار می گیرند و راسا، یا از طریق ارائه تسهیلات به دیگران، زمینه را برای تخریب حداکثری زیست بوم به بهانه های مختلف فراهم می آورند. زیست بوم فضایی مشاع و حقی مشترک و متعلق به همه آحاد جامعه است و دولت وظیفه حفظ و حراست از آن را برعهده دارد. دولت های پیشرفته از منظر حقوق بشر، توجه و عنایت ویژه ای به حفظ و حراست این حوزه از خود نشان می دهند و نقش فعالان محیط زیست، در ترغیب دولت ها یا اجبار آنان به انجام وظایف خود دراین باره کاملا موثر بوده است. تصمیم‌گیری در خصوص مسائل کلیدی مانند از دست رفتن تنوع زیستی، تغییرات اقلیمی، تخریب لایه ازن، حمل‌ونقل زباله‌های خطرناک و دیگر چالش‌های سیاره‌ای، نیازمند پایبندی کشورها به هنجارهای بین‌المللی است. پایه و اساس تحقق دیپلماسی محیط زیست همانا مشارکت جهانی در پرتو تعاملات بین‌المللی با هدف حفظ سلامت محیط زیست همچون حیات انسانی است. این فرایند در صورت تحقق قطعا به ارمغان آورنده صلح جهانی و زیست سالم است و هدف هر کشوری نیز، تامین منافع ملی در پرتو برقراری صلح جهانی است.  (طیبی, ۱۳۹۵, ص. ۱۰)

اهمیت دیپلماسی محیط زیست در سیاست خارجی

گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. به طوری‌که گفتمان مبتنی بر محیط زیست به عنصری حائز اهمیت در سیاست خارجی کشورها تبدیل شده است. برهمین اساس، دیپلماسی محیط زیست بخشی از اولویت‌های اصلی سیاست خارجی کشورها در نظر گرفته می‌شود. بدین ترتیب است که دیپلماسی محیط زیست نقش قابل توجهی در بهینه‌سازی روابط دو کشور در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حفظ و گسترش آن دارد.  دیپلمات‌ها، سیاستگذاران، فعالان زیست محیطی و همه کسانی که دل در گرو خاک و آب و هوای تمیز و سالم دارند و به چشم غارتگری و چپاول به عرصه های عمومی و انفال نمی نگرند، با استفاده از این ابزارها می‌توانند پرسشگرانه به دفاع از حقوق انسان ها و طبیعت بپردازند و در حفظ و توسعه میراث بشری، تلاش کننند. دیپلماسی محیط زیست نقش تعیین‌کننده‌ای در روابط بین‌المللی ایفا می‌کند و می‌تواند شرایط و بستر مناسبی برای شکل‌گیری اهداف موردنظر کشور و روابط سالم دیپلماتیک در حوزه‌های مختلف به وجود آورد.

دیپلماسی محیط زیست، زمینه و ابزاری برای انجام مذاکرات زیست محیطی و ایجاد زمینه مساعد جهت بهبود سیستم فعلی است. در واقع دیپلماسی محیط زیست، به تعامل میان دولت‌ها بر سر سیاست‌های زیست محیطی اطلاق می‌شود و یکی از ارکان مهم در روابط بین‌المللی کشورها است. هدف اصلی این دیپلماسی تلاش برای گفتگوی مسالمت آمیز در سراسر جهان و ایجاد رابطه سازنده و جلوگیری از سوءتفاهم‌ها و کاهش درگیری‌های اجتماعی و اقتصادی و محیط زیست است و پیامدهای آن ارتقا صلح و ثبات جهانی با تقویت و محافظت از منافع زیست محیطی است. مسئله محیط زیست می‌تواند از طرفی همانند پلی بین جوامع بین‌المللی باشد و کشورها با وحدت و همکاری مانع از بین رفتن تدریجی زمین و فرسوده شدن سریع آن بشوند. کشورهای دارای منابع مالی قوی می‌توانند در جهت حفاظت از محیط زیست در با تکیه و تاکید بر دیپلماسی، از این روند حمایت های همه جانبه و حتی مالی داشته باشند. از طرفی دیگر، نگاه به حفاظت از محیط زیست باعث می‌شود جوامع نوعی تعادل در بهره برداری از منابع کانی و طبیعی به وجود آورند و این خود می تواند فرصت مناسبی در بهبود روابط خارجی و بهینه سازی فضای زیست انسانی و توجه ویژه و متناسب به طبیعت باشد. بنا به نظر طیبی (۱۳۹۵) تشکیل کمیته‌های ملی محیط زیست باعث همگرایی و اتخاذ سیاست هماهنگ در خصوص مسائل محیط زیست و تعاملات مثبت در عرصه‌های دیگر می‌شود (طیبی, ۱۳۹۵). 

پیشرفت اقتصادی، صنعتی و اجتماعی چند دهه‌ گذشته‌ی ایران باعث شده است که محیط زیست فراتر از ظرفیت منابع خود مورد بهره‌برداری قرارگیرد، موضوعی که پیامدهای ویرانگری بر فضای زیست انسان ها در همه کشورها برجای گذاشت. البته اقتصاد ملی ایجاب می‌کند که از منابع طبیعی به شکل متناسب استفاده شود اما توجه به پیامدهای مصرف بی رویه منابع و مشکلاتی که برای نسل حاضر و آیندگان به وجود می آورد را نمی توان نادیده انگاشت.  با توجه به این که مرزهای سیاسی منطبق با مرزهای بیولوژیکی نیست، مشکلات موجود به راحتی مرزهای کشورها را در نوردیده و به یکباره به معضلی جهانی تبدیل می شود. آلودگی منابع آب، تغییر اقلیم، آلودگی صوتی، ازبین رفتن منابع خاکی، تخلیه تدریجی دریاها و اقیانوس ها از گونه های مختلف آبزیان، بیابان زایی مستمر، کمبود منابع آب و جنگ های محتمل، انقراض نسل گونه های مختلف جانوری و گیاهی و هزاران معضل دیگر، جز دیپلماسی، هیچ راهی برای خروج از بن بست و بحران موجود نمی توان پیشنهاد کرد. اتخاذ دیپلماسی قوی زیست‌محیطی باید در سرلوحه برنامه‌های سازمان‌های مرتبط قرارگیرد. در این راستا دیپلماسی محیط زیست در دو حوزه باید متمرکز شود: مقررات استفاده از منابع طبیعی و مقررات مربوط به آلودگی ناشی از مصرف مواد خام طبیعی یا آلودگی ناشی از عوامل دیگر.

موقعیت استراتژیک ایران در خاورمیانه و جهان و روابط اقتصادی و سیاسی پایدار با همسایگان در دریا و خشکی، باعث حساسیت بیشتر آن نسبت به مسائل زیست محیطی شده است. مسائل مربوط به آب، آلودگی محیط زیست، محدودیت منابع، آلودگی شیمیایی، گردوغبار، آتش‌سوزی و بسیاری از مشکلات مشابه دیگر، مستلزم کاربست  دیپلماسی زیست‌محیطی قوی برای کشور است تا از شرایط ناپایدار فعلی بتواند عبور کند. (Padash & Ardestani, ۲۰۱۹). برای نیل به اهداف دیپلماتیک کشور و دستیابی به توسعه پایدار، انجام برخی اقدامات در زمینه مورد بحث، ضروری به نظر می‌رسد. این موارد را می توان چنین دسته بندی کرد:

- ارائه آموزش های لازم در چارچوب‌ نگرش علمی و راهبردی برای دیپلماسی محیط زیست کشور

- تهیه و تنظیم همکاری‌های زیست محیطی منطقه‌ای و بین‌المللی با تکیه بر مبانی علمی و دانشگاهی

- نقش‌آفرینی در شکل‌گیری و برگزاری نشست‌ها و اجلاس بین‌المللی آب و هوایی

- همکاری مستمر و اطلاع از برنامه‌ها و فعالیت‌های زیست‌محیطی سازمان ملل متحد، یونسکو، فائو، آیسسکو، اکو، سازمان بهداشت جهانی، سازمان جهانی هواشناسی و تلاش در جهت ترغیب آنان به مشارکت موثر در برنامه های مورد نظر

- تهیه و امضای تفاهم‌نامه با حوزه های مرتبط محیط زیست سازمان ملل

- تفاهم‌نامه همکاری با کشورهای همسایه برای کنترل مشکلات زیست‌محیطی نظیر ریزگردها

- شرکت در اجلاس، مجامع و کنفرانس‌های متعدد زیست محیطی، تغییرات اقلیم و آب‌وهوایی، پسماند و دیدار با مقامات بین‌المللی

- استفاده و بهره‌گیری از تجربیات کشورهای مختلف از طریق نمایندگان کشورهای حاضر در اجلاس و کنفرانس‌های بین‌المللی

- کمک به توسعه و ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست از مدرسه تا دانشگاه و  توسعه فناوری‌های پاک

بدیهی است که در جریان همکاری‌های مستمر منطقه‌ای و بین‌المللی و دیدار و گفتگو بر سر مسائل زیست‌محیطی با مقامات مربوطه و ارائه راهکار و مشارکت در برنامه‌های بین‌المللی می‌توان در راستای تامین اهداف و منافع ملی، مناسبات و تعاملات دوجانبه و چندجانبه با دیگر کشورها را در حوزه‌های مختلف گسترش داد. این امر محقق نخواهد شد مگر با بهره‌گیری از دیپلماسی قوی در حوزه محیط زیست که بی تردید موجب رشد و بالابردن بنیه علمی  و توان کارشناسی در  این حوزه در کشور خواهد شد. همانطوری‌که ذکر شد از عناصر اصلی شکل‌گیری دیپلماسی محیط زیست، افزایش و تقویت بنیه علمی و نیز افزایش سطح آگاهی و اعتماد عمومی به این تجربه و مهارت است. با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره های عالی مهارت دیپلماسی محیط زیست نه تنها برای دیپلمات‌ها بلکه برای کارشناسان حوزه محیط زیست، و فعالان بخش خصوصی و نهادهای مدنی، بسیار مفید خواهد بود.

نقش دانشگاه در توسعه و ترویج دیپلماسی محیط زیست

حاصل آنچه تاکنون در باب ضرورت موضوع بیان شد این نکته مهم است که زمین و محیط زیست انسان ها در معرض خطر جدی است و گربز و گزیری از گفنگو و تعامل در عرصه جهانی برای حل و فصل مسئله وجود ندارد. امروزه، دیپلماسی محیط زیست در جهان از اهمیت بیشتری به نسبت گذشته پیدا کرده و متخصصان حوزه محیط زیست و سیاست خارجی می بایست برای دور جدیدی از تعاملات زیست محور در عرصه جهانی خود را آماده کنند. ایران به دلیل مواجهه جدی تر با موضوعات و معضلاتی که پیشتر بدان اشاره شد در قیاس با دیگران به اهتمام ویژه ای در این زمینه نیازمند است. دوره های مهارت افزایی و تقویت بنیه علمی و دانشگاهی در این زمینه و آشنایی با زمینه ها، بسترها، تجربه ها و راه حل های ارائه شده از سوی دیگران به خوبی می تواند مشکل گشایی کند و راه برون رفتی از این فضا فراهم آورد . ازجمله مهارت‌ها و دروسی که علاقمندان به این دوره فراخواهند گرفت، می توان به سرفصل های ذیل اشاره کرد:

- بررسی قواعد حاکم بر محیط زیست از منظر حقوق بین‌الملل

- نقد و بررسی موافقت نامه های جهانی و تاثیر آن بر کاهش مخاطرات زیستی

- مطالعه انتقادی اسناد بالادستی ایرانی و بین المللی

- بررسی مفاهیم حقوق بین‌الملل محیط زیست با تاکید بر توسعه پایدار

- مطالعه چارچوب‌های علمی و استراتژیک برای دیپلماسی محیط زیست کشور

- شناخت روند مذاکرات بین‌المللی زیست محیطی با حضور فعالان و شرکت کنندگان در این مذاکرات

- روش های کاربست دیپلماسی در تحقق اهداف زیست محیطی

- آشنایی با فناوری‌های پاک و لزوم توجه به آنها

- اصول و آداب مذاکره و سازوکار شرکت در مجامع بین المللی

- شناخت روندها و جریان های حاکم بر نهادهای مرتبط

شرکت کنندگان در دوره‌های دیپلماسی محیط زیست، ضمن شناخت عمیق و اصولی اسناد و مواد درسی مذکور، با سازوکارهای اجرایی آنها آشنا شده و به کارگیری تاکتیک‌های جدید در رایزنی‌های جهانی و کسب مهارت فنون مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی را فرا خواهند گرفت.

برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر مثبت و برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه محیط زیست تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی، سازمان‌های غیردولتی، فعالین محیط زیست، شهرداری‌ها و عموم مردم صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

به نظر می رسد هر دو گروه فعالان دولتی و غیردولتی در این عرصه نیازمند فراگیری دانش لازم برای دفاع از حقوق شهروندان در داخل و خارج از کشور باشند. برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه مذکور، برای افزایش مهارت‌های دیپلماتیک و پرورش دیپلمات‌های متخصص و متخصصان توانمند و آَشنا به ظرایف و دقایق مذاکرات دیپلماتیک است تا بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه محیط زیست به‌دست‌آورد. با توجه به جایگاه استراتژیک دیپلماسی محیط زیست در مقطع کنونی، ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه محیط زیست و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه محیط زیست و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-Padash, A., & Ardestani, M. (۲۰۱۹). Peace or War? Intelligent Development of Iran Environmental Diplomacy. Environmental Energy and Economic Research, ۳(۴), ۳۴۹-۳۶۸.

۲- Saleem, A., & Helena, V. (۲۰۱۶). Environmental diplomacy. C. Constantinou, P. Kerr, & P. Sharp, The SAGE Handbook of Diplomacy.

۳- طیبی, س. (۱۳۹۵). دیپلماسی پایدار؛ راهبردی موثر برای درک مذاکرات بین المللی زیست محیطی. راهبرد اجتماعی فرهنگی, ۵(۲۱)


دفعات مشاهده: 556 بار   |   دفعات چاپ: 196 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی زیارت؛ آمیزه دین و اقتصاد در سیاست خارجی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی زیارت؛ آمیزه دین و اقتصاد در سیاست خارجی

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی آداب شناخت زیر و بم‌های گفت‌وگو تعامل در روابط بین‌الملل است. نوعی از گفت‌وگو و اندرکنش میان خود و دیگری با هدف افزایش سطح دسترسی به منابع مورد تنازع و در نهایت گسترده کردن بهره‌مندی از امکانات و ظرفیت‌های موجود که از مسیری غیر منتهی به جنگ به دست می‌آید. در حقیفت راه طولانی، پر زحمت اما کم هزینه‌تر در مقایسه با جنگ برای حل و فصل منازعات مختلفی که میان کشورها رخ می‌دهد. عمده این درگیری‌ها به منظور جلب نفع بیشتر یا دفع ضرر کمتر است که گاه قدرت نظامی و تمایل به استفاده از آن مانع از تحقق این راه و آن هدف می‌شود.

دیپلماسی در حقیقت "نه" به جنگ و درگیری و خشونت است و و پرهیز حداکثری از آن با هدف حفظ جان انسان‌ها و توسعه و گسترش دامنه مفاهمه و تعامل به قدر مقدور و از مسیر مذاکره است. این مسیر همانند جنگ و خشونت ملی، قدمتی به تاریخ بشریت دارد و نمی توان برای کاربست آن در جوامع و میان انسان ها تاریخ مشخص و معینی را ذکر کرد. حقیقت این است که دوران جدید و خصوصا پس از توافق وستفالیا کاربرد دیپلماسی همانند توسعه و گسترش جنگ های مبتنی بر سلاح های پیشرفته، رشد و توسعه چشمگیری داشته است. کاربست دیپلماسی، در سده اخیر جهش یافته و لوازم و الزامات و شقوق بسیاری  پیدا کرده و تمایل به استفاده حداکثری از آن، روش ها، آداب، قوانین و مقررات و سازوکارهای ویژه خود را یافته است.

 در عین حال گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. ازجمله سازوکارهای بین‌المللی دولت‌ها برای تاثیر بر علایق و جذب مخاطب خارجی و همسو کردن آنها به نفع سیاست‌های کشور و بهبود روابط، استفاده از قدرت نرم یا به عبارتی دقیق‌تر بکارگیری دیپلماسی است. دستگاه دیپلماسی کشورها با بکارگیری ابزارهای گوناگون سعی دارند در جهت رشد و تعالی منافع ملی گام بردارند. بشر از هر امکانی برای آشنایی و شناخت هم نوعان خویش استفاده می کند و ظرفیت های گوناگون برای ارتباط گیری و تعامل هر چه بیشتر را مورد توجه قرار می دهد. اماکن و ظرفیت ها و مناسبت های مذهبی یکی از مسیرهای قدرتمندی است که می تواند میان ملل و نحل، پل زده و زمینه را برای بسط و توسعه ارتباطات ملی و فراملی فراهم آورد. نقش این اماکن در گردشگری و شناخت طرفین و در نهایت بسط و تحکیم روابط ملی و مردمی و غیردولتی، نقش بسیار برجسته ای در گسترش صلح و امنیت و رشد اقتصاد میان کشورها ایفا می کند. به عبارت دیگر، اماکن مقدس و زیارتی و احترام به عقاید دینی عموم مردم از جمله ظرفیت‌های والای یک کشور برای پیشبرد اهداف ملی است. به دلیل پایبندی مردم به اعتقادات مذهبی و اهمیت آن در نزد جوامع، همزمان با رشد و بهبود شرایط حمل‌ونقل و گردشگری، مسافرت‌های زیارتی نیز سیر صعودی پیدا کرد. تقریبا از دهه ۱۹۵۰ که مسافرت جنبه جهانی به خود گرفت سفرهای مذهبی همزمان با سفرهای غیرمذهبی رشد داشت و واژه «گردشگری مذهبی» وارد مطالعات گردشگری بین‌المللی شد (شیخ‌الاسلامی & شمس‌آبادی, ۱۳۹۶). آلن مورینس[۱] زیارت را در کتاب خود به نام سفرهای مقدس به معنای «تلاقی مسافرت و تجسم یک آرمان» تعریف می‌کند و از این دیدگاه می‌توان گفت میان «گردشگری» و «زیارت» و مکان‌های مقدس و زائر و نیز ابعاد معنوی و هویت فرهنگی پیوند نزدیکی وجود دارد (کرمی‌پور, ۱۳۹۴, ص. ۵۴). گردشگری قبل از آنکه به عنوان پدیده‌ای اقتصادی مطرح باشد امری فرهنگی است. گردشگری انسان را با فضاهای جغرافیایی، انسان‌ها و فرهنگ‌های دیگر آشنا می‌کند و همین زمینه مناسبی برای تعامل میان ملت ها و کاهش خصومت ها ایفا می کند (بصیری, احسانی‌فرید, & حسینی کندلجی, ۱۳۹۲, ص. ۶۸).

معنا و مفهوم گردشگری دینی

علی رغم شواهد بسیار در رشد گرایش های غیردینی و سکولاریسم در جهان، شواهد زیادی دال بر رشد و توسعه مناسک دینی و گرایش به مذاهب و پیامد آن، گردشگری دینی به چشم می خورد. مهمترین بخش گردشگری دینی تردد از مکانی به مکانی دیگر و برقراری ارتباط میهمان و زائر با میزبان و محیط است. زیارت به خصوص در میان مسلمانان که دین آنها حوزه‌های وسیعی را پوشش می‌دهد، نوعی فعالیت فرهنگی و  اجتماعی تلقی می‌شود. از این نظر و نیز آمیختگی دین و سیاست بویژه در جهان سیاست و در میان دستکم دو دیانت تاثیرگذار در خاورمیانه( اسلام و یهودیت) در حقیقت آمیختگی میان دین و سیاست را نمی توان جدا کرد و از این منظر گردشگری دینی، وجهه و شمایل سیاسی نیز پیدا می کند. در عین حال مسیحیان را نیز نمی توان از این منظر چندان بی توجه به سیاست تلقی کرد و گردشگری آنان برای انجام مناسک دینی یا آشنایی با مراکز و اماکن مسیحی واقع شده در خاورمیانه بی تاثیر از سیاست نمی تواند بود. (شیخ‌الاسلامی & شمس‌آبادی, ۱۳۹۶, ص. ۱۵۰). به همین دلیل پرداختن به امر زیارت در دستگاه دیپلماسی کشورها اعم از کشورهای منطقه که میزبان محسوب می شوند یا دیگران که زائر و میهمان تلقی می شوند، از اهمیت بالایی برخوردار است. این پدیده نه چندان نوظهور، در قرن بیستم به شکل گیری مفهوم دیپلماسی دینی و گردشگری مرتبط با آن معنا و مفهوم متفاوت و عمیق تری بخشیده و بستر مناسبی برای مداخلات دولت ها و سیاستمداران برای دستیابی به اهداف خود فراهم آورده است..

برای دیپلماسی زیارت تعاریف مختلفی ارائه شده است. دیپلماسی زیارت، سفر معنوی شهروندان کشوری به کشوری است که گاه ممکن است روابط سیاسی تیره‌ بر آن سایه افکنده باشد. هدف غایی آن است تا با تسهیل این روابط دیرپا و ماندگار میان زائر و سوژه زیارت، پلی مناسب میان دو دولت برقرار شود یا دستکم مانع تخریب آن، ولو در شرایط سخت و بحران های سیاسی بشود.  در این نوع از دیپلماسی، اثرگذاری بازیگران دیگری به غیر از بازیگران دولتی به خصوص افکار عمومی مورد تاکید قرار می‌گیرد. به بیانی دیگر دولت میزبان این فرصت را دارد تا تصویری مطلوب از خود و سیاست‌ها و جامعه‌اش در ذهن زائرانی ایجاد کند که برای زیارت به آن کشور سفر کرده‌اند. در واقع دیپلماسی زیارت شاخه‌ای از دیپلماسی گردشگری است که جنبه‌های مذهبی و معنوی سفر در آن برجسته شده و هدف غایی آن است. از این منظر، بخوبی می‌توان دیپلماسی را که امری مربوط به سیاست خارجی است  با مساله زیارت پیوند زد و زمینه همکاری و تعامل و تبادل فکر و کالا را از این طریق به شکل معناداری بالا برد. (شیخ‌الاسلامی & شمس‌آبادی, ۱۳۹۶, ص. ۱۵۱).

اهمیت و جایگاه دیپلماسی گردشگری در کشور

سرزمین ما ایران یکی از کشورهایی است که گردشگری مذهبی در آن از دیرباز وجود داشته و پس از انقلاب اسلامی توجه ویژه ای به این موضوع معطوف شده است. ایران هم کشور هدف بسیاری از گردشگران مذهبی مسلمان و شیعه تلقی می شده و هم سه کشور دیگر (عربستان، عراق و سوریه) مقصد گردشگری انبوه بوده است. مرقد امام رضا  در مشهد و دو امامزاده دیگر در قم و شیراز، این سه شهر را به پرطرفدارترین مقاصد گردشگری داخلی تبدیل کرده است. وجود چندین هزار اماکن مذهبی یا منسوب به امامان و امامزادگان که  بیش از  ۴۰۰۰ زیارتگاه را شامل می شود، به گردشگری مذهبی ایرانی شکل و شمایلی خاص بخشیده است. با توجه به ظرفیت‌های گردشگری مذهبی در ایران به نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی در همکاری با سایر دستگاه‌های دست‌اندرکار گردشگری می‌تواند با برنامه‌ریزی در دو بخش دیپلماسی عمومی و گردشگری مذهبی، دیپلماسی زیارت خود را تقویت نموده و به نحو شایسته‌ای کشور را از مزایای معنوی و مادی حاصل از صنعت گردشگری بهره‌مند سازد. از جمله بزرگترین ظرفیت‌های دیپلماسی زیارت برای ایران حرم امام رضا (ع) است. بر أساس آمار ارائه شده، در سال ۱۳۹۴، دو میلیون زائر خارجی به مشهد مقدس سفر کرده‌اند و هرساله به این رقم افزوده می‌شود. استان خراسان رضوی به خاطر وجود همین زیارتگاه در صدر مقاصد سفرهای گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته و از این حیث جایگاه سوم را داراست. این خود نشان از بالابودن انگیزه‌های مذهبی در انجام سفر است و با اعمال دیپلماسی زیارت موفق نسبت به گردشگران مذهبی می‌توان  در جهت پیشبرد منافع ملی کشور و کاربست دیپلماسی اثرگذار زیارت، گام های مهمی برداشت.

 از دیگر ظرفیت‌های گردشگری مذهبی می‌توان به حرم حضرت معصومه (س) در قم  اشاره کرد که پس از نجف اشرف دومین مرکز علمیِ مذهب تشیع است. وجود حوزه‌های علمیه غنی و فراوان در این شهر باعث جلب و جذب هزاران گردشگر خارجی شده و بسیاری از آنان بر اثر جاذبه های معنوی و علمی، در این شهر رحل اقامت افکنده و این منطقه را به بین المللی ترین نقطه ایران تبدیل کرده اند.. علاوه‌براین هزاران مزار منسوب به امامزاده ها و آرامگاه پیامبرانِ و سایر اماکن قدیمی نظیر کلیساها و کنیسه های قدیمی و مورد احترام ادیان مختلف نیز در خاک ایران وجود دارد که بر انگیزه سفر پیروان اسلام و دیگر ادیان به این کشور می‌افزاید (شیخ‌الاسلامی & شمس‌آبادی, ۱۳۹۶, ص. ۱۵۸-۱۶۰). با توجه به اینکه ۹۹ درصد جمعیت کشور مسلمان است و تقریبا ۱ میلیارد و ۵۰۰ میلیون نفر مسلمان در جهان وجود دارد و همچنین تاکید دین اسلام بر سفر، می‌توان به ابعاد بازار بالقوه این نوع گردشگری پی برد. ایران از منافع گسترده گردشگری دینی برخوردار است. این مزایا در ایران کارکردهایی مانند درآمدزایی، رشد اقتصادی در سطح منطقه‌ای و مهم‌تر از آن گسترش ارزش‌های اعتقادی و فرهنگ اسلامی ایرانی دارد. به همین دلیل گردشگری دینی در سطوح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی مورد توجه برنامه‌ریزان و سیاست‌گذران قرار گرفته است (ضرغام بروجنی & اسدیان اردکانی, ۱۳۹۷, ص. ۱۱۵-۱۱۸).

شکی نیست که دیپلماسی زیارت یا گردشگری معنوی، هدف بسیار معتنابهی در سیاست خارجی کشور می تواند باشد. سابقه تمدنی و نیز ورود اسلام به سرزمین ایران، امتزاجی دوگانه از هویت آفریده است که گردشگری دینی، یکی از ارکان آن تلقی می شود. اماکن برجای مانده از دوران پیش از اسلام گواه آن است که این گردشگری از دیرباز در جامعه مورد توجه بوده و پس از ورود اسلام به ایران، این ظرفیت مضاعف شده است. طبعا توجه به این گنجینه مهم در زندگی اجتماعی ما ایرانیان می تواند مابه ازای عینی و ملموسی در حوزه سیاست داخلی و خصوصا سیاست خارجی بیافریند و بی توجهی بدان خسارت بار خواهد بود. از جمله اهداف دیپلماسی زیارت در دستگاه دیپلماسی کشور را می‌توان به شرح ذیل برشمرد:

- بسط ارزش‌های معنوی و جلوگیری از ایران/شیعه هراسی و تبلیغات سوء.

- حفظ میراث فرهنگی با توسعه گردشگری در قالب ارزش‍های دینی و فرهنگی.

- تفاهم و درک متقابل ملت‌ها و افزایش فرصت برای مبادلات فرهنگی.

- تقویت صلح و گفتگوی تمدن‌ها، نزدیکی ملت‌ها و در نهایت دولت‌ها به یکدیگر.

- تقویت دیپلماسی عمومی از طریق گردشگری و بهره گیری از قدرت نرم نهفته در این دیپلماسی

- اشتغال‌زایی، فقرزدایی، ارزآوری و رشد تولید ناخالص داخلی.

- جلوگیری از تک‌محصولی‌بودن و ایجاد توسعه پایدار.

- بسط معنویت و تعالی و توجه به مقوله دین و ارزشهای اخلاقی و توسعه آن

- توجه به زیرساخت‌ها و فناوری پیشرفته در حوزه گردشگری و توسعه آن به عنوان جایگزین اقتصاد نفتی.

- ایجاد همکاری‌های علمی و پژوهشی بین دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه و مراکز مطالعاتی و پژوهشی در حوزه دین و بهره مندی از هم افزایی آنان در راستای تقویت و همبستگی دینی

در جهت نیل به اهداف و منافع کشور در این حوزه ضروری است دستگاه دیپلماسی کشور از هنر، علم و مهارت برداشتن گام‌های اولیه در تعامل با دنیا برای همکاری‌های دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی برخوردار بوده و با بهره‌گیری از منابع قدرت نرم، جذب گردشگر خارجی را تسهیل نماید. 

گردشگران به دلیل ورود به داخل مرزهای جغرافیایی، بیشترین تاثیر فرهنگی را می‌پذیرند و همین امر عامل یکی از مهمترین زمینه های انتقال و تبادل فرهنگ بومی است. از طرفی دیگر گردشگران به طور مستقیم از واقعیت‌های موجود در داخل یک کشور مطلع می‌شوند. البته برخی معتقدند با ورود گردشگران غیردینی، چالش‌های فرهنگی افزایش می‌یابد و پیامدهای نامطلوب اجتماعی و فرهنگی بر جای گذاشته و ارزش‌ها و باورهای جوامع را به چالش می‌کشد. با این حال یکی از راه‌های توسعه و تکامل تعاملات فرهنگی، توسعه گردشگری است که با برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق گردشگری، می توان آثار ناخواسته آن در کشور مهار و کنترل شود. بنابراین گردشگری دینی و زیارت به عنوان اعمال و مناسک دینی می‌تواند عاملی در جهت وحدت و همگرایی در میان شیعیان و سایر مسلمانان و ادیان قرار گیرد و فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی از این طریق در بین جوامع دیگر و حتی سایر کشورهای جهان توسعه و تکامل می‌یابد (بصیری, احسانی‌فرید, & حسینی کندلجی, ۱۳۹۲, ص. ۷۳-۶۴).

توجه به موارد پیش گفته و اهتمام لازم برای محقق کردن آن به خوبی می تواند زمینه تعامل و ارتباط گیری گسترده را در بین علاقه مندان به این سبک از گردشگری در میان همسایگان و سایر کشورهای علاقه مند به خوبی فراهم آورد. این نکته بسیار مهم است که گردشگران خارجی عموما تصویری مطلوبی از جامعه هدف ندارند و سیاه نمایی موجود در تبلیغات ضد ایرانی شبکه های خارجی و ایران و شیعه هراسی، مانع از تحقق جدی این نوع دیپلماسی در میان مخاطبان عام شده است. از سوی دیگر برخی سیاست های کنترل تردد و معضلات ارائه ویزا به گردشگران خارجی، حجم تردد به کشور را کاهش داده است حال آن که می توان این تعداد گردشگر را به چندین برابر افزایش داد. در ادامه راهکارهایی برای اجرای موفق دیپلماسی زیارت و توسعه گردشگری مذهبی در کشور پیشنهاد می‌شود. توجه به این راه کارها می تواند زمینه را برای بسط و توسعه گردشگری دینی و زیارت فراهم آورد و با تکیه بر این  آورده های فرهنگی و دینی، نقش اثرگذاری در سیاست خارجی کشور ایفا کند:

- مهیا بودن مهمترین زیرساخت لازم برای بسط گردشگری که مسئله تامین امنیت است.

- استفاده از ابزارهای  تبلیغی در جهت ترویج گردشگری مذهبی و ترویج این مفهوم در میان شیعیان جهان

- تلاش در جهت کمک به اصلاح ذهنیت گردشگران مذهبی از طریق تسهیل تردد و تجربه زیسته

- بسیج ارگان‌های مرتبط با حوزه گردشگری برای استفاده از ظرفیت‌های موجود (مذهبی و غیرمذهبی)

- توجه جدی به زیرساخت های مورد نیاز گردشگری دینی خصوصا برای اتباع خارجی

- تبلیغات در کشورهای خارجی برای معرفی زیارتگاه‌های پیامبران دیگر ادیان برای جذب گردشگر مذهبی

نقش دیپلماسی گردشگری دینی در راستای تامین اهداف و منافع ملی

هر دولتی با توجه به مناسبات دو یا چندسویه با سایر حکومت‌ها، باید علاوه‌بر انجام مسائل دیپلماسی عمومی، تسهیلاتی را برای گردشگران بین‌المللی فراهم کند. در توسعه گردشگری مؤلفه‌های متعددی نظیر توسعه صنعت گردشگری، توسعه زیرساخت‌ها، گسترش و تعمیق روابط با دیگر واحدهای سیاسی، نظیر وزارت‌خانه‌ها و نهادهای ذیربط موثر است. از وظایف وزارت امور خارجه و سایر نهادهای مرتبط این است تا با بهره‌گیری از توانایی‌های بالقوۀ کشور و مزیت‌های آن توجه ویژه‌ای به دیپلماسی زیارت داشته باشند. در عصر جهانی شدن و اهمیت یافتن دیپلماسی عمومی و تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان اسلام برخی دولت‌ها را بر آن داشت تا از ظرفیت‌های مذهبی و دینی خود برای پیشبرد اهداف و منافع ملی در سیاست خارجی خود بهره ببرند.

با توجه به مواردی که پیشتر به آنها پرداخته شد دیپلماسی زیارت برای تحقق اهداف و تامین منافع ملی بسیار مورد توجه واقع شده است. پذیرش گردشگر یکی از ابزارهای سیاست خارجی کشورهای پیشرفته است. اساسا، دیپلماسی گردشگری فقط به دنبال بهره‌گیری از سیاست خارجی در راستای تقویت بنیه اقتصادی یا افزایش تولید ناخالص داخلی نیست بلکه چنان که پیشتر نیز اشاره شد، می‌تواند به تحقق اهداف سیاست خارجی به شکل مستقیم و غیر مستقیم هم کمک کند. بنابراین می توان چنین بیان کرد که میان دیپلماسی زیارت به عنوان یکی از شاخه‌های دیپلماسی گردشگری و سیاست خارجی رابطه متقابل، دو سویه و کاملا تعاملی می توان و بایست  برقرار کرد.

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. در این راستا وزارت امور خارجه باید اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره های عالی مهارت دیپلماسی زیارت نه تنها برای دیپلمات‌های حرفه ای بلکه برای کارشناسان حوزه دیپلماسی، گردشگری و امور دینی، کارشناسان دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی، فعالان بخش خصوصی، اتاق های أصناف، استارت آپ های مرتبط و همه کارگزاران حوزه گردشگری و اقتصاد  صنایع دستی و نظایر آن مفید خواهد بود.

یکی از محورهای همگرایی در میان ملت‌های مسلمان، دین واحد است. صنعت گردشگری به ویژه در بین کشورهای اسلامی به دلیل اشتراکات فرهنگی، در فرایند همگرایی و تحول و تکامل فرهنگی جوامع اسلامی نقش عمده‌ای دارد (بصیری, احسانی‌فرید, & حسینی کندلجی, ۱۳۹۲, ص. ۶۴). کشورهای اسلامی می‌توانند با داشتن زمینه‌های همگرایی نظیر دین اسلام، کتاب آسمانی مشترک، پیامبر اسلام (ص) و به‌طورکلی عقاید مشترک، ضمن بهره‌گیری از منافع فرهنگی و اقتصادی گردشگری مذهبی، در حوزه سیاست خارجی نیز با اتخاذ دیپلماسی زیارت موفق از آن برای بهینه‌سازی روابط بین‌الملل استفاده کنند.  مهم‌ترین عوامل همگرایی را در سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی مناسب گردشگری می‌توان جست‌وجو کرد. استمرار مراودات گردشگری بین جوامع و کشورها در درازمدت، تحول فرهنگی جوامع به ویژه کشورهای اسلامی را در پی دارد. بنابراین کشورهای اسلامی با توجه به غنای فرهنگی اسلامی می‌توانند با ابداع و توسعه زیرساخت‌های گردشگری و مدیریت مناسب اکوتوریستی و گردشگری فرهنگی شرایط همگرایی و تعامل و روابط بهینه را فراهم آورند  (بصیری, احسانی‌فرید, & حسینی کندلجی, ۱۳۹۲, ص. ۷۴).

علاوه بر موارد پیش گفته، بی‌تردید شناخت بیشتر افراد یک کشور یا کشورهای مختلف از یکدیگر از طریق گردشگری، تاثیر مطلوبی در استحکام روابط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دولت‌های آنان دارد و از طرفی دیگر تضادهای فرهنگی میان جامعه میزبان و مهمان کاهش می‌یابد (کرمی‌پور, ۱۳۹۴, ص. ۶۶). دیپلماسی گردشگری می‌تواند با درنظر گرفتن موارد ذیل باعث تحقق اهداف سیاست خارجی و روابط دولت‌ها و ملت‌ها شود.

- تدوین نقشه راه و مشخص کردن جایگاه دیپلماسی گردشگری و شرح وظایف هریک از بخش‌های مختلف و دانستن نحوه تعامل با دیگر دستگاه‌های مرتبط با حوزه دیپلماسی، خصوصا وزارت امور خارجه.

- لزوم استفاده از تاکتیک‌های جدید، به دلیل اهمیت و پیچیدگی گردشگری دینی.

- استفاده از امکانات، ظرفیت‌ها، تجارب و کسب مهارت لازم با بهره گیری از تجارب زیسته دیگر کشورها

- بازاریابی و تبلیغات برای بهبود تصویر ایران در عرصه گردشگری دینی.

- تدوین برنامه بلندمدت و کلان در حوزه گردشگری دینی و راه و روش های جدید جلب و جذب آنان

- زدودن تبلیغات منفی رسانه‌ها برای منزوی‌کردن ایران و ارائه تصویری متناسب با فرهنگ و تمدن ایرانی

- برگزاری نمایشگاه‌ های مختلف در کشور در هنگامه تراکم گردشگر دینی.

- نشست های مشترک همه نهادهای درگیر باهدف آسیب شناسی و رفع موانع تسهیلات گردشگری

- فعالیت های هم افزا و موثر سازمان‌ها، نهادها، دفاتر و نمایندگی‌های اطلاع‌رسانی در امور سیاحتی در سطوح ملی و بین‌المللی.

باتوجه به تاثیرگذاری گردشگری در اقتصاد کشورها، گردشگری به‌عنوان یکی از موضوعات گفت‌وگو بین هیات‌های بلندپایه خارجی تبدیل شده است. راه گردشگران برای ورود به کشور از سفارتخانه‌ها می‌گذرد لذا سفرای ایران با اعمال دیپلماسی خاص و با رعایت همه جوانب و مسائل داخلی و خارجی و منطقه‌ای، می بایست تسهیلات ویژه ای به این نوع از گردشگران را مورد توجه قرار ‌دهند. تردیدی نیست که اجرایی‌شدن دیپلماسی گردشگری، تاثیر بسیار مستقیم و قدرتمندی در ابعاد مختلف سیاست خارجی و بهینه‌سازی روابط در پی خواهد داشت (مجتهد زاده, عزتی, & مرتضایی, ۲۰۱۹). 

نقش دانشگاه در توسعه و ترویج دیپلماسی گردشگری دینی

با توجه به ظرفیت گسترده ایران در حوزه گردشگری دینی، دیپلماسی زیارت از اهمیت بیشتری برخوردار شده و متخصصان حوزه گردشگری دینی در این حوزه با توجه به نیاز کشور به این سبک از دیپلماسی و ضرورت توجه عمیق، باید به خوبی آماده شوند. بدین ترتیب، آموزش تخصصی دیپلمات‌ها، سفرا، کارشناسان نهادهای مرتبط در وزارت میراث و گردشگری و همه سازمان ها و نهادهای مرتبط خصوصا در بخش غیردولتی شامل مدیران نهادهای دینی و حوزه های علمیه و مروجان فرهنگ و دین در کشور، در زمینه‌های علمی و کاربردی برای سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های بهینه، ضروری به نظر می‌رسد. برای توسعه گردشگری دینی باید از توان دستگاه دیپلماسی کشور و همه نهادهای دینی مرتبط، به شکل هدفمند و سازمان یافته بهره‌برداری کرد و این امر در ردیف اولویت‌های اصلی سیاست خارجی قرارگیرد. جامعه هدف و مرتبطین با حوزه گردشگری به خصوص گردشگری دینی، با گذراندن این دوره‌های مهارتی ضمن فراگیری استفاده علمی از ظرفیت گردشگری ایران، قادر به تدوین و اجرای راهبردهای «سیاست گردشگری دینی» خواهند بود.

به نظر می رسد هر دو گروه فعالان دولتی و غیردولتی در این عرصه نیازمند فراگیری دانش لازم برای بسط و توسعه این مفهوم در داخل و خارج از کشور باشند. برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه مذکور، برای افزایش مهارت‌های دیپلماتیک و پرورش دیپلمات‌های متخصص و متخصصان توانمند و آَشنا به ظرایف و دقایق این دیپلماسی، می تواند با توجه به ظرفیت های درون زای کشور بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه گردشگری دینی به‌دست ‌آورد. با توجه به جایگاه راهبردی این دیپلماسی، بویژه در مقطع کنونی که راه های تعامل دولتی با ایران به بهانه های مختلف مسدود شده است، اکنون زمینه فعال کردن این دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری می بایست مورد توجه قرار گیرد. ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه گردشگری دینی و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی مرتبط ضروری است. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی گردشگری دینی و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی تلقی کرد.

منابع

۱-بصیری, م., احسانی‌فرید, م., & حسینی کندلجی, م. (۱۳۹۲). نقش گردشگری دینی در دیپلماسی فرهنگی و وحدت جهان اسلام. فصلنامه پژوهشهای روابط بین‌الملل, ۱(۱۰), ۶۱-۸۳.

۲- شیخ‌السلامی, م., & شمس‌آبادی, ع. (۱۳۹۶). چیستی دیپلماسی زیارت و ظرفیت های ایران. فصلنامه تحقیقات سیاسی بین المللی(۳۱), ۱۴۱-۱۶۶.

۳- ضرغام بروجنی, ح., & اسدیان اردکانی, ف. (۱۳۹۷). چارچوب توسعه گردشگری دینی در جمهوری اسلامی ایران. اندیشه مدیریت راهبردی, ۱۳(۱), ۱۱۱-۱۳۷.

۴- کرمی‌پور, ا. (۱۳۹۴). گردشگری دینی: ماهیت و کارکرد. اسلام وعلوم اجتماعی, ۷(۱۳), ۵۳-۷۱.

۵- مجتهد زاده, پ., عزتی, ع., & مرتضایی, ش. (۲۰۱۹). دیپلماسی گردشگری و رونق گردشگری در منطقه مکران: مطالعه موردی روابط ایران با همسایگان شرقی. فصلنامه جغرافیا ( برنامه ریزی منطقه ای), ۹(۳), ۵۶۱-۵۸۲.

[۱] Alen Morines


دفعات مشاهده: 804 بار   |   دفعات چاپ: 248 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی سلامت؛ ضامن سلامت شهروندان جامعه جهانی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی سلامت؛ ضامن سلامت شهروندان جامعه جهانی

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان

از دیپلماسی غالباً به عنوان علم و هنر انجام مذاکرات و برقراری روابط بین‌الملل از طریق مداخله دیپلمات‌های حرفه‌ای یاد می‌شود. این مهارت عموما در راه تبدیل اهداف بلند مدت یک کشور از قوه به فعل صورت می‌گیرد. به عبارت بهتر و دقیق‌تر، دیپلماسی راه عملی دستیابی اهداف از طریق گفتگو، تعامل، مذاکره و داد و ستد است. دیپلماسی در حقیقت راه بسیار کم هزینه، معقول، منطقی و مبتنی بر تعامل در معنای وسیع آن، با هدف حفظ و گسترش هویت، پرستیژ و اعتبار یک ملت و کمک به تحقق اهداف مورد نظر از طریق بهترین و مناسب ترین روش‌ها است. تامین اهداف و منافع بلند مدت یک واحد سیاسی از مسیر مذاکرات و همکاری‌های میان کشورها، به گزینه مطلوب و ارجمند برای همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا در حال توسعه تبدیل شده است.

برای دیپلماسی معانی بسیاری در نظر گرفته شده و کتب و منابع بسیاری در این زمینه به رشته تحریر درآمده است. این معانی و مفاهیم در طول زمان، فراز و فرودهای بسیاری پیدا کرده است اما آنچه که در همه این سال ها و بویژه پس از پیدایش کشور- ملت ها مورد توجه و اهتمام قرار داشته است، گفت و گو و تبادل نظر و مذاکرات سیاسی برای حل و فصل مسائل و مشکلات فیمابین دولت ها و یا تشکیل ائتلاف ها و اتحادها له یا علیه دیگران بوده است. عمده تعاریف این اصطلاح در باب جنگ و صلح و عقد قراردادهای مرتبط را در بر می گرفته و طبعا ملت ها و مسائل غیرسیاسی مرتبط با ایشان أساسا نقش و وجهی در این نوع از دیپلماسی نداشته اند. تاریخ دیپلماسی از این منظر تاریخ تعامل دولت ها یا تعارض منافع آنها با یکدیگر و تلاش برای مذاکرات معطوف به حل و فصل آنها می شده است. دیپلماسی مضاف و موضوعات و مقیدات متنوع دیپلماسی، زائیده نیازهای عصر جدید و نیازمندی های نسل جدید پس از دو جنگ اول و دوم جهانی است.

چیستی دیپلماسی سلامت

حوزه سلامت و بهداشت، یکی از مهمترین موضوعاتی است که برای نسل جدید پس از جنگ، نقش و اهمیت ویژه ای یافته است. بازتعریف نقش انسان و محوریت یافتن حیات او بر روی کره زمین و ضرورت اهتمام به نیازمندی های جسمی و روحی او با هدف طولانی کردن حیات و زیست او در جهان، محور فعالیت های بسیاری از نهادها و سازمان های بین المللی پس از جنگ دوم شده است. در همین راستا، تلفیق حوزه دیپلماسی با بخش سلامت، به تولید مفهوم علمی جدید و میان رشته ای به نام دیپلماسی سلامت منجر شده است که باب نوینی در تعاملات سیاسی میان کشورها گشوده است. اگرچه بر أساس تعاریف رسمی، دیپلماسی سلامت، برای مقابله با بیماری‌هایی که از مرزهای بین‌المللی به سرعت فراتر رفته و رشد اقتصادی و توسعه کشورها را به خطر می‌اندازد اطلاق می شود اما دامنه رو به گسترش این مفهوم، خصوصا در قرن جدید، تعریف متفاوت تری را می طلبد. بر أساس تعاریف جدید، دیپلماسی سلامت به کاربست امر مذاکره، گفتگو و تعامل فراملی با هدف افزایش سلامت و بهداشت جامعه جهانی در سطح کلان و ارتقای سلامت و امنیت بهداشتی آحاد افراد در کشورها گفته می شود. بر این مبنا، دیپلماسی به بستری مناسب و آماده و مهیا برای میزبانی مهمترین نیاز بشر تبدیل می شود. در حقیقت از تلفیق این دو مفهوم، عملا تکریم انسان و سلامت اوست که مورد توجه واقع می شود. دیپلماسی سلامت در واقع شناخت سازوکارهای حاکم بر حوزه سلامت از منظر سیاسی و تلاش برای به حداکثر رساندن منافع ملی و مصالح شهروندان با تکیه و توجه به مفهوم سلامت و تلاش در راستای توسعه آن در میان واحدهای سیاسی است.

گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است و جای خود را به کاربست مذاکره و گفتگو در حوزه های مختلف مورد نیاز جامعه بشری داده است. حوزه سلامت و اهتمام به آن، در زمره همین عرصه های نوین احترام به انسان و لزوم توجه به آحاد بشر در همه جوامع و حفظ سلامت او و کاهش بیماری هاست. ازجمله سازوکارهای بین‌المللی دولت‌ها برای مقابله با بیماری‌ها، برگزاری گردهمایی‌های بین‌المللی و تشکیل سازمان‌های بین‌المللی پاسخگو به تهدیدهای سلامت جهانی است. بسیاری از چالش‌های موجود در سلامت جهانی باعث  ایجاد تقاضا برای اتخاذ سیاست‌های مناسب‌تر و هماهنگی دیپلماتیک در سطح جهانی تحت عنوان «دیپلماسی جهانی سلامت» شده و سلامت جهانی را به یکی از اجزای اصلی سیاسـت خارجی و قدرت نرم تبدیل کرده است. برنامه‌ها و سیاست‌های مرتبط با سلامتِ برخی کشورها، موفق به افزایش شهرت سیاسی یا بهبود روابط بین دولت‌ها و ارسال پزشک و احداث بیمارستان و مراکز ارایه دهنده خدمت در راستای کسب پرستیژ یا انجام مسئولیت های اجتماعی در سطح بین المللی بویژه در مواقع بحرانی شده‌ است. با توجه به اهمیت مقوله سلامت در توسعه پایدار، لازم است دیپلماسی سلامت به یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی کشورها تبدیل شود و دولت‌ها برای رسیدن به اهداف عالی سلامت محور خود، دیپلماسی سلامت را بیش ‌ازپیش مورد توجه قرار دهند.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی سلامت در کشور

یکی از مهمترین موضوعاتی که در دو دهه اخیر مورد توجه قرار گرفت جایگاه نظام سلامت ایران در میان کشورهای خاورمیانه است. در قیاس با عموم کشورهای منطقه و خارج از آن، نظام سلامت کشور از موقعیت ممتاز و برجسته ای برخوردار است و همین موقعیت مطلوب، زمینه را برای قرار گرفتن ایران در میان مهمترین کشورهای مقصد سلامت در منطقه قرار داده است. این موضوع فواید بسیاری را در بردارد. برتری قابل توجه وضعیت بهداشت و سلامت در ایران و زیرساخت ها و نظام سلامت قوی و با پشتوانه و دارای قدمت این کشور را به یکی از مقاصد معتبر، در دسترس، ارزان و قابل اعتماد سلامت تبدیل کرده است. این ویژگی به ابزاری پر قدرت در خدمت منافع و اهداف دیپلماسی عمومی کشور در آمده و بخوبی می تواند نقش و جایگاه منطقه ای و برتر ایران در میان کشورهای منطقه را دوام و قوام بخشد. دیپلماسی عمومی مبتنی بر سلامت و به عبارت بهتر و دقیق تر کاربست دیپلماسی سلامت محور فواید عدیده‌ای برای کشور دارد که به برخی از آنها به اختصار اشاره می‌شود:

- گسترده شدن حوزه تعاملات ملی و بین المللی ایران از مسیرهای سلامت محور

- ایجاد پیوندهای مختلف میان نهادها و اقشار مرتبط با حوزه سلامت با دیگران و بسط تعاملات فراملی

- افزایش توان و اقتدار ملی با تکیه بر دیپلماسی عمومی و مقابله با تحریم با هدف منزوی کردن ایران از جامعه جهانی

- ارز آوری مناسب، معتبر، مستمر، پایدار و پرقدرت برای کشور

- ایجاد اشتغال و کارآفرینی برای فعالان حوزه سلامت در هر دو بخش دولتی و خصوصی

- افزایش توسعه کسب و کارهای مرتبط با حوزه سلامت در بخش های حاشیه ای

- افزایش اعتبار و پرستیژ علمی و سیاسی و کمک به ارتقا و بهینه سازی سیاست های سلامت محور

در قانون برنامه چهارم توسعه ذکر شده است که وزارت بهداشت موظف است تا پایان برنامه، ۳۰ درصد از نیازهای ارزی خود را از طریق صادرات خدمات و تولیدات این بخش تأمین کند. ایران در شرایط کنونی با تکیه بر نیروی انسانی متخصص و کارآمد و امکانات و ظرفیت های بهداشتی و درمانی که دارد بخوبی می تواند به توسعه گردشگری سلامت بپردازد. توجه به این مقوله می‌تواند علاوه بر تقویت دیپلماسی عمومی کشور، رونق اقتصادی در برخی شهرها و حتی پیشرفت صنعت پزشکی کشور، تأثیر به‌سزایی داشته باشد. با تقویت و توسعه زیرساخت‌های لازم در کشور می‌توان در برقراری ارتباط با خارج از مرزها در حوزه سلامت موفق بود و از رقبای خود در امر توریسم درمانی از جمله هند، سنگاپور، دبی و اردن پیشی گرفت. برقراری پیوندهای موثر در این حوزه ها به آمیزه ای از مهارت های دیپلماتیک و تخصص های بهداشتی و درمانی نیاز دارد و دیپلماسی سلامت متضمن این پیوند و دوام و قوام آن در عرصه بین الملل است.

کشور ایران، در منطقه‌ی پرتنش خاورمیانه قرار گرفته و با چالش‌ها و مسائل زیادی، به ویژه مسائل زیست محیطی(‌ پدیده ریزگردها، خشکسالی)، مسائل اقتصادی و تحریم‌ها و جنگهای متعدد منطقه‌ای و بیماری‌های همه‌گیر مواجه است. دیپلماسی سلامت فراملی، با تمرکز بر همکاری‌های مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی، راهکارهایی برای مواجهه با چالش‌های یادشده ارائه می‌دهد. دیپلماسی سلامت به بهبود روابط دیپلماتیک کشورها در سطح کلان نیز کمک می‌کند. امروزه مسئولیت دیپلماتها دوچندان شده است. از طرفی باید برای ارتقا منافع کشور خود درتلاش باشند و از طرفی دیگر باید از منافع جهانی حمایت کنند. در سطح ملی دولت ها موظفند به دلایل زیر از این روند حمایت کنند:

- نقش بی بدیل دولت ها در تامین سلامت و امنیت بهداشتی شهروندان

- تقویت و توسعه همکاری های سلامت محور فیمابین با سایر دولت ها

- هم اندیشی و تعامل با نهادهای مرتبط برای بالابردن سطح بهداشت جوامع

- پرهیز از سیاسی کردن موضوع سلامت شهروندان در سطح جهان

- تلاش در جهت بسط و توسعه تعاملات فروملی در حوزه سلامت

- کمک به رشد و توسعه صنعت گردشگری سلامت

- بهینه و روان سازی فعالیت های مدنی در تقویت و توسعه سلامت

- استفاده از تجارب دیگر کشورها و بهره مندی از داد و ستدهای تخصصی در حوزه سلامت و بهداشت

پیوندهای عمیق میان سلامت و سیاست خارجی به اقبال و استقبال هر دو طرف بستگی تام و تمامی دارد و این آمادگی در هر دو سوی این معادله وجود دارد. با گسترش تقاضا در زمینه نیازهای دیپلماسی سلامت جهانی، گسترش مشارکت سازمان‌های غیردولتی در برنامه‌های بین‌المللی بهداشت، جهانی‌سازی علوم و تحقیقات دارویی، تخصص فنی، دانش حقوقی و مهارت‌های دیپلماتیک، شرکت در دوره‌های دیپلماسی سلامت را پررنگ‌تر کرده است. برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت علوم و فنون مذاکره دو طرفه‌ی بازیگران دولتی و غیر دولتی در خصوص مسائل مرتبط با سلامت و سیاست خارجی نیز  در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. برقراری معاهدات و موافقت‌نامه‌های دوطرفه و چندگانه میان دولت، سازمان‌ها، نهادها با دانشگاه‌ها و برقراری تعامل و مذاکره میان آنها نیز در توسعه کشور نقش به‌سزایی خواهد داشت. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت های اجتماعی خویش و نیز بین المللی کردن فعالیت های آموزش پایه، در این زمینه می تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه سلامت تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت کنندگان فراهم خواهد آورد.

دیپلماسی سلامت در شرایط کرونا و پساکرونا

امروزه، دیپلماسی جهانی سلامت از جایگاه والاتری نسبت به سایر ابعاد دیپلماسی برخوردار شده و مذاکره‌کنندگان آن باید به گونه ای تخصصی برای عملی کردن آن، مهیا و آماده شوند. برخی از کشورها با درک اهمیت و پیچیدگی رایزنی‌های جهانی، یک وابسته بهداشتی تمام‌وقت به کارمندان دیپلماتیک خود اضافه کرده اند. برخی از دیگر کشورها نیز رویه متفاوتی در پیش گرفته و دیپلمات‌هایی به کارمندان بخش‌های بهداشت بین‌الملل اضافه کرده‌اند. نتیجه هر دو وضعیت ارتقای وضعیت داخلی بهداشت در تعامل با جامعه جهانی با هدف پیشبرد اهداف سلامت محور در سطح جهان شده است. چالش مشترک آنها هدایت یک سیستم پیچیده است که در آن مسائل سیاست داخلی و خارجی و خطوط قدرت را در هم می‌آمیزد و در صورت نیاز به اخذ تصمیم‌های سریع در شرایط وقوع حوادث غیرمترقبه و وضعیت های بحرانی، آمادگی انجام مذاکرات ماهرانه در برابر شیوع بیماری، تهدیدهای امنیتی یا سایر موارد مرتبط با سلامت جوامع محدود یا گسترده انسانی را دارا هستند. شناخت سازوکارهای حاکم بر مجامع بین المللی حوزه سلامت، آشنایی با جریان ها و روندهای حاکم بر نظام سلامت سایر کشورها، بهره گیری از تجارب موفق آنان در توسعه بهداشت و سلامت، بهره گیری از فنون مذاکره و تسلط بر شیوه های گفتگوی سلامت محور، در توسعه تعاملات بین المللی و با هدف تامین منافع جامعه بشری و دفاع از مرزهای سلامت و بهداشت کشور زمینه را برای پرورش و شکوفایی این نوع از دیپلماسی در کشور را فراهم می آورد.

دیپلماسی سلامت در حقیقت به یک راهبرد اساسی در دفاع از انسان بدون توجه به مرزها و مرزبندی های مرسوم زبانی، نژادی، قومی، دینی و همه متعلقات و مقیدات جامعه بشری تبدیل شده است. یک دیپلماتِ سلامت نقش مهمی در تأمین سلامت شهروندان کشور و بهبود روابط خارجی دارد. وضعیت همه گیری بیماری کرونا طی سال گذشته نشان داد که بی توجهی به این موضوع تا چه می تواند بر افزایش مرگ و میر انسان ها بیفزاید. از سوی دیگر فعال شدن دیپلماسی سلامت و تبادل نظر و اطلاعات تخصصی، داد و ستد فرمول ها و پتنت های دارویی، گشودن باب مذاکرات سلامت محور دیپلمات ها، تبادل اطلاعات بیماران و همکاری های علمی در حوزه تولید واکسن، در عمل نشان داد که این پروژه، تا چه حد موثر و نقش آفرین بوده است. تجربه سال گذشته نشان داد که توانایی مدیریت بحران سلامت در فضای بین المللی، تا چه حد می تواند متاثر از نقش آفرینی امتزاج یافته دو حوزه بهداشت و دیپلماسی باشد. تجربه در عمل به ما آموخت که میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی سلامت برای نه تنها دیپلماتهای دولتی بلکه برای سایر بازیگران بخش خصوصی و کارشناسان و نقش آفرینان عرصه سلامت مفید خواهد بود. به دلایل ذیل می توان برگزاری دوره های تخصصی عالی دیپلماسی سلامت را ضروری دانست:

- مفهوم دیپلماسی سلامت، موضوعی میان رشته ای است و ترکیبی از مهارت های دیپلماسی و فن مذاکره و تعامل با دانش و تخصص در حوزه سلامت

- ضرورت توسعه بخشیدن به فعالیت های بین المللی بخش خصوصی در حوزه سلامت و کمک به ارتقای وضعیت اقتصاد سلامت کشور در تعامل با همسایگان و دیگران

- آشنا کردن فعالان این حوزه با روندها و جریان های حاکم و سازوکارهای مسلط فکری و نظری در حوزه سلامت بین الملل

- فراهم کردن بسترهای لازم برای برقراری ارتباط هدفمند با همتایان فعال در حوزه سلامت و استفاده از تجارب عملی آنان به منظور بهبود وضعیت سلامت در کشور

- معرفی سازمان ها و نهادهای بین المللی و آشنایی با سازوکارهای حاکم بر آن و تقویت بنیه کارشناسی برای حضور در این مجامع

- شناخت لوازم و الزامات شرکت در مجامع جهانی و منطقه ای سلامت محور با هدف دفاع از منافع ملی

- آشنایی با فن مذاکره و أصول قرارداد نویسی و تعاملات تجاری در حوزه سلامت

مسئولیت اجتماعی دانشگاه در توسعه و ترویج دیپلماسی سلامت

با توجه به جایگاه استراتژی دیپلماسی سلامت در مقطع کنونی، ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری وزارت بهداشت و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. ایران امروز نیازمند برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه مسائل بهداشتی برای بالا بردن مهارت‌های دیپلماسی و پرورش دیپلمات‌های متخصص در دانشگاه‌ها است تا بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه سلامت به‌دست‌آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام های بلندی برداشته است. برگزاری دوره های عالی آموزشی دیپلماسی و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه های مختلف بین المللی می کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره های (DBA,MBA) دیپلماسی نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه سلامت و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین المللی دانشگاهی تلقی کرد.


دفعات مشاهده: 756 بار   |   دفعات چاپ: 195 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی رسانه‌ای؛ بازنمایی منافع ملی با زبان و منطق رسانه

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی رسانه‌ای؛ بازنمایی منافع ملی با زبان و منطق رسانه

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان

دیپلماسی پوششی برای اجرای سیاست خارجی و راهی در جهت عملیاتی‌کردن اهداف، منافع، سازوکارها در محیط بین‌المللی و شامل کلیه اقداماتی است که یک دولت در روابط خارجی خود در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تجاری، مالی، تکنولوژیک، امنیتی و نظامی انجام می‌دهد. در دیپلماسی دوران جنگ سرد، اصولا دیپلماسی به روابط میان حکومت‌ها مربوط می‌شد. در عصر جهانی‌شدن دیپلماسی بستری برای تامین منافع و حضور فعال مردم نهادهای مدنی و بخش خصوصی است در بستری که دولت ها و حکومت‌ها آن را فراهم می‌کنند.

رسانه‌ها اعم از مجازی و حقیقی، چنان در ذهن و زبان جامعه تنیده اند که مانند گذشته نمی‌توان به مدد رسانه های دولتی، افکار عمومی را دستکاری کرد. افکار عمومی نیز نسبت به سیاست‌های اتخاذ شده از سوی دولت‌ها و اقدام یا عدم اقدام او در باب موضوعی خاص، به‌قدری حساس شده است که هر حرکت او را به دقت زیر نظر می گیرد و از او پاسخ می طلبد. دیگر تنظیم و اجرای سیاست خارجی به دستگاه‌های رسمی اختصاص ندارد و ده‌ها بازیگر غیرحکومتی نظیر رسانه‌های گروهی، انجمن‌ها، گروه‌ها، اتحادیه‌ها، کمیته‌ها، سازمان‌ها، سلبریتی ها و نهادهای گوناگون در شکل‌دادن به دیپلماسی موثرند (قوام, ۱۳۸۴).

اگرچه برخی بر این اعتقادند که دیپلماسی رسانه‌ای از ابتدای پیدایش رسانه وجود داشته است اما به شکل دقیق و علمی، می توان گفت وجوه دقیق و برسنجیده آن، در اواخر قرن بیستم شکل گرفته و بر وجوه ایدیولوژیک، تبلیغی، رسانه‌ای، فرهنگی و اثرگذاری بر افکار عمومی به صورت ناخودآگاه تاکید دارد. امروزه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها تحت تاثیر تحولات شگرف در عرصه ارتباطات قرار گرفته است. دیپلماسی رسانه‌ای به عنوان یکی از شاخه‌های اصلی فعالیت‌های دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پدیدار شده و بخش قابل‌توجهی از دیپلماسی عمومی کشورها به ­ویژه قدرت‌های جهانی را به خود اختصاص داده است (اکبرزاده, ۱۳۹۶). مبتنی بر این دیدگاه ها می توان گفت قدرت جهانی یک کشور با توانایی دیپلماسی رسانه‌ای‌اش ارتباط مستقیمی دارد. جای هیچ تردیدی نیست که سیاست خارجی نمی تواند و نباید برای تضمین موفقیت خویش خارج از مرزها، از نقش دیپلماسی رسانه‌ای و فناوری‌های جدید اطلاعاتی_ارتباطی غافل باشد (سلطانی فر & خان‌زاده, ۱۳۹۲).

 به عبارت بهتر و دقیق‌تر، دیپلماسی راه عملی دستیابی اهداف از طریق گفت­وگو، تعامل، مذاکره و دادوستد است. دیپلماسی در حقیقت راه بسیار کم‌هزینه، معقول، منطقی و مبتنی بر تعامل در معنای وسیع آن، با هدف حفظ و گسترش هویت، پرستیژ و اعتبار یک ملت و کمک به تحقق اهداف موردنظر از طریق بهترین و مناسب‌ترین روش‌هاست. تامین اهداف و منافع بلندمدت یک واحد سیاسی از مسیر مذاکرات و همکاری‌های میان کشورها، به گزینه مطلوب و ارجمند برای همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا در حال توسعه تبدیل شده است. این مهم در میان برنامه های جاری سیاستمداران در کشورهای پیشرفته، البته نقش و جایگاه برجسته و ویژه تری به خود اختصاص داده است. در حقیقت موفقیت و تاثیر سیاست های خارجی یک کشور را می توان با میزان الحراره بازنمایی دقیق و مطلوب آن سیاست در رسانه های مختلف سنجید و مورد ارزیابی قرار داد.

اهمیت دیپلماسی رسانه‌ای در سیاست خارجی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. برخی محققان معتقدند اساسا، دیپلماسی رسانه‌ای از رسانه‌ها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده می‌کند و رسانه به مثابه ابزاری در دیپلماسی تلقی می‌شود که با استفاده از آن، دیپلمات‌ها و سیاست‌گذاران می‌توانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی، مورد محک و در معرض چالش‌های دیپلماتیک قرار دهند. براساس این تحلیل‌ها، رسانه­ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی کشورها تاثیرگذارند و دیپلماسی رسانه‌ای نیز عمدتا در راستای سیاست خارجی، منافع ملی کشورها و تاثیرگذاری بیشتر بر افکار عمومی و تغییر و تحولات عمل می‌کند (اکبرزاده, ۱۳۹۶).

عقاید و ارزش‌ها به‌آسانی از طریق فیلم و کارتون‌های جذاب منتقل می‌شوند. آنها مجراهای مهمی برای انتقال عقاید و ارزش‌ها هستند که از طریق رسانه‌ها پخش می­شوند. شبکه‌های خبری تاثیر بزرگی بر تصور انسان‌ها از دیگر کشورها دارند. اخبار موفقیت اقتصادی و ورزشی تصور مثبتی بر اذهان دیگر کشورها دارد. پس قدرت نرم، نتیجه سیاست‌هایی است که بستری را برای تبادل عقاید، خدمات و کالاها فراهم می‌آورد. قدرت نرم از جذابیت هویت یک کشور سرچشمه می‌گیرد (Vyas, ۲۰۱۳). در واقع، به بیان دیگر دیپلماسی رسانه‌ای نمی‌تواند کشوری را وادار به انجام عملی کند، ولی می‌تواند شرایط و بستر مناسبی برای شکل‌گیری اهداف موردنظر کشور و روابط سالم دیپلماتیک در حوزه‌های مختلف به وجود آورد.

از عوامل مورد نیاز قدرت نرم، تبادل فعال یا غیرفعال عقاید و خواسته‌های مردم جوامع مختلف است. قبول این عقاید به تغییر در عادات، رسوم و عرف‌های جامعه پذیرنده می‌انجامد و منافع آن به آنجایی تعلق می­گیرد که این عقاید از آنجا نشات گرفته است. خالقان قدرت نرم افراد خاص، شرکت‌ها، سازمان‌ها و گروه‌های دیگر جامعه هستند. و این سازمان­ها و مردم، بستری را برای اشاعه درست فرهنگ، عقاید و عرف‌ها ایجاد می‌کنند و اینها همه از منابع قدرت نرم هستند. دولت ملی قدرت نرم را به طور مستقیم و غیرمستقیم به کار می‌برد که یکی از آنها رسانه و تبلیغ در آن است  (Vyas, ۲۰۱۳). بنابراین، ایران می‌تواند طرز تلقی و نوع برداشت های خود را از فضا و محیط امنیتی پیرامون را به کمک رسانه‌ به دیگر کشورها منتقل کند و به کمک رسانه به فضاسازی مناسب در این حوزه بپردازد. در این راستا، کارشناسان و متخصصان در هر دو حوزه دیپلماسی و رسانه برای تاثیر بین‌المللی و ایجاد رابطه میان کشورها و انتقال اطلاعات به آنها نقش موثری ایفا می‌کنند. 

اهمیت و جایگاه دیپلماسی رسانه‌ای در کشور

موضوع بازنمایی سیاستهای داخلی و خارجی کشور در رسانه ها همواره دغدغه ای مهم برای سیاستمداران از هر طیف و جناحی بوده است. با گسترش فضای مجازی و دسترسی آحاد مختلف جامعه به فضای مجازی و عضویت در شبکه های مختلف، تاثیر و اهمیت رسانه به شکل قابل توجهی مضاعف شده است. نقاط قوت و ضعف دستگاه های مختلف بویژه سیاست خارجی در معرض دید و قضاوت و ارزشگذاری قرار گرفته و دسترسی مخاطبان به تحلیل ها و ارزیابی ها متخصصان افزایش یافته است. در عین حال نظام اسلامی به دلیل ویژگی های متعدد و خصوصا در تقابل با دستگاه رسانه ای نسبتا متحد در تقابل با ایران، از توانایی مناسبی برای مواجهه برخوردار نیست. افزون بر آن در فضای نوین دیپلماتیک که اغلب افکار عمومی مردم کشورها هدف و مخاطب سیاست‌گذاری دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی قرارگرفته است، کشور ایران مورد حمله‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی نظیر پروژه‌های اسلام‌هراسی، شیعه‌هراسی، ایران‌هراسی و حمایت از تروریسم قرار گرفته است (سلطانی فر & خان‌زاده, ۱۳۹۲). بدین‌منظور ایران باید در مقابله با این هجمه‌ها، دیپلماسی رسانه‌ای خود را براساس تحولات اخیر نظیر آنچه در ذیل می‌آید تغییر دهد:

- لزوم شناخت دقیق فضای رسانه ای جهانی

- ضرورت داشتن نقشه راه مناسب برای مقابله با هجمه‌ها

- انعکاس سیاست‌های داخلی و خارجی به ملل جهان

- برخورداری از دانش تعامل رسانه ای برای مواجهه با بازنمایی های غلط یا سیاه نمایی های مختلف

- تقویت بنیه کارشناسی برای حضور آگاهانه و برنامه‌ریزی­شده‌ رسانه‌ها در عرصه دیپلماسی

- شناخت ظرایف و دقایق تلفیق هر دو حوزه رسانه و دیپلماسی

- ضرورت آشنایی از شرایط، فرصت‌ها و چالش‌های بین المللی پیش روی رسانه و دستگاه سیاست خارجی

- تقویت تاثیرگذاری رسانه های ایرانی از سوی دستگاه دیپلماسی کشور

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، ده­ها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. با توجه به اهمیت و نیاز آشکار در این حوزه، برگزاری دوره های عالی دیپلماسی رسانه‌ای نه تنها برای دیپلمات‌ها، بلکه برای همه کسانی که دل در گرو سربلندی ایران عزیز دارند و در فضای رسانه ای منشاء اثر هستند، اعم از کارشناسان و مدیران حوزه دستگاه سیاست خارجی، متخصصان رسانه،  کارشناسان و مدیران رسانه های بین‌المللی،  بازیگران و فعالان بخش خصوصی و کارشناسان مفید خواهد بود. دیپلماسی رسانه‌ای برای تحقق اهداف و تامین منافع ملی مورد توجه واقع شده است. اگر فرایندهای دیپلماتیک با شکست مواجه شود دیپلماسی رسانه‌ای می‌تواند به کمک دیپلماسی رسمی آید و زمینه‌های مناسبی را جهت پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق فراهم آورد (قوام, ۱۳۸۴).

امروزه، دیپلماسی جهانی رسانه‌ای از اهمیت بیشتری برخوردار شده و متخصصان حوزه رسانه باید به خوبی آماده شوند. مواردی که در ادامه به آنها اشاره می‌شود ازجمله دلایل ضرورت شرکت جامعه هدف در این دوره‌ها است.

- داشتن نگاه ملی به دیپلماسی رسانه‌ای

- تدوین نقشه راه و مشخص کردن جایگاه دیپلماسی رسانه‌ای و شرح وظایف هریک از بخش‌های مختلف و دانستن نحوه تعامل با دیگر دستگاه‌های مرتبط با حوزه دیپلماسی، خصوصا وزارت امور خارجه.

- لزوم استفاده از تاکتیک‌های جدید، به دلیل اهمیت و پیچیدگی رایزنی‌های جهانی.

- آشنایی با عقد قرارداد و فن مذاکره با سازمان‌های منطقه‌ای و جهانی.

- استفاده از امکانات، ظرفیت‌ها، تجارب و داشتن مهارت لازم در تحلیل مداوم گزارش‌ها و دیپلماسی‌های رسانه‌ای سازمان‌های رسانه‌ای دیگر.

چالش مشترک دیپلمات‌های حوزه رسانه،‌ هدایت یک سیستم پیچیده است که در آن مسائل سیاست داخلی و خارجی و خطوط قدرت را در هم می‌آمیزد و در صورت بروز تصمیم‌های سریع و مذاکرات ماهرانه، تهدیدهای امنیتی یا سایر موارد، آمادگی لازم را دارا هستند.

 نقش دانشگاه در توسعه و تعلیم دیپلماسی

پیوند عمیق میان رسانه‌ها و سیاست خارجی، معمولا در همه کشورها قابل مشاهده است و به میزان تفاهم عمومی و اعتماد مقابل دولت ها به رسانه و بالعکس این تعامل و همکاری افزایش یا کاهش می یابد. آشنایی و نزدیکی این دو حوزه به یکدیگر، سبب می شود مهارت‌های طرفین درک و هم افزایی لازم و مناسب برای پیشبرد اهداف ملی فراهم گردد. قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القاء تصویر برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه ارتباطات تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان فراهم خواهد آورد.

با توجه به جایگاه استراتژی دیپلماسی رسانه در مقطع کنونی، در کشور ایران ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه رسانه و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک دیپلمات فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. دانشکده با برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی­محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه­های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی-غیردولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه رسانه و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-Vyas, U. (۲۰۱۳). Soft Power in Japan–China. Routledge.

۲- اکبرزاده, ف. (۱۳۹۶). نقش دیپلماسی رسانه ای در روابط بین الملل و سیاست خارجی دولت ها.

۳- سلطانی فر, م., & خان‌زاده, ل. (۱۳۹۲). دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران (فرصت ها، چالش ها، آسیب شناسی و راهبردها). مطالعات فرهنگ - ارتباطات, ۱۴(۲۲ (مسلسل ۵۴)).

۳- قوام, س. (۱۳۸۴). از دیپلماسی مدرن به دیپلماسی رسانه‌ای. پژوهش حقوق عمومی, ۷, ۷-۱۸.


دفعات مشاهده: 600 بار   |   دفعات چاپ: 189 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی سینمایی؛ هنرمندی در عرصه سیاست خارجی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی سینمایی؛ هنرمندی در عرصه سیاست خارجی
نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی به شیوه‌ مسالمت‌آمیز سیاسی در حل‌وفصل منازعات بین‌المللی گفته می‌شود و نقطه مقابلِ استفاده از شیوه نظامی بدین منظور است. در واقع تحقق منافع، استراتژی‌ها و اهداف ملی یک ملت را می‌توان به صورت عینی در چارچوب دیپلماسی مشاهده کرد. دیپلماسی شیوه تعامل میان دولت‌ها صرفنظر از رقابت، خصومت یا همزیستی است. دیپلماسی در حقیقت بستر دادوستدهای سیاسی فیمابین کشورها است که زمینه را برای تعاملات دیگر به شکل مناسب و فارغ از جنگ و درگیری‌های نظامی و استفاده از قدرت سخت فراهم می‌کند. به تعبیر یکی از صاحب نظران سیاسی، دیپلماسی به روابط میان حکومت‌ها از طریق مداخله دیپلمات‌های حرفه‌ای برای اجرای سیاست خارجی اطلاق می‌شود و راهکاری مناسب در جهت عملیاتی‌کردن اهداف، منافع، سازوکارها در محیط بین‌المللی است (قوام, ۱۳۸۴).

دیپلماسی در حقیقت راه بسیار کم‌هزینه، معقول، منطقی و مبتنی بر تعامل در معنای وسیع آن، با هدف حفظ و گسترش هویت، پرستیژ و اعتبار یک ملت و کمک به تحقق اهداف موردنظر از طریق بهترین و مناسب‌ترین روش‌ها است. تامین اهداف و منافع بلندمدت یک واحد سیاسی از مسیر مذاکرات و همکاری‌های میان کشورها، به گزینه مطلوب و ارجمند برای همه کشورهای جهان اعم از پیشرفته یا در حال توسعه تبدیل شده است.

بر اثر تجربه دو جنگ جهانی و جنگهای متعدد دیگری که در جهان و منطقه رخ داده، دیرزمانی است که گزینه های دیگر مورد توجه و عنایت ویژه رهبران منطقه قرار گرفته است. به دلیل بالابودن هزینه‌های جنگ، کشورها از راهکارهای مسالمت‌آمیز دیپلماتیک در تعامل با دیگران بهره می گیرند و سینما یکی از محبوب‌ترین و تاثیرگذارترین ابزارهای ارتباطی است. سینما اگرچه خود مستقلا به عنوان یک رسانه اثرگذار مورد توجه قرار دارد اما در عرصه عمومی و فضای سیاسی نیز به شدت تاثیرگذار است و از همین رو مورد عنایت ویژه سیاستمداران و نظام های سیاسی قرار دارد. از این رو، سینما در حوزه سیاست همواره به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباطی و رسانه تسهیل‌گر در حوزه دیپلماسی عمومی، نقش و اهمیت ارجمندی می‌یابد.

رسانه پرقدرت سینما به عنوان یک ابزار دیپلماسی عمومی، معمولا در مقایسه با سایر ابزارهای دیپلماسی، عمیق‌تر، چندلایه و پیچیده‌تر است و تاثیرگذاری آن نه مقطعی بل قطعی و دراز مدت است. برای مثال، در دوران جنگ سرد، نظام سلطه آمریکا از ابزارهای مختلفی برای مقابله با حکومت شوروی استفاده می‌کرد، اما رسانه سینما در میان ابزارها و سایر رسانه‌ها، نقش و موقعیت ممتازی داشت. آمریکا با استفاده از سینمای هالیوود و تولیدات سینمایی دیگر، اشتیاق و علاقه‌ای کاذب اما وافر به فرهنگ و زندگی آمریکایی را برای کشورهای بلوک کمونیستی رقم زده بود. آنان ناخودآگاه در خود تمایلی برای پیوستن به بلوک غرب احساس کردند.  (توسلی رکن آبادی & اسماعیلی, ۲۰۱۳).

اهمیت و جایگاه دیپلماسی سینمایی در کشور

سینما به عنوان رسانه جمعی، اگر هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده به کار گرفته شود ابزار دیپلماتیک قوی برای القای محتوا، معرفی فرهنگ و بیان واقعیت به مخاطب بین‌المللی است. در تعامل با جهان خارج در عرصه فرهنگی، به مدیریت تعاملات فرهنگی با دیگر کشورها نیاز است. مجموعه‌های فرهنگی نظیر سینما باید میزان تعاملات یک کشور با جهان خارج را بررسی و بهره‌برداری از این اصل مهم را مورد پیگیری قرار دهد. یک کشور می‌تواند از سینما به عنوان رسانه‌ای تاثیرگذار برای صیانت از منافع ملی و ارتقاء موقعیت خود در جهان استفاده کند و در واقع، این مقوله پیش‌برنده‌ اهداف سیاست خارجی در جهان است. عملکرد سینما به عنوان ابزار دیپلماسی عمومی، نسبت به سایر ابزارها پیچیده‌تر است و تاثیرگذاری تدریجی دارد و در این راستا قدرت نرم یک کشور به طور تدریجی بسط و گسترش می‌یابد.

کارکرد اساسی و بنیادین رسانه‌ها عبارت است از بازنمایی واقعیت‌های جهان خارج برای مخاطبان، و اغلب دانش و شناخت ما از جهان به وسیله رسانه‌هایی نظیر روزنامه‌ها، تلویزیون، تبلیغات و فیلم‌های سینمایی و ... ایجاد می‌شود (قوام, ۱۳۸۴). تلفیق حوزه دیپلماسی با سینما، به تولید مفهوم علمی جدید و میان‌رشته‌ای به نام دیپلماسی سینمایی منجر شده است که در تعاملات سیاسی و فرهنگی، میان کشورها از شرق تا غرب عالم و به همه زبان های جهان، باب نوینی گشوده است. بنا به گفته شیخی و همکاران (۱۳۹۸)، دیپلماسی سینمایی به عنوان ابزار مهم دیپلماتیک عمل کرده و در تلاش است پل‌های فرهنگی و همکاری همراه با روابط صلح‌آمیز میان کشورها ایجاد کند. کشورها در چند دهه اخیر از آن برای حفظ و تقویت منافع و موقعیت خود در جهان استفاده می‌کنند (شیخی, سلطانی‌فر, & مظفری, ۱۳۹۸). از این ابزار ارزشمند فرهنگی که می‌تواند میان فرهنگ‌های مختلف و کشورهای رقیب و متخاصم، پل بزند به خوبی می‌توان برای کاهش تنش و تشنج و انتقال پیام صلح و دوستی و ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی به دیگر کشورها استفاده کرد.  

در میان کشورهای صاحب سبک سینمای جهان، سینمای ایران قبل و خصوصا بعد از انقلاب، جایگاه قابل توجهی داشته است. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، علاوه بر کمیت، کیفیت تولیدات سینمای ایران نیز رشد چشمگیری داشته است. سینمای نجیب و اخلاق‌محور و مبتنی بر آموزه‌های اسلامی، به‌تدریج در میان سینمای کشورهای جهان و خصوصا کشورهای اسلامی و منطقه حرف‌های بسیاری برای گفتن داشته و توانسته در میان بزرگان سینمای جهان، موقعیت خویش را اثبات و تثبیت نماید. این سینما در عین آن که ملی و بومی است، همزمان نمایانگر فرهنگ و هنر ایرانی_اسلامی است. بفیلم ابزاری برای انتقال پیام‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و روایت‌ها در نظر گرفته می‌شود. فیلم‌های سینمایی نقش اجتماعی مهمی در حوزه‌های سیاسی، هنری و تجاری ایفا می‌کنند. سینمای ایران این نقش را به خوبی در داخل و خارج از کشور ایفا کرده و در دفاع از منافع ملی و مرزهای عقیدتی و اخلاق‌محور، چهره تاثیرگذاری از خود در جهان به تصویر کشیده است. در حقیقت، دیپلماسی سینمایی برگردان منافع ملی و سیاسی کشور  از مسیر سینما و دریچه دوربین و انعکاس آن در جهان خارج با هدف جلب توجه به واقعیت‌ها و حقیقت موجود در کشور است. بیان هنری تجارب یک ملت در مقابله با مشکلات اجتماعی، دشمنان بیرونی، تهدیدات خارجی، جنگ و تحریم‌های ظالمانه و ارائه زبان هنری در باره مقاومت اسلامی است. این سینما واجد ویژگی‌های ممتاز زیر است و به خوبی می تواند دستگاه سیاست خارجی را در رسیدن به اهداف خود از مسیر قدرت نرم، عمیق و هوشمند خود یاری رساند.

- دارابودن قابلیت نفوذ در میان افکار عمومی جهان

- بکارگیری قابلیت‌های تولیدات سینمایی در پیشبرد اهداف سیاست خارجی

- ارائه تصویری ملموس، دقیق و حقیقی از سینمای نجیب، پاک و با نگاه اخلاق محور

- بازیابی جایگاه تمدنی و فرهنگی ایران با استفاده از ظرفیت‌های شگرف بومی و فرهنگی اسلامی

- همسو ‌کردن مخاطب جهانی برای آگاهی از فرهنگ، تمدن و هویت کشور

- شناخت تصویر دقیقی از ویژگی‌های ذهنی، رفتاری و علایق ایرانیان و ارائه بستری مناسب برای تعاملات بین‌المللی

- ایجاد انگیزه مناسب برای دیدن آثار فرهنگی و سینمایی ایران در میان ملل دیگر با هدف شناخت بیشتر و بهتر این مرز و بوم

سینما به عنوان ابزار دیپلماسی رسانه‌ای و فرهنگی سهم بسزایی در پیشبرد اهداف سیاسی کشور در منطقه و جهان ایفا می‌کند. لذا تمرکز بر مقوله‌های اصلیِ تعالی این صنعت، به‌عنوان راهکاری برای مواجهه با چالش فقدان رابطه وثیق میان دو بخش سینما و دیپلماسی، ضروری به نظر می‌رسد.  گسترش استفاده از قدرت سخت یا قدرت نظامی برای تحت‌تاثیر قراردادن رفتار و علایق طرف‌های سیاسی در راستای رسیدن به اهداف دیپلماتیک به سرعت در حال دگرگونی است. از جمله سازوکارهای بین‌المللی دولت‌ها برای تاثیر بر علایق و جذب مخاطب خارجی و همسو کردن آنها به نفع سیاست‌های کشور و بهبود روابط، استفاده از قدرت نرم است. به عقیده شیخی و همکاران (۱۳۹۸)، اگرچه امروزه سینما به تنهایی می‌تواند نگاه مثبت مخاطبان را نسبت به ایران تقویت کند ولی سیاست‌های خارجی و داخلی به عنوان مکمل در این امر عمل می‌کنند و به نوعی می‌توان گفت مقدّم بر این رسالت در سینما هستند (شیخی, سلطانی‌فر, & مظفری, ۱۳۹۸).  

دسترسی به قدرت نرم از جمله اهداف مهم دیپلماسی کشورهاست. بنا به تعریف جوزف نای، قدرت نرم از طریق ایجاد جاذبه و کشش و همسو کردن اذهان و افکار عمومی ملل دیگر با خود در رسیدن به اهداف ایجاد می‌شود. به بیان ساده‌تر، قدرت نرم توانایی دولت‌ها در ایجاد جاذبه است؛ جاذبه‌ای که تاثیرگذاری بر مخاطب را آسان‌تر می‌کند  (Vyas, ۲۰۱۳). پس باید در جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی، یکی از ابزارهای اعمال قدرت و ظرفیت‌های فرهنگی از جمله سینما را، درکنار قدرت سیاسی و نظامی (قدرت سخت)، در کشور ارتقا داد و درصدد تحکیم بنیان‌های معرفتی فرهنگ خود، تعمیم ارزش‌ها، دانش‌ها و نگرش‌های تولید شده به فراسوی مرزهای جغرافیایی خود و گسترش روابط سیاسی بود. 

امروزه، دیپلماسی سینمایی به عنوان ابزار دیپلماسی رسانه‌ای و فرهنگی از اهمیت بیشتری برخوردار شده و بازیگران آن باید به خوبی آماده شوند. دیپلماسی سینمایی به یک سازوکار مهم برای دیپلمات‌ها تبدیل شده و از سوی دیگر سینماگران در حقیقت به نوعی پیام آوران غیررسمی نظام ها و حکومت ها و فعالان "مسیر دوم" محسوب می شوند. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم، نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی سینمایی نه تنها برای دیپلمات‌های دولتی بلکه برای سینماگران به خصوص سینماگران علاقه‌مند به حوزه‌های سیاست، اقتصاد، علوم اجتماعی، بازاریابی داخلی و بین‌الملل فیلم و تولید مشترک با سایر کشورها مفید خواهد بود. به دلایل ذیل می‌توان مشارکت در دوره‌های دیپلماسی سینما را ضروری دانست:

- آشنایی فعالان این حوزه با روندها و جریان‌های حاکم و سازوکارهای مسلط فکری و نظری در حوزه سینمای بین‌الملل.

- تامین بسترهای لازم برای برقراری ارتباط شایسته و هدفمند با همتایان خارجی

-  تقویت همکاری‌های سینمایی بین المللی و استفاده از تجارب عملی آنان در حوزه سینما

- شناخت دقیق و هم‌اندیشی و تعامل با نهادهای مرتبط

- تلاش در جهت بسط و توسعه تعاملات فراملی در حوزه سینما

- کمک به رشد و توسعه صنعت سینما و تقویت بنیه مالی این صنعت در خارج از کشور

- آشنایی با فن مذاکره و اصول قرارداد نویسی و تعاملات تجاری در حوزه سینما

مشارکت در این دوره‌ها و بهره‌مندی کارشناسان، مدیران، بازیگران مطرح و چهره های شاخص، می‌تواند بر دانش و بینش سیاسی و نقش‌آفرینی ایشان در حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگی بیفزاید و روحیه ملی‌گرایی و دفاع از میهن و ارزش‌های حاکم بر نظام را تقویت نماید. افزون بر آن این اهداف را نیز می‌توان مد نظر قرار داد:

- جلب و جذب فعالان جهانی حوزه سینما با هدف کاستن از ابهامات و نگرانی‌ها و بازنمایی منفی درباره ایران

- جذب منابع ارزی پاک از محل بازاریابی محصولات و تولیدات سینمای ایران در مجامع بین‌المللی

- شناخت سازوکارهای حاکم بر مجامع و جشنواره‌های بین‌المللی و چگونگی حضور فعال و موثر در آنها

- انتقال پیام‌های شفاف در دفاع از منافع کشور و ملت ایران با زبان هنری در مجامع سینمایی

دیپلماسی سینمایی و مسئولیت اجتماعی دانشگاه

 سینما را ابزاری برای تبادل تجربه‌های مشترک و فرهنگ میان کشورها قلمداد کرده‌اند. قدرت برتر در دوران جدید، از آنِ کشوری خواهد بود که بتواند به ظریف‌ترین شکل ممکن، هدف مورد نظر خود را بر ذهن و زبان مخاطب تحمیل کند. ایران با استفاده دیپلماتیک از این رسانه می‌تواند اهداف صلح‌طلبانه خود را علاوه بر بیان صریح، به شکل و زبان هنری و مفهوم برای جامعه جهانی، به مخاطب خویش در اقصی نقاط جهان نشان دهد (تابش, ۲۰۱۹). دانشگاه تهران در راستای بین‌المللی کردن دانشگاه از سویی و عمل به مسئولیت‌های اجتماعی خویش، باب جدیدی را در تعامل با نهادهای مختلف با هدف کمک به تامین اهداف و منافع گشوده است. برگزاری دوره‌های بلندمدت دیپلماسی با هدف برطرف کردن معضلات کشور در عرصه بین‌المللی و آموزش فعالیت در گستره جهانی، یکی از مهم‌ترین روش‌های تحقق اهداف کلان در حوزه بین‌الملل است.

قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و نهادهای فعال و مرتبط برای بالابردن مهارت فعالان دولتی و غیردولتی در خصوص مسائل مرتبط با سینما و سیاست خارجی در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. برقراری معاهدات و موافقت‌نامه‌های دوطرفه و چندگانه میان دولت، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی با دانشگاه‌ها و برقراری تعامل و مذاکره میان آنها نیز در توسعه کشور نقش ‌بسزایی خواهد داشت. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز با هدف بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه سینما تبدیل شود. بی تردید منفعت این تعامل دوسویه، نصیب کشور و همه علاقه‌مندان تعالی و سربلندی ایران عزیز خواهد بود.

به نظر می رسد سینمای امروز ایران نیازمند برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه دیپلماسی سینمایی به منظور افزایش مهارت‌های لازم در تعاملات فراملی و پرورش فعالان سینمایی مدافع کشور با نگاه بین المللی است تا بیشترین منافع را از پتانسیل شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه سینما به‌ دست‌ آورد. با توجه به اهمیت توجه به استراتژی دیپلماسی سینمایی در مقطع کنونی، ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فرهنگی، وزارتخانه‌های مرتبط و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است؛ به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک فعال هنری فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. دانشکده با برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی‌محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیردولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه سینما و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱- Vyas, U. (۲۰۱۳). Soft Power in Japan–China. Routledge.

۲-تابش, ع. (۲۰۱۹). نقش رسانه سینما به عنوان ابزار دیپلماسی در القای بین المللی محتوای هدف و فرهنگ ایرانی. فصلنامه رسانه, ۳۰(۱), ۱۰۱-۱۱۷.

۳- توسلی رکن آبادی, م., & اسماعیلی, ب. (۲۰۱۳). بررسی جایگاه سینمای هالیوود در دیپلماسی رسانه ای آمریکا: بازنمائی، هژمونی فرهنگی و پیشبرد اهداف سیاست خارجی. فصلنامه علمی تحقیقات سیاسی و بین المللی, ۵(۱۶), ۱۱۷-۱۴۱.

۴- شیخی, ح., سلطانی‌فر, م., & مظفری, ا. (۱۳۹۸). شناسایی عوامل مؤثر بر دیپلماسی فرهنگی در سینمای ایران. مطالعات رسانه ای, ۱۴.

۵- قوام, س. (۱۳۸۴). از دیپلماسی مدرن به دیپلماسی رسانه‌ای. پژوهش حقوق عمومی, ۷, ۷-۱۸.


دفعات مشاهده: 738 بار   |   دفعات چاپ: 196 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی ورزشی؛ بستر صعود سیاست خارجی بر سکوی افتخار

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی ورزشی؛ بستر صعود سیاست خارجی بر سکوی افتخار

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشگاه تهران

دیپلماسی به شیوه‌ مسالمت‌آمیز سیاسی در حل‌وفصل منازعات بین‌المللی گفته می‌شود و نقطه مقابلِ استفاده از شیوه نظامی بدین منظور است. در واقع تحقق منافع، استراتژی‌ها و اهداف ملی یک واحد سیاسی را می‌توان به صورت عینی در چارچوب دیپلماسی مشاهده کرد. دیپلماسی شیوه تعامل میان دولت‌ها صرف‌نظر از رقابت، خصومت یا همزیستی و در حقیقت بستر دادوستدهای سیاسی فیمابین کشورها است که زمینه را برای تعاملات دیگر به شکل مناسب و فارغ از جنگ و درگیری‌های نظامی و استفاده از قدرت سخت فراهم می‌کند.

کشورها برای نیل به اهدافی چون افزایش قدرت، ثروت، جایگاه و منزلت بین‌المللی خود، از تمامی امکانات و ابزارهای ملی بهره می‌گیرند. در گذشته ماهیت نظام بین‌الملل ایجاب می‌کرد کشورها برای دستیابی به منافع ملی و اهداف سیاسی به ابزارهایی نظیر نیروی نظامی، ارتش، رایزنی‌ها و ایجاد اتحادیه و ائتلاف‌های بین‌المللی متوسل شوند. با تحول ماهیت نظام بین‌الملل، ابزارهای مورد استفاده‌ی دولت‌ها نیز متحول شد. بهره‌گیری از قدرت سخت و ارتش ملی جای خود را به استفاده از قدرت نرم مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی داد.

یکی از منابع قدرت نرم و ابزارهای سیاست خارجی ورزش است. امروزه به ورزش به‌عنوان تفریح و سرگرمی نگریسته نمی‌شود بلکه عملکردی فراتر از بازی دارد. رابطه میان سیاست، ورزش و دیپلماسی رابطه‌ای عمیق و جذاب است. در دیپلماسی عمومی مخاطب برنامه‌ها مردم، نخبگان سیاسی، فرهنگی و در مجموع جمعیتی غیر از مسئولان هستند. در این زمینه از ابزارهای مختلفی مانند تبلیغات رسانه‌های جمعی و تاثیرگذاری فرهنگی استفاده می‌شود. از طرفی بسیاری از کارشناسان، ورزش و رویدادهای ورزشی را به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی می‌دانند و از آن به عنوان یک دیپلماسی نوین با نام دیپلماسی ورزشی یاد می‌شود (بخشی‌چناری, گودرزی, سجادی, & جلالی‌فراهانی, ۱۳۹۸, ص. ۱۶).

دولت‌ها دلایل مختلفی برای آمیخته کردن ورزش با سیاست و دیپلماسی دارند. از جمله این دلایل می‌توان به تغییر ایجاد شده در فضای دیپلماتیک و رویگردانی آنها از مباحث منسوخ شده دوران جنگ سرد، گسترش ورزش و نهادهای ورزشی از نظر قلمرو، قدرت و جذابیت، انزجار مردم جهان از خشونت‌های قرن بیستم و تمایل به جنبه‌های قدرت نرم همچون مبادلات فرهنگی و ورزشی، و تبدیل شدن ورزش به بخش مهم زندگی مدرن اشاره کرد (صباغیان, ۱۳۹۴, ص. ۱۴۴).

از دیدگاهی دیگر ارتباط بین دیپلماسی و ورزش متقابل است. هم دیپلماسی در مدیریت ورزشی، برگزاری مسابقات جهانی، کسب میزبانی، شرکت در مسابقات و غیره تاثیرگذار است و هم ورزش در پیشبرد دیپلماسی. کشورهای مختلف از طریق ورزش، با شرکت کردن یا نکردن در مسابقات ورزشی (مانند تحریم المپیک) یا مسابقه‌دادن یا اجتناب از رقابت با ورزش‌کاران کشورهای دیگر برخی خواسته‌های سیاسی خود را به نمایش درمی‌آورند. حتی کسب میزبانی مسابقات ورزشی مهم مانند المپیک نیاز به دیپلماسی بسیار فعال و پیچیده دارد و نهادهای ورزشی ملی به تنهایی قادر به موفقیت در این صحنه نیستند و به یاری دولت‌ها و حکومت‌های محلی‌اشان نیاز دارند (زرگر, ۱۳۹۴, ص. ۲۱). دیپلمات‌ها می‌توانند با اجرای یک دیپلماسی کارآمد و هدفمند، ضمن بهره‌گیری از کارکردهای فرهنگی آن در فضای بین‌المللی به کمک نهادها و سازمان‌های ورزشی بشتابند و از فضای مناسب آن برای فعالیت های منتهی به تامین منافع و امنیت ملی بهره ها بجویند.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی ورزشی در ایران و جهان

بر اثر تجربه‌ی دو جنگ جهانی و جنگ‌های متعدد دیگری که در جهان و منطقه رخ داده، دیرزمانی است که گزینه‌های دیگر مورد توجه و عنایت ویژه رهبران منطقه قرار گرفته است. به دلیل بالابودن هزینه‌های جنگ، کشورها از راهکارهای مسالمت‌آمیز دیپلماتیک در تعامل با دیگران بهره می‌گیرند و ورزش یکی از محبوب‌ترین و تاثیرگذارترین ابزارهای ارتباطی است. کشورها با عملکرد صحیح و موفق در ورزش و در عرصه های بین‌المللی، به این مهم، در حوزه دیپلماسی عمومی و بستر سیاست خارجی خود نقش محوری داده‌اند. برای مثال ورزش در کشور کوبا به ایجاد روحیه هویت ملی و همبستگی جمعی دوران بعد از انقلاب کوبا و تعمیق و توسعه روابط با دو ابرقدرت بسیار موثر بوده است. همچنین در برخی شرایط خاص، ورزش می‌تواند به منزله کانال ارتباطی برای ارسال پیام‌های دیپلماتیک قلمداد شود (صباغیان, ۱۳۹۴, ص. ۱۴۰).

حضور ایران در جوامع ورزشی بین‌المللی می‌تواند از ابزارهای کلیدی در ارتباط با ملل دیگر و ایجاد اعتماد میان آنها باشد. از نظر محققان، نقش ورزش در میزان تحقق کارکردها و اهداف دیپلماسی کشور به لحاظ فرهنگی، شامل: جذب مخاطبان، فرهنگ‌سازی، عرضه فرهنگ، انتقال ارزش‌ها و آداب و رسوم و سنت‌ها از طریق ارتباط با مردم دنیا، و به لحاظ ملی و فراملی، شامل: تقویت و توسعه دیپلماسی عمومی، صلح بین‎‌المللی، کسب کرسی‌های بین‌المللی در میادین ورزشی، بهبود مناسبات بین‌المللی و ایجاد روابط سازنده بین کشورها و ارتباط دولت‌ها، توسعه، وحدت و اقتدار ملی بوده است. ورزش می تواند به عنوان پلی میان ملت ها قرار گیرد و دولت ها می توانند با تکیه بر جاذبه های ذاتی این پدیده و جذابیت های آن برای اقشار و ملل مختلف، از این بستر برای انتقال پیام و همسو کردن واحدهای سیاسی و تعالی بخشیدن به محتوای روابط فراملی بهره گیرند. علاوه‌براین، همگانی بودن ورزش، استفاده از فراکسیون ورزش در مجلس، استفاده از افراد مطلع و آگاه و آموزش و آگاهی دادن به افراد صاحب کرسی نیز در تحقق این اهداف موثر هستند (جوادی‌پور & راسخ, ۱۳۹۶, ص. ۲۲۷).

اگرچه بایسته های مذکور در بند قبل وظیفه دولت ها و نهادهای نمایندگی ملی در این زمینه را سنگین می کند و فضای عمومی را به سمت و سوی تحقق آن اهداف سوق می بایست بدهد اما در عمل این امر محقق نشده است. به عبارت دیگر از یک منظر کلی می‌توان نبود خط‌مشی‌های روشن و شفاف، فقدان دانش و آگاهی لازم در زمینه ورزش، عدم شناخت ظرفیت‌های بالقوه دیپلماسی ورزشی و عدم توانمندسازی ظرفیت‌های موجود را از جمله مسائل پیش روی این حوزه دانست. فقدان نهاد متولی این حوزه در سازمان ورزش کشور، عدم ارائه آموزش های مناسب به فعالان این حوزه، نبود ادبیات دانشگاهی و تولیدات علمی در این زمینه و نبود بینش مناسب برای مواجهه علمی با این مسئله در خارج از کشور، در مجموع سبب شده است تا این حوزه علی رغم ارتباطات بین المللی گسترده و اهمیت و حساسیت موضوع، چندان مورد توجه و اهتمام قرار نگیرد. برای توانمند سازی کارشناسان و مدیران و فعالان این حوزه می بایست تدابیر ویژه و آموزش های اختصاصی و تخصصی ارائه شود تا بتوان در مجامع بین المللی و درمیان کشورهای صاحب اثر و سبک در این زمینه از حقوق جمهوری اسلامی و ورزشکاران آن بتوان دفاع کرد. در ادامه به راهکارهایی برای توانمندسازی و ارتقا دیپلماسی ورزشی و سیاست خارجی ج.ا.ایران اشاره می‌شود.

- ضرورت آشنایی مدیران ورزشی با أصول، مبانی و سیاست خارجی کشور

- انتخاب هدفمند، خلاقانه و صحیح دیپلماسی ورزشی در تعامل وزارت خارجه و سازمان ورزش کشور

- تقویت مفهوم دیپلماسی ورزشی در سطح ملی، منطقه‌ای و فراملی

- ایجاد مراکز غیردولتی هماهنگ‌کننده فعالیت‌های دیپلماسی ورزشی

- حمایت هدفمند و ارائه آموزش های خاص با هدف کسب کرسی‌های بین‌المللی

- ارائه آموزش های حرفه ای به فعالان حوزه برای اهداف انسان دوستانه در عرصه ورزش

- آشنایی مدیران میانی و ارشد با اصول و مبانی تعاملات بین‌المللی در سطح جهانی

- امضای موافقت‌نامه دوجانبه مبادلات ورزشی و پروتکل‌های همکاری و جلسات تمرینی مشترک

- برگزاری دوره‌های آموزشی کوتاه مدت  برای مدیران عالی ورزشی و ارزیابی دقیق از فضای بین‌المللی

- ترویج مفهوم دیپلماسی ورزشی از طریق دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط

- تقویت نقش رسانه ملی در انعکاس رویدادهای جهانی ورزشی و کمک به ارتقای دیپلماسی ورزشی

- تدوین سند همکاری‌های راهبردی بین وزارت امور خارجه،  وزارت ورزش و جوانان و دانشگاه تهران

- تلاش برای کسب منزلت و شهرت شایسته ایران در نظام بین‌الملل از طریق دیپلماسی ورزشی

شایسته است در راستای دستیابی به اهداف و منافع ملی در حوزه ورزش، یکی از ابزارهای اعمال قدرت و ظرفیت‌های فرهنگی از جمله ورزش را، درکنار قدرت سیاسی و نظامی (قدرت سخت)، در کشور ارتقا داد. این روند می تواند بخوبی  در راستای تحکیم عملگرایی مبتنی بر دانش و بینش در حوزه ورزش، تعمیم ارزش‌ها، دانش‌ها و نگرش‌های تولید شده به فراسوی مرزهای جغرافیایی و گسترش روابط سیاسی بود. ورزش به عنوان ابزار دیپلماسی عمومی سهم بسزایی در پیشبرد اهداف سیاسی کشور در منطقه و جهان ایفا می‌کند. لذا تمرکز بر مقوله‌های اصلیِ تعالی این صنعت، به‌عنوان راهکاری برای مواجهه با چالش فقدان رابطه وثیق میان دو بخش ورزش و دیپلماسی، ضروری به نظر می‌رسد.

ضرورت توجه به ورزش در دیپلماسی عمومی و فرهنگی

دیپلماسی ورزشی را می‌توان در یک تقسیم‌بندی کلی‌تر یعنی دیپلماسی عمومی و فرهنگی قرار داد. در عصر جهانی‌شدن تاثیر عناصر فرهنگی بر روابط بین دولت‌ها بسیار افزایش یافته و دیپلماسی عمومی و فرهنگی به‌طور اعم و دیپلماسی ورزشی به‌طور اخص توجه بیش‌تری به سمت خود جلب می‌کند (زرگر, ۱۳۹۴, ص. ۲۱).   استفاده از کارکردهای ورزش برای توسعه دیپلماسی فرهنگی عمومی و ظرفیت‌سازی مناسب در کشورهای هدف، به سیاست‌ها و برنامه کلان دولت‌ها برمیگردد. داشتن برنامه کلان، راهبردی و جامع، سیاست‌های فرهنگی بلندمدت، استراتژی روشن در حوزه ورزش و روابط بین‌الملل، افق‌های روشنی را برای جامعه باز کرده و مسیر رشد و پیشرفت همه‌جانبه را برای جامعه هموار می‌کند (جوادی‌پور & راسخ, ۱۳۹۶, ص. ۲۲۱). رویدادهای بزرگ ورزشی به ویژه جام جهانی فوتبال و بازی‌های المپیک ازجمله اقدامات ارتباطی هستند که می‌توانند توجه میلیون‌ها انسان در سراسر جهان را به خود جلب کنند. ورزش حرفه ای را می توان گفت که خود به صورت یک ابر رسانه درآمده و بر این اساس همچون یک تریبون کامل تلقی می‌شوند تا کشورها بتوانند فرهنگ و تصویر جذاب خود را از این طریق بازنمایی کنند. به همین دلیل کشورها تلاش گسترده‌ای برای کسب میزبانی این رویدادها انجام می‌دهند (صباغیان, ۱۳۹۴, ص. ۱۳۷).

از طرفی دیگر، جذابیت‌ها و چهره‌های معروف ورزشی می‌توانند فضایی مثبت نزد افکار عمومی کشور هدف ایجاد کرده و به عنوان بستر و رسانه ای فراگیر،ارزش‌ها، اهداف، فرهنگ و ویژگی‌های یک ملت را به جامعه جهانی عرضه کنند. از این رو شاید بتوان ورزش و رویدادهای ورزشی در سطح بین‌الملل را یکی از عرصه‌های بزرگ و بی بدیل تحقق دیپلماسی عمومی دانست. جای تردید نیست که عملکرد دیپلماسی عمومی فراتر از عرضه جذابیت‎‌ها به مطبوعات خارجی است. این شاخه از دیپلماسی به نوعی تعامل با مخاطب خارجی با استفاده از هنر، موسیقی، فیلم و در نهایت ورزش است. اخیراً دیپلماسی ورزشی به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از دیپلماسی عمومی به بخشی از عملکرد علمی دیپلماتیک تبدیل شده است. البته دیپلماسی ورزشی پیشرفت جدیدی در روابط بین‌الملل نیست. آنچه که دیپلماسی ورزشی را برای گسترش نفوذ سیاسی دولت‌ها به لحاظ منطقه‌ای و فراتر از آن متناسب می‌کند، ویژگی خاص ورزش به‌عنوان یک فعالیت جذاب جهانی است. از مزایای منحصربه‌فرد دیپلماسی ورزشی این است که با وجود صرف هزینه کم، نتایج نسبتا بالایی دربردارد (Mare & Tatjana, ۲۰۱۵, p. ۹۰).

کشورها به دلیل بین‌المللی‌شدن بسیاری از ورزش‌ها، رقابت‌های ورزشی را فرصتی ارزشمند برای پیشبرد منافع ملی و تحقق اهداف سیاسی می‌دانند. دولت‌ها از دیپلماسی ورزشی، هم برای فشار بر یک‌دیگر استفاده می‌کنند و هم از آن برای بهبود و تقویت روابط خویش بهره می‌گیرند. امروزه برخی ورزش‌های حرفه‌ای چنان با سیاست پیوند خورده‌اند که نمی‌توان از تاثیرات آن در سیاست داخلی و روابط بین دولت‌ها غافل بود. پرداختن به ورزش مورد علاقه بین ملت‌ها از جمله ابزارهایی است که می‌تواند زمینه‌های حفظ و گسترش تعاملات دو کشور را فراهم کند. علاوه‌براین به عقیده برخی محققین حوزه سیاست خارجی، هنگام برگزاری مسابقات حساس، زمینه برای حضور سران و مقامات ارشد برای دیدن مسابقه فراهم می‌شود. بدین ترتیب ورزش می‌تواند در خدمت صلح جهانی قرارگیرد و دشمنان را در میدان ورزشی در کنار هم قرار دهد. البته برخی دیگر معتقدند دیپلماسی ورزشی، در سیاست خارجی و بهبودی روابط دو ملت تاثیر مستقیمی ندارد و فقط نقش تسریع‌کنندگی را ایفا می‌کند و تصمیم نهایی بنا به اراده رهبران سیاسی اتخاذ می‌شود. به‌طورکلی، چون ورزش ماهیتی بین‌المللی دارد یکی از بهترین ابزارها در گسترش ارتباطات و تعاملات میان ملت‌ها و استقرار و اعتلای صلح جهانی دارد (زرگر, ۱۳۹۴, ص. ۱۹).

  

پس از جنگ سرد، ارتباط بین ورزش و سیاست خارجی در روابط بین‌الملل عمق بیشتری یافته است. ورزش دیگر فعالیتی سرگرم‌کننده، پاره وقت و فردی نیست بلکه ابعاد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و دیپلماتیک جوامع را نیز دربر می‌گیرد. همزمان با ظهور و گسترش جهانی‌شدن، دیپلمات‌ها به تنهایی قادر به پیشبرد اهداف ملی و سیاست‌های کشور نبودند و در این زمان بود که سازمان‌های غیردولتی، شرکت‌های چندملیتی، سازمان‌های بین‌المللی و حتی شخصیت‌های بانفوذ به منزله بازیگران جدید در عرصه بین‎المللی ظاهر شدند. یکی از این بازیگران بسیار پرطرفدار، ورزشکاران و دست‌اندرکاران حوزه ورزش بودند. امروزه به دلیل اهمیت یافتن دیپلماسی ورزشی، بازیگران مطرح و فعالان این حوزه باید به آموزش های مرتبط با این حوزه آشنا و نسبت به کاربرد آن در صحنه عمل و روابط بین ملت ها، به خوبی آماده باشند. به دلایل ذیل می‌توان مشارکت در دوره‌های دیپلماسی ورزشی را مفید و موثر دانست:

- تعریف و تبیین مفهوم دیپلماسی ورزشی

- چگونگی ایجاد قواعد و ضوابط و چارچوب مشخص برای اهداف دیپلماتیک ورزش

- چگونگی انتخاب هدفمند، خلاقانه و صحیح ظرفیت های ورزش در پیشبرد دیپلماسی

- آشنایی با آداب و الزامات شرکت در مجامع بین المللی و تصمیم گیری های ورزشی

- آشنایی با أصول و قواعد تعاملات بین‌المللی در سطح جهانی

- چگونگی تدوین و اجرای برنامه جامع و علمی در جهت گسترش و ارتقای دیپلماسی ورزشی

- ارائه راهکارهای مهم در توانمندسازی و تقویت دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی

- جلب و جذب فعالان جهانی با هدف کاستن از ابهامات و نگرانی‌ها و بازنمایی منفی درباره ایران

- جذب منابع ارزی پاک از محل بازاریابی محصولات و تولیدات ورزشی ایران در مجامع بین‌المللی

- شناخت سازوکارهای حاکم بر مجامع و رقابت‌های بین‌المللی و چگونگی حضور فعال و موثر در آنها

- انتقال پیام‌های شفاف در دفاع از منافع کشور و ملت ایران

مشارکت در این دوره‌ها و بهره‌مندی کارشناسان، مدیران، قهرمانان و چهره‌های برتر ورزشی می‌تواند بر دانش و بینش سیاسی و نقش‌آفرینی ایشان در حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگی بیفزاید و روحیه ملی‌گرایی و دفاع از میهن و ارزش‌های حاکم بر نظام را تقویت نماید. موفقیت در ایفای این نقشِ مهم، نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره های عالی مهارت آموزی دیپلماسی ورزشی نه تنها برای دیپلمات‌های رسمی بلکه برای اعضای سیاستگذار در موضع ورزش، مدیران حرفه‌ای، کارشناسان خبره و عالی در حوزه‌های ستادی منتخب وزارت ورزش و جوانان، مدیران منتخب دوایر فرهنگی و بین‌الملل کمیته ملی المپیک و پارالمپیک، دبیران و روسای کمیته‌های فرهنگی و امور بین الملل فدراسیون های ورزشی منتخب، کارگزاران مرتبط با حوزه ورزش، فعالان رسانه ای، رایزن‌های فرهنگی وزارت امور خارجه و اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با حوزه ورزش مفید خواهد بود.

دیپلماسی ورزشی و مسئولیت دانشگاه

در میان همه بازارهای تولید در گستره جهانی به نظر می رسد، ورزش پدیده ای است که هنوز نمی توان برای آن نسخه مجازی تولید کرد. این کالای سنتی در دنیای مدرن همچنان توانسته جایگاه اصیل و موقعیت سنتی_ مدرن خویش را همزمان حفظ کند و گرچه در جریان ظهور کرونا لطمه سنگینی متحمل شد اما همچنان مطلوب و محبوب باقی مانده است. در فضای مدرن ورزش به کالایی پر زرق و برق و جذاب که می تواند ثروت و شهرت و محبوبیت و سرمایه اجتماعی تولید کند تبدیل شده و در اختیار بنگاه‌های تجاری و اقتصادی برای کسب سود و انباشت سرمایه قرارگرفته‌اند. ورزش که می‌تواند ابزاری مفیدی که می تواند به خوبی  در خدمت منافع عمومی و فرهنگی قرارگرفته و در پیشبرد اهداف و منافع ملی موثر باشد و صلح و دوستی را برای جهانیان به ارمغان آورد. متصدیان سیاست خارجی کشور می‌توانند با تدوین و اجرای دیپلماسی ورزشی فعال، تا حد زیادی در دستیابی به اهداف و منافع ملی و توسعه صنعت نوپای گردشگری ورزشی و در نتیجه ارتقا اقتصاد ملی گام‌های بلندی بردارند و سیاست خارجی کشور را بر سکوی اول رقابت‌های بین‌المللی در دستیابی به قدرت ملی و توسعه ورزش محور قرار دهند. دانشگاه تهران در راستای بین‌المللی کردن دانشگاه از سویی و عمل به مسئولیت‌های اجتماعی خویش، باب جدیدی را در تعامل با نهادهای مختلف با هدف کمک به تامین اهداف و منافع گشوده است. برگزاری دوره‌های بلندمدت دیپلماسی با هدف برطرف کردن معضلات کشور در عرصه بین‌المللی و آموزش فعالیت در گستره جهانی، یکی از مهم‌ترین روش‌های تحقق اهداف کلان در حوزه بین‌الملل است.

قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و نهادهای فعال و مرتبط برای بالابردن مهارت فعالان دولتی و غیردولتی در خصوص مسائل مرتبط با ورزش و سیاست خارجی در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. برقراری معاهدات و موافقت‌نامه‌های دوطرفه و چندگانه میان دولت، سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی با دانشگاه‌ها و برقراری تعامل و مذاکره میان آنها نیز در توسعه کشور نقش ‌بسزایی خواهد داشت. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز با هدف بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه ورزش تبدیل شود. بی تردید منفعت این تعامل دوسویه، نصیب کشور و همه علاقه‌مندان تعالی و سربلندی ایران عزیز خواهد بود.

جامعه جوان و پرنشاط ایران خصوصا در لایه های اداری و اجرایی، نیازمند آشنایی هرچه بیشتر با دیپلماسی ورزشی به منظور افزایش مهارت‌های لازم در تعاملات فراملی و پرورش نخبگان و ستاره‌های ورزشی مدافع کشور با نگاه بین المللی است تا بیشترین منافع را از ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک در حوزه ورزش به‌ دست‌ آورد. با توجه به اهمیت اتخاذ راهبردهای مناسب در حوزه ورزش در صحنه های جهانی، ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های ورزشی، وزارت ورزش و جوانان و سایر وزارتخانه‌های مرتبط و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است؛ به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای یک فعال ورزشی فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. دانشکده با برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی‌محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیردولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه ورزش و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-Mare, U., & Tatjana, P. (۲۰۱۵). Sports diplomacy: development and practice. Research in Kinesiology, ۴۳(۱), ۸۹-۹۳.

۲- بخشی‌چناری, ا., گودرزی, م., سجادی, ن., & جلالی‌فراهانی, م. (۱۳۹۸). ارائه راهکارهایی برای توانمندسازی و ارتقای دیپلماسی ورزشی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران. مدیریت ارتباطات در رسانههای ورزشی،, ۶(۲۳).

۳- پیمان‌فر, م., الهی, ع., سجادپور, س., & حمیدی, م. (۱۳۹۴). تبیین دیپلماسی ورزشی با استفاده از الگوی پارادایمی: مطالعه ای کیفی. نشریه مدیریت ورزشی, ۱۱(۱), ۵۹-۷۵.

۴- جوادی‌پور, م., & راسخ, ن. (۱۳۹۶). نقش ورزش و توسعۀ دیپلماسی ورزشی در پیشبرد سیاست‌های فرهنگی- اجتماعی و روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران. نشریه مدیریت ورزشی, ۱۱(۲), ۲۱۹-۱۳۴.

۵- زرگر, ا. (۱۳۹۴). ورزش و روابط بین‌الملل: جنبه‌های مفهومی و تئوریک. فصلنامه تخصصی علوم سیاسی, ۱۱(۳۱), ۷-۴۸.

۶- صباغیان, ع. (۱۳۹۴). دیپلماسی ورزشی. مطالعات فرهنگ - ارتباطات, ۱۶(۳۱).


دفعات مشاهده: 690 بار   |   دفعات چاپ: 186 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی تجاری؛ ضرورت احیای فریضه اقتصادی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی تجاری؛ ضرورت احیای فریضه اقتصادی

نویسنده: جواد شعرباف، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان

واژه دیپلماسی به معنی روابط بین‌المللی میان دولت‌ها و ملت‌ها و اعمال خواسته‌ها و پیگیری اهداف یک ملت در عرصه سیاست خارجی از طریق مذاکرات رسمی دیپلمات‌های دو کشور است. دیپلماسی، راه‌حل عملی دستیابی به اهداف ملی از طریق گفتگو، تعامل، مذاکره و دادوستد است. امروزه دیپلماسی، در حقیقت به راهکار بسیار کم‌هزینه، معقول، منطقی و مبتنی بر تعامل و نیز گزینه‌ای مطلوب و ارجمند در تامین منافع بلندمدت ملی و بین‌المللی تبدیل شده است. این تعاملات میان دولت‌ها از دیرباز وجود داشته و زمینه‌های مختلفی را در بر می‌گرفته که خود موجبات هم‌گرایی یا واگرایی میان دولت‌ها و ملت‌ها را فراهم می‌آورده است. در طول زمان، تغییر و تحول در حوزه روابط بین‌الملل، باعث دگرگونی محتوایی دیپلماسی شده اما در اصل و ماهیت و بایستگی آن تغییری ذاتی به وجود نیاورده است. از نخستین روزهای پیدایش واحدهای سیاسی و گسترش مفهوم مرز و مفهوم منفعت قومی و جمعی، نیاز به گفت و گو کاربست دیپلماسی برای دستیابی به تفاهم و پرهیز از جنگ بر سر منابع معدود و منافع محدود وجود داشته و با گذر زمان این نیاز شکل و شمایل مختلفی به خود گرفته است. زمانی بار اصلی حل وفصل مشکلات و معضلات و گسترش بخشیدن به منافع ملی بر دوش سفرا و دیپلمات‌ها بوده و گاهی میان ایشان و دیگران از جمله نظامیان، بازرگانان و تجار، سیاستمداران ملی، روزنامه نگاران و رسانه‌ای‌ها، چهره‌های وجیه و معتبر، اندیشمندان و دیگران تقسیم وظایفی صورت می‌گرفته است. با رشد و تکثیر واحدهای سیاسی در سراسر جهان و افزایش جمعیت و توسعه صنعت، در شرایط کنونی بار اصلی و حقیقی کار، بر دوش تجار و بازرگانان قرار گرفته است.

همزمان با تغییر روابط و مناسبات بین‌المللی، ابزارها و سازوکارهایی که کشورها برای مدیریت تعاملات خود به کار می‌گیرند نیز تحول یافته است. بعد از جنگ جهانی دوم ابعاد اقتصادی و تجاری در سطح جهان در قیاس با سایر حوزه‌ها، از اهمیت بیشتری برخوردار شد و دیپلماسی سنتی به نفع کاربست دیپلماسی در حوزه تجارت و اقتصاد، تغییرات معناداری پیدا کرد. تامین منافع ملی بدون مدیریت امور اقتصادی و تجاری امکان‌پذیر نبود و تحقق آن که پیشتر بر دوش دیپلمات‌ها و فعالان سیاسی و به‌خصوص دولت‌ها قرار می‌گرفت زمینه را برای بازیگران جدید فراهم ساخت. بازیگران جدید عرصه فعالیت‌های اقتصادی دیگر نه دیپلمات‌های حرفه‌ای بل تجار و بازرگانان بودند. ایشان در قامت سربازان وطن، با تکیه بر توانمندی‌های خویش و مستظهر به ظرفیت‌های اقتصادی و صنعتی، در راستای منافع اقتصادی کلان کشور، خاکریزهای اقتصادی را مبتنی بر اهداف درازمدت ملی به درون کشورهای هدف جلوتر می‌بردند. بدین وسیله و با کمک فعالان بخش خصوصی مرزهای اقتصادی جابجا و کشورگشایی‌های جدید که همانا فتح بازارهای مهم و کسب منافع بیشتر بود، به معنای اخص کلمه باب نوینی را در حوزه سیاست و دیپلماسی گشود.

دیپلماسی تجاری چیست؟

دیپلماسی تجاری شامل توسعه کسب‌وکارها و راه‌های برقراری ارتباط بین دو کشور و تربیت دیپلمات‌ها و نمایندگان کسب‌وکارها برای یافتن شرکای تجاری مناسب است. امروزه، دیپلماسی تجاری از اهمیت بیشتری برخوردار شده و مذاکره‌کنندگان آن باید به خوبی آماده شوند. بهره‌گیری از فنون مذاکره و تسلط بر شیوه‌های گفتگو، در توسعه تعاملات بین‌المللی سازنده موثر خواهد بود. از جمله اهداف این دوره‌ برای آماده‌سازی نیروهای فعال دیپلماتیک در این حوزه، می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد.

- ارزآوری مناسب برای کشور

- شناخت منافع ملی خود و دیگران

- هماهنگی بین کارگزاری‌های مختلف

- توسعه اطلاعاتی و هماهنگی سیاست داخلی و خارجی

- تبدیل بحران‌های سیاسی و امنیتی منطقه‌ای و جهانی به فرصت‌ها

- ایجاد اشتغال برای سرمایه‌داران و صاحبان کسب‌وکار در بخش خصوصی

- استفاده بهینه از قدرت نرم و داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان

- پرورش سرمایه انسانی توسعه‌یافته و آشنا با فن مذاکره و اصول قراردادنویسی و تعاملات تجاری

- درک و شناخت تغییر و تحولات منطقه‌ای و الزامات داخلی و داشتن برنامه دیپلماتیک برای سازگاری با آنها

- اعتمادسازی و جلب همکاری سایر نهادها و ایجاد هماهنگی بین همه دستگاه‎ها در حرکت به سوی بازارهای جهانی

- تعقیـب روابط خارجی منطقی و از بین‌بردن تنش‌های موجود در روابط خارجی و گسترش روابط دوستانه با طرف‌های تجاری

نقش دیپلماسی تجاری در توسعه اقتصادی در دنیای امروز چنان بوده است که دستگاه دیپلماتیک برخی کشورها بخش عمده وقت خود را به آن اختصاص می‌دهد و به نظر می‌رسد در دو دهه اخیر قرن جدید، در همه کشورها دیپلماسی تجاری به اولویت اول سیاست خارجی کشورها تبدیل شده است. از دلایل افزایش اهمیت دیپلماسی تجاری می‌توان به نکات ذیل اشاره کرد:

- اهمیت زایدالوصف تجارت و روش های نوین بازارسازی در دنیای جدید

- رقابت گسترده اقتصادی میان کشورهای در حال توسعه برای تامین نیازهای بازار داخلی و توجه به خارج

- پیوستگی اقتصاد و سیاست بیش از گذشته و درهم تنیدگی بیشتر این دو حوزه با دیپلماسی

- تشدید رقابت اقتصادی در جامعه جهانی و اهمیت تولید کار و اشتغال در تامین امنیت ملی کشورها

- کنترل بازار، ابزار قدرتمند اعمال فشار و تنظیم رفتارهای بازیگران

- جهانی‌شدن و پیوستگی بازارهای جهانی و تکیه و ابتنای اقتصاد کشورها بر یکدیگر

- توسعه ساختارهای سازمانی مناسب در کشورها برای هدایت و پیشبرد دیپلماسی تجاری

- عرصه جدید قدرت‌نمایی کشورها و حفظ پرستیژ بدون جنگ و خونریزی و برپایی جنگ

- توجه ویژه کشورهای توسعه‌یافته و قدرت‌طلب به این نوع دیپلماسی و استفاده از آن برای مهار ناامنی

- حمایت بازیگران دولتی و خصوصی از کسب‌وکارها با استفاده از  فرآیندهای دیپلماتیک و مدیریت روابط تجاری

بی تردید بازارهای جهانی عرصه رقابت شدید و نزدیک کشورهای صنعتی به منظور کسب برتری یا حفظ سهم خود در بازار شده است. این رقابت بر سر منابع محدود، زمینه را برای درگیری‌های مختلف بر سر کسب سهم و سود بیشتر رقم زده است. در چنین شرایطی باب جدید گفت‌وگو مذاکره با هدف کاهش تنش و پرهیز از جنگ و درگیری نظامی به نام دیپلماسی تجاری گشوده شده است. حساسیت کشورها برای حفظ سهم خویش از بازار و تلاش برای توسعه آن، زمینه خوبی را برای توسعه مفهوم دیپلماسی تجاری و ضرورت ایجاد درک متقابل فراهم آورده است. اگرچه در این عرصه که به شرایط میدان‌های جنگ بسیار نزدیک است، هر کسی به قصد برتری می‌جنگد اما قواعدی نیز ترسیم شده است تا بر مبنای آن این منازعات قانونمند پیش روند و آسیب کمتری به مصرف کننده نهایی وارد آید. برای کسب موفقیت در ایجاد روابط بین‌المللی موثر، اتخاذ یک دیپلماسی تجاری با ویژگی‌هایی که در ادامه به آنها اشاره می‌شود، اجتناب ناپذیر است:

- بهره‌گیری از ابزارها و توانایی‌های موجود در تعاملات دوجانبه و چندجانبه

- اولویت ملاحظات اقتصادی و تجاری بر ملاحظات سیاسی و امنیتی برای تامین منافع دوجانبه

- برقراری ارتباط با واحدهای اقتصادی و مالی جهانی و بهره‌گیری از قدرت آنها در چانه‌زنی‌ها

- تدوین قوانین و مقررات متناسب با این شرایط

- ایجاد نهادهای واسط و تسهیل گر و واسطه به منظور رسیدگی به دعاوی و بررسی ادعاهای طرفین

- تلاش در ایجاد نهادهای اقتصادی و تجاری منطقه‌ای و برقراری ارتباط با نهادهای مشابه در کشورهای دیگر

معمولا دیپلماسی اقتصادی و تجاری یکسان درنظر گرفته می‌شوند ولی از نظر مفهومی متمایز از هم بوده ولی بسیار مرتبط با یکدیگرند. دیپلماسی اقتصادی یکی از ابزارهای مهم در پیشبرد اهداف بلندمدت رشد و توسعه اقتصادی کشورها، نقطه تلاقی دیپلماسی و فعالیت‌های اقتصاد ملی و بین‌المللی، و فصل مشترک بین منافع اقتصاد ملی و سایر منافع سیاسی امنیتی و فرهنگی یک کشور است (دامن پاک جامی, ۲۰۱۹, ص. ۹۳). در دیپلماسی تجاری، کشورها با توجه به توانایی‌ها و منافع ملی اقتصادی خود می‌کوشند تا در قالب استراتژی‌های خاص (مثل استراتژی‌های جایگزینی واردات یا توسعه صادرات) به تعقیب اهداف خاص و عملیاتی (مانند توسعه صادرات یا جذب سرمایه‌گذاری خارجی) با استفاده از ابزارهای خاصی (نظیر ابزارهای تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای) بپردازند (بزرگی, ۲۰۱۵, ص. ۷۸). به بیان دیگر، دیپلماسی اقتصادی در جهان امروز یکی از وجوه دیپلماسی مدرن بوده و موضوعات مربوط به سیاست‌های عمومی اقتصادی و توافق‌نامه‌های تجاری را در برمی‌گیرد و به معنای استفاده از ابزارهای سیاسی در مذاکرات بین‌المللی برای موفقیت اقتصادی یک ملت و کسب منافع بیشتر است. حال آن که  دیپلماسی تجاری به مسائل بسیار جزئی‌تر مانند حمایت از کسب‌وکارها برای حضور در بازارهای خارجی می‌پردازد.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی تجاری در کشور

امکانات و ظرفیت‌های داخلی کشور جمهوری اسلامی ایران، آن را تبدیل به کشوری صاحب نفوذ در منطقه غرب آسیا در عرصه تعاملات اقتصادی و تجاری کرده است. برخی از این ویژگی‌ها و امکانات در ذیل بیان شده است.

- ویژگی ممتاز جغرافیایی

- جمعیت جوان و تحصیل‌کرده

- حضور در محور ترانزیت کالا، خدمات و مسافر

- تاریخ غنی تبادلات تجاری ایران با دیگر همسایگان

- أراده معطوف به تجارت و کسب منفعت در نسل جدید

- جغرافیای سیاسی ایران بیشتر تبادلی و تجاری است تا تولیدی

- منابع غنی طبیعی (به‌ویژه نفت و گاز) و محصولات سرشار کشاورزی صادراتی مهم

- آشنایی با اقتصاد نفتی و مضرات آن و عبور جامعه جوان از فضای حاکم بر جوامع رانتیر و نفتی

- جهش در تعاملات خارجی با کشورهای همسایه و تلاش برای بهره‌مندی از فضای تبادل با همسایگان

- توسعه کسب‌وکارهای اینترنتی و ضرورت فراگیری أصول و آداب ارتباط با دیگران و نفوذ در بازار سایر کشورها

- ایفای نقش تاریخی در جاده ابریشم و تلاش برای احیای این نقش از طریق توسعه تبادلات تجاری با همسایگان

ایران می‌تواند با بهره‌گیری از این ظرفیت عظیم و بالابردن سطح علم و مهارت انجام مذاکرات و برقراری روابط بین‌الملل و نیز میزان کارایی و اثربخشی دستگاه دیپلماسی؛ به عنوان یکی از ارکان سیاست خارجی، برای پیشبرد تعاملات اقتصادی و تجاری کشور همت گمارد. کشور ایران سالهاست که با چالش‌ها و مسائل زیادی نظیر تحریم‌های اقتصادی روبرو است. راهکارهای ذیل را می‌توان از جمله راهکارهای عملی برای جلوگیری از انزواطلبی با وجود تحریم‌های تحمیلی اقتصادی موجود برشمرد:

- برونگرایی از طریق تعامل سازنده و همکاری و همگرایی اقتصادی و تجاری با کشورهای منطقه و جهان

- استفاده از تجارب دیگر کشورها در ایجاد زیرساخت‌های توسعه با راه‌یابی به بازارهای هدف و بسترسازی نهادی

- زدودن تنش در اوضاع سیاسی با بکارگیری دیپلماسی و تمرکز بر همکاری‌های مشترک منطقه‌ای و بین‌المللی

- ضرورت تبیین مفهوم دیپلماسی تجاری در بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی و هم‌اندیشی و تعامل با نهادهای مرتبط

- ایجاد فضای مناسب سرمایه‌گذاری خارجی و تصویب مقررات تسهیل‌کننده سرمایه‌گذاری با بکارگیری دیپلماسی تجاری همگام با دیپلماسی سیاسی

ضرورت برگزاری این دوره‌ها برای وزارت‌خانه و نهادها در راستای تامین اهداف و منافع ملی

امنیت اقتصادی و تجاری از مهم‌ترین وجوه امنیت ملی و افزایش سطح رفاه مردم است. تامین امنیت ملی بدون قدرت اقتصادی امکان‌پذیر نیست. از این رو کشورها برای جذب سرمایه خارجی و تسهیل مقررات آن و تامین بستر قانونی و امنیت سرمایه‌گذاری در کشور خود با یکدیگر در رقابت هستند. برای دسترسی به بازارهای جهانی باید با دیگر کشورها مذاکره، و برای شکل‌دهی به نهادها، سازمان‌ها، تنظیم مقررات و مناسبات اقتصادی و تجاری و مالی با آنها، در قالب موافقت‌نامه‌ها و معاهدات دوجانبه و چندجانبه‌ی اقتصادی، تلاش کرد. امروزه فعالیت نهادهای اقتصادی نظیر، شرکت‌ها و صنایع تولیدی بزرگ چندملیتی و فراملیتی، شرکت‌های سرمایه‌گذاری خارجی، بانک‌ها، بازارهای پولی و مالی و نیز عناصر داخلی نظیر صنایع تولیدی، بازاریان، سرمایه‌گذاران در عرصه اقتصادی و تجاری بسیار افزایش یافته است. در این راستا آموزش دیپلمات‌ها و بخش خصوصی، تجار و بازرگانان حرفه‌ای در مذاکرات و تعامل موثر و برقراری معاهدات تجاری بین‌المللی که تامین‌کننده‌ی منافع ملی هستند در سرلوحه برنامه‌های نهادهای دولتی می بایست قرار گیرد. این مهم اگرچه تاکنون مغفول واقع نشده اما در شرایط کنونی و سخت تحریم و به منظور خروج از انزوای تحمیلی، رونق بخشیدن به کسب‌وکارهای فعال در حوزه اقتصادی و تجاری با هدف توسعه تجارت خارجی از سوی دانشگاه تهران و در راستای ایفای بخشی از مسئولیت اجتماعی دانشگاه، مورد توجه قرار گرفته است. نکات زیر بر ضرورت برگزاری دوره‌های مذکور می‌افزاید:

- آشنایی با سازوکارهای حاکم بر بازارهای کشورهای هدف

- تقویت بنیه کارشناسی فعالان دولتی در این زمینه و ضرورت آموزش‌های کیفی و کاربردی

- شناخت روندها و ساختار موجود در سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی و نحوه تعامل با آنها

- ضرورت آموزش مستمر فعالان بخش خصوصی و تقویت بنیه آنان در عرصه رقابت با رقبای خارجی

- استفاده از تجارب فعالان و کارآفرینان برتر در عرصه تجارت خارجی و بهره‌گیری از نظرات و تجارب آنان

- آموزش تسهیل‌گری در تعاملات تجاری و ترغیب بخش خصوصی در تعامل هر چه بیشتر با همتایان خارجی

- شناخت توانمندی‌های صادراتی کشور و تلاش برای معرفی آن به مخاطبان خارجی و جلب نظر و توجه آنان

به منظور خروج از شرایط خاص تحریم که با هدف منزوی کردن جمهوری اسلامی شکل گرفته، گریز و گزیری از فعال کردن بخش های مختلف در حوزه تجارت وجود ندارد. در همین راستا و با هدف بهبود وضـعیت، ارتقـای سـطح خـصوصی‌سـازی اقتـصادی و اصـلاح سـاختارهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری و آموزش نیروهای زبده از اهمیت برخوردار است. قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت علوم و فنون مذاکره دو طرفه‌ی بازیگران دولتی و غیردولتی در خصوص مسائل مرتبط با اقتصاد و تجارت و سیاست خارجی نیز در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. برقراری معاهدات و موافقت‌نامه‌های دوطرفه و چندگانه میان دولت، سازمان‌ها، نهادها با دانشگاه‌ها و برقراری تعامل و مذاکره میان آنها نیز در توسعه کشور نقش به‌سزایی خواهد داشت. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه اقتصاد و تجارت تبدیل شود. طبعا طی این مسیر بدون کمک و مشارکت وزارت خارجه، بازرگانی، صمت و سایر نهادهای دولتی ممکن نخواهد بود. این تلاش سازماندهی شده و مبتنی بر شناخت آسیب پذیری های کشور و تلاش برای رفع آن، نیاز به همسویی و همکاری همه فعالان دو حوزه دولتی و بخش خصوصی دارد. دانشگاه تهران در این میان به عنوان تضمین موفقیت طرح توسعه تجارت بین‌الملل و دیپلماسی تجاری اعتبار علمی خویش را تضمین کننده درستی این مسیر کرده است.

شرکت‌کنندگان در این دوره‌ها از جمله کارشناسان دولتی و غیردولتی و فعالان بخش خصوصی، چگونگی شناسایی سازوکارهای حاکم بر بازار داخلی و خارجی و نحوه ارائه و شناساندن و تبلیغ توانمندی‌های کشور در بازار هدف را فراگرفته و با جریان‌ها و روندهای حاکم بر نظام تجارت، آموزش‌های کیفی و کاربردی و اصول تجارت، نحوه اشتغال‌زایی و توسعه آن به خارج از مرزها برای سرمایه‌داران و صاحبان کسب‌وکار، اصول و فنون مذاکره و قراردادنویسی، تعریف و توصیف نهادهای بین‌المللی و نحوه تعامل با آنها آشنا خواهند شد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی­­_غیردولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه اقتصاد و تجارت و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-بزرگی, و. (۲۰۱۵). دیپلماسی تجاری و ساختار نهادی آن. دو ماهنامه بررسی های بازرگانی, ۱۲(۶۸), ۷۵-۸۹.

۲- دامن پاک جامی, م. (۲۰۱۹). تحول دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران: بررسی دستاوردهای چهار دهه گذشته و چالش‌های پیش رو. فصلنامه سیاست خارجی, ۳۲(۴), ۹۱-۱۵۸.


دفعات مشاهده: 566 بار   |   دفعات چاپ: 182 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دیپلماسی عمومی؛ جذب افکار عمومی جهانی

 | تاریخ ارسال: 1400/4/30 | 

دیپلماسی عمومی؛ جذب افکار عمومی جهانی

نویسنده: جواد شعرباف،‌عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان

"دیپلماسی از واژه یونانی دیپلم گرفته شده و به لحاظ لغوی به معنای «تاکردن» است. کلمه دیپلما نیز از فعل مذکور مشتق شده و حاکی از «نوشته تاشده» یا طومار مانندی است که اگر به کسی اعطا می‌گردید دارای امتیازات خاصی می‌شد. برای مثال هنگام اعطای آن به فرستادگان دولت‌ها، آنها را دیپلمات و حرفه آنها را دیپلماسی نام می‌نهادند."

علاوه ‌براین دیپلماسی در زبان‌های اروپایی تا اواخر قرن هجدهم به معنای علم مطالعه اسناد و مدارک بود ولی از آن پس به مفهوم علم اداره روابط بین‌المللی اطلاق می شد. به لحاظ مفهومی، دیپلماسی در معنای سنتی آن شامل تعاملاتی است که بین حکومت‌ها و دولت‌ها جریان می‌یابد. مجریان دیپلماسی سنتی از طریق رابطه با نمایندگان رسمی دولت‌های خارجی می‌کوشند تا منافع ملی خود را در چارچوب اهداف دولت متبوعشان در امور بین‌الملل تامین کنند (صحت, ۱۳۹۸, ص. ۱۸).  

در دیپلماسی دوران جنگ سرد، اصولا دیپلماسی به روابط میان حکومت‌ها مربوط می‌شد ولی در عصر جهانی‌شدن دیپلماسی سویه دیگری نیز یافته و اندکی به عرصه عمومی، غیردولتی و مردمی نزدیک شده است. گسترش فضای ارتباطی و دسترسی همگان به شبکه های اجتماعی  زمینه و زیرساخت این آگاهی و تعامل را بیش از پیش فراهم آورده است. بدین ترتیب افکار عمومی نسبت به سیاست‌های اتخاذ شده به‌قدری حساس شده است که دیگر تنظیم و اجرای سیاست خارجی به دستگاه‌های رسمی بسنده نمی‌کند و ده‌ها بازیگر غیرحکومتی نظیر رسانه‌های گروهی، انجمن‌ها، گروه‌ها، اتحادیه‌ها، کمیته‌ها، سازمان‌ها، نهادهای گوناگون در شکل‌دادن به دیپلماسی موثرشده و در زمره بازیگران اصلی یا مهم درآمده اند (قوام, ۱۳۸۴).

تعریف دیپلماسی و دیپلماسی عمومی

طرح موضوع دیپلماسی عمومی برای اولین بار در سال ۱۹۶۵ م در آمریکا توسط الموند گولیون[۱] رییس مدرسه حقوق و دیپلماسی فنچر در دانشگاه تافتز ابداع و تدریس شد (عزیزی بساطی, ۱۳۹۱, ص. ۳۳). از آن پس و به مرور و با طی نشیب و فرازهای مفهومی و تطور معنای آن به نسبت امروز، بتدریج جایگاه و موقعیت مناسبی در میان سایر مقیدات دیپلماسی درآمده است. در دنیای جدید انفجار اطلاعات و جریان آزاد دسترسی به هر نوع و همه نوع اطلاعات و آگاهی ها نام گرفته است، دیپلماسی نقش ویژه ای در این تعاملات ایفا می کند. دیپلماسی  خصوصا در مفهوم عام و عمومی، در حقیقت بخشی از قدرت نرم کشورها محسوب می‌شود که برای برقراری ارتباط بهتر و موثرتر و نفوذ بیشتر در افکار عمومی سایر کشورها و در عین حال گسترش عملکرد خود در سیاست خارجی، از آن استفاده می‌کنند (نزاکتی, ۱۳۹۶, ص. ۲۵). تجربه نشان داده است اجرای موفق دیپلماسی کشورها و اثر گذاری آن در روابط بین الملل، منوط به مشارکت مردم و افکار عمومی در عرصه سیاست خارجی است.

 با پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، افکار عمومی به هم نزدیک شده و دیپلماسی که تا پیش از این موضوعی اختصاصی و ملک طلق دولت ها و حیطه انحصاری عمل مدیران ، دیپلمات‌ها و تصمیم‌گیران دولتی بود اینک و در سطح کلان، همه مردم را در بر می‌گیرد. بدین ترتیب، دیپلماسی عمومی که یکی از انواع دیپلماسی است پس در دوران معاصر و شروع عصر جدید (گسترش اینترنت و شبکه های اجتماعی) با افزایش اهمیت فرهنگ اطلاع رسانی و شراکت در همرسانی اخبار و آگاهی ها و درک شناخت تاثیرات آن در تعامل میان ملل، دولت ها و کشورها، مهم شمرده شد. ناگفته پیداست که تغییر افکار عمومی و شهروندان، با کمک ابزارهای دیپلماسی عمومی نظیر رسانه‌ها، مبادلات آموزشی و فرهنگی، انتشارات و برگزاری نمایشگاه‌های هنری و غیره، بر رفتار و سیاست دولت هدف به صورت میان‌مدت یا بلندمدت تاثیرگذار خواهد بود. با توجه به مبانی گفته شده، می توان چنین بیان کرد که سیاست خارجی موفق، از نقش دیپلماسی عمومی و فناوری‌های جدید اطلاعاتی، ارتباطی و فهم شبکه های ارتباطی نوپدید و فعال نمی تواند غافل باشد.

اهمیت و جایگاه دیپلماسی عمومی ایران و جهان

همچنان که پیشتر اشاره شد، انقلاب ارتباطی و توسعه فضای مجازی تاثیر بسیاری در عمومی شدن دیپلماسی نهاده است. شبکه ای شدن اطلاع رسانی و دسترسی گسترده و همگانی به این فضا و داده های بسیار و انبوه، انحصار سابق دیپلماسی را شکسته و به عمومی شدن دیپلماسی و گستره آن در میان جوامع مختلف افزوده است. در فضای نوین اطلاعاتی و رسانه ای، که تا پیش از این در انحصار دولت ها بود، خواست و أراده سلسله مراتبی دولت در ترسیم اهداف سیاست خارجی و منافع ملی اطلاق داشت اما اینک دولت ها با موج افکار عمومی و فضای غیر قابل کنترل مجازی مواجه اند که حکمرانی بلامنازع آنان را به چالش کشیده است. افکار عمومی در یک مواجهه هدفمند، رویاروی خواست حکومت ها قرار گرفته و از آنان پاسخ می طلبد و از سوی دیگر نیز دولت ها با اهداف و نیات گوناگون، جوامع هدف را با استفاده از همان ابزارهای پیش گفته، هدف قرار می دهند و برای ایجاد تغییر یا اعمال فشار یا هر هدف مشروع و نامشروع دیگر، از این ابزار و فضا بهره می گیرند.

بهره مندی از دیپلماسی عمومی توانمندی بسیاری می طلبد و نیاز به جلب احترام و اعتماد مخاطب دارد. مخاطب در این فضا می بایست به اهداف، ابزار، روش ها و نیات مجری، وقوف داشته و آن را بپذیرد تا بتوان گفت دیپلماسی عمومی دقیق و عمیق اعمال شده است. رسانه ها گرچه بستر مناسبی برای انتقال مفهوم تلقی می شوند اما علاوه بر مضمون پیام، اعتماد به بستر و زمینه و ابزار نیز در قبول و پذیرش محتوا و تغییر نگرش در باب موضوعی خاص نیز شرط مهم و اساسی است. سابقه تمدنی، اصالت، صحت عملکرد، استقلال عمل، تجربه کشورداری، پیام های معنادار، افزون بر ابزارهای پیش گفته می تواند راه را برای انتقال پیام و جلب و جذب افکار عمومی در کشورهای دیگر و خصوصا کشورهای همسایه برای ایران فراهم آورد.

جمهوری اسلامی با تکیه بر نسل جوان و جویای نام و اعتبار، می‌تواند با توجه به تحول کارکردی قدرت، با بهره‌گیری از مولفه‌های فرهنگی، تاریخی، سیاسی و مذهبی در کشورهای منطقه و محیط راهبردی خویش، به تقویت قدرت نرم خویش بپردازد. یکی از منابع قدرت نرم ج.ا.ایران دیپلماسی عمومی است. توجه جدی به دیپلماسی عمومی در عرصه‌ی سیاست خارجی نه تنها می‌تواند تامین‌کننده منافع ملی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی باشد بلکه می‌تواند منجر به افزایش و شناخت از فعالیت‌ها و اقدامات آمریکا در این حوزه علیه ایران باشد. در این راستا کارشناسان و متخصصان حوزه‌های مختلف دیپلماسی برای تاثیر بین‌المللی و ایجاد رابطه میان کشورها و انتقال اطلاعات به آنها، نقش موثری ایفا می‌کنند.  ایران می‌تواند با استفاده از دیپلماسی فرهنگی خود و نیز استفاده از قرابت تاریخی، فرهنگی و مذهبی با کشورهای منطقه، حوزه نفوذ تمدن خود را تقویت کند. بنا به نظر محققین، فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی ابزار مناسبی برای عرضه ویژگی‌های مختص و منحصربه‌فرد یک ملت به ملل دیگر است (نزاکتی, ۱۳۹۶, ص. ۵۱). در ادامه به راهکارهایی برای تقویت دیپلماسی عمومی ایران اشاره می‌شود.

- شناسایی و تقویت مولفه‌های تاثیر گذاری با تکیه بر قدرت نرم در کشور هدف و ایجاد بستری همسو به لحاظ نظری و فکری

- انعکاس صحیح و دقیق دستاوردهای سیاست‌های داخلی و خارجی با زبان ویژه و غیر متکی به رسانه های قدرت مدار جهانی

- تبادل نظر میان متخصصا و اندیشمندان در زمینه‌های مختلف و خصوصا حوزه های تمدنی، زبان فارسی

- ایجاد برند ملی که دربردارنده هویت و فعالیت‌های یک ملت است با مشارکت دیگر کشورهای همسو

- تقویت شبکه‌های ماهواره‌ای آموزشی و فرهنگی به زبان‌های خارجی

- برخورداری از رسانه‌های جهان‌گسترِ نیرومند برای القا تصویر برتر بین‌المللی خود و جذب گردشگر

- جایگزینی راهبردهای دراز مدت و کلان نگر با سیاست های برد کوتاه، به دیپلماسی عمومی

- ارتقا آموزش‌های شهروندی در خصوص نقش و سهم آنها در ارتقا جایگاه و اعتبار بین‌المللی کشور

- گسترش روابط پایدار با افراد کلیدی از راه برگزاری همایش‌ها، دسترسی به مجاری ارتباطی، اعطای بورس تحصیلی، تبادلات فرهنگی و دانشگاهی و آموزش محور

- کسب و توسعه قدرت، پرستیژ، هویت و عزم ملی به‌عنوان پشتوانه دیپلماسی عمومی در منطقه و جهان برای طراحی و اعمال دیپلماسی عمومی

- بهره‌گیری آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده از دیپلماسی رسانه‌ای به‌عنوان ابزاری موثر در راستای تحقق دیپلماسی عمومی

- مشارکت دادن نهادها، سازمان های غیردولتی و فعالان و بازیگران موثر بر افکار و اذهان عمومی و نقش دادن و مشارکت بخش خصوصی

از طرفی دیگر، ایران از جمله کشورهایی است که پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و به دلیل مشاهده تنفر و انزجار مردم خاورمیانه در برابر آمریکا، مورد هدف برنامه‌های دیپلماسی عمومی آمریکا قرارگرفت. هدف آنها جهت‌دهی افکار عمومی ایران، ایجاد جو عدم اطمینان نسبت به رهبران، جدایی مردم از حاکمیت و انحراف افکار عمومی با استفاده از ابزارها و تاکتیک‌های دیپلماسی عمومی است تا بتواند به اهداف و منافع خود در این کشور دست یابد. با توجه به اهمیت روز افزون دیپلماسی عمومی و هجمه شدید برنامه‌ها و فعالیت‌های دیپلماسی عمومی آمریکا علیه ایران، ضرورت ایجاب می‌کند برای تامین منافع ملی ج.ا.ایران در عرصه‌ی سیاست خارجی با جدیت بیشتری به موضوع دیپلماسی عمومی و قدرت نرم نگریسته شود (عزیزی بساطی, ۱۳۹۱, ص. ۱۷).

اهمیت دیپلماسی عمومی در سیاست خارجی و نقش آن در بهینه‌سازی روابط

در کنار مولفه‌های پرقدرتی نظیر اقتصاد قوی، می‌توان از دیپلماسی عمومی فعال و کارآمد به عنوان قدرت فرماندهی و اسطوره‌ای شکست ناپذیر بهره گرفت تا نزد افکار و انظار عمومی جامعه هدف جذابیت لازم را کسب کرد. تردیدی نیست که ریشه و خاستگاه دیپلماسی عمومی هر کشور در درون مرزهای آن کشور قرار دارد و باتکیه بر توان و مشروعیت و قابلیت در داخل می توان از این پشتوانه برای دیپلماسی عمومی بهره گرفت. سیاستگذاران کشورها تصور نکنند که با تبلیغات برون مرزی و با صرف میلیاردها دلار می‌توانند چهره بد واقعی داخلی را در خارج از مرزها خوب و مطلوب جلوه داد (صحت, ۱۳۹۸, ص. ۳۳۹). 

به منظور اثرگذاری و نفوذ بر افکار عمومی و ترویج سیاست‌ها، ارزش‌ها، فرهنگ و به طور کلی ارائه تصویر مثبت از کشور خود به شهروندان کشور هدف می‌توان از مدل رابطه‌ای مطالعات دیپلماسی عمومی بهره گرفت. ازجمله مهمترین مولفه‌های دیپلماسی عمومی در این مدل، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی مجازی و رسانه‌ای، دیپلماسی اقتصادی و بازرگانی است. محورهای اصلی در این مدل ها، ارجمندی روابط بین‌الملل، نقش موثر ارتباطات برون ملی اما مردم پایه و توجه به بایسته های روابط عمومی بین المللی است. از این طریق می‌توان به‌طور مستقیم با سازمان‌های غیردولتی و شهروندان کشور هدف ارتباط برقرار کرد. هدف قراردادن افکار عمومی با استفاده از روش ها و ابزارهای پیش گفته به خوبی می تواند زمینه تعامل در حوزه های مختلف را گسترش داده و در نهایت به برقراری ارتباط سیاسی و بهینه‌سازی روابط با کشور مورد نظر ‌شود (مکبری, نظری, & مکبری, ۱۳۹۴, ص. ۱۸).

دیپلماسی عمومی، رهبران سایر کشورها را با سیاست‌های کشور میزبان همسو می‌سازد و رفتاری حمایت‌گرانه از جانب آنها به همراه خواهد داشت. هانس تاچ از صاحب نظران برجسته در خصوص دیپلماسی عمومی و ارتباط میان کشورها دیپلماسی عمومی را سلسله تلاش‌های عمومی و رسمی دولت برای شکل‌دهی محیط ارتباطات در خارج می داند. او معتقد است مداخله در محیط ارتباطی زمینه را برای تحقق سیاست خارجی مهیا می کند و میزان ناآگاهی‌ها و شناخت‌های نادرست از روابط پیچیده میان کشورها را کاهش می دهد (رفیع & نیک‌روش, ۱۳۹۲, ص. ۱۰۶).

دیپلماسی عمومی، ارتباطات معطوف به منافع ملی یک کشور از طریق گسترش تعاملات انسانی با خارج از مرزهای جغرافیایی است. اهمیت دیپلماسی عمومی در این است که دولت‌ها پس از رشد جریان آزاد اطلاعات و شکوفایی فضای مجازی دیگر به تنهایی نمی‌توانند مشکلات سیاست خارجی را حل کنند. آن ها برای حل مسائل خود، نیاز به حمایت بخش‌های غیردولتی دارند (نزاکتی, ۱۳۹۶, ص. ۲۸). علاوه بر این مردم نیز با دسترسی به اطلاعات و افزایش سطح آگاهی خویش از مسیر ارتباطات نوین، دیگر اجازه تصمیم گیری های پنهان و دور از چشم و بی توجه به خواست عمومی را به دولت ها نمی دهند. فضای یک سویه، انحصاری، خطی و غیرتعاملی، اینک از اساس تغییرات بنیادینی یافته است. در چنین فضای تغییر یافته ای بازیگران نوین، دخالت و ابراز نظر و تلاش برای اعمال ان را حق مشروع خویش تلقی می کنند و از دولت ها می خواهند فضایی برای تعامل بیشتر در اختیارشان قرار گیرد. این فضا دقیقا همان بستری است که زمینه را برای رشد و توسعه و کمال دیپلماسی عمومی فراهم می آورد. در این فضای سه طرفه و تعاملی (دولت، مردم، جامعه هدف) بی تردید سود و منفعت اصلی متوجه نظام و حاکمیتی خواهد شد که توانسته باشد توازن و تفاهمی میان هر سه بخش مذکور ایجاد کند.

تغییر شرایط بین‌المللی و مطرح شدن مولفه‌های جدید باعث شده است تا کشورها برای پیشبرد هرچه بهتر منافع ملی خود، ابزارها و سیاست‌های جدیدی را تعریف و به کار برند. امروزه افکار عمومی یکی از ارکان مهم در تصمیم‌گیری‌های کشورها در حوزه‌های گوناگون محسوب شده و این امر موجب شد سازوکار جدیدی به نام دیپلماسی عمومی برای دستگاه دیپلماسی تعریف شود. یکی از مهمترین وظایف دیپلمات ها، جس نبض کشور هدف و درک دقیق تحولات جاری در لایه های مختلف جامعه متوقف فیه است.  در سیاست خارجی کشورها، ارائه اطلاعات دقیق و دست اول و معتبر که بر أساس آن بتوان تصمیم گیری درستی انجام داد، داشتن اطلاعات در مورد شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور هدف است. وی موظف است به نوعی از این اطلاعات برای زمینه‌سازی سیاست‌گذاری و تامین منافع ملی کشور خودش در کشور هدف استفاده کند. امروزه بیشتر تلاش سیاست‌گذار، ارتباط با مخاطب عام و افکار عمومی است تا بتواند پیام موردنظر خود را به شکل دوسویه و تعاملی منتقل کند. هم برای کشور و توانمندی های او جاذبه ایجاد کند و نگاه جامعه جهانی را به این موضوع جلب کند و مخاطرات را برطرف نماید و هم بتواند با مخاطبان خویش در سراسر جهان به گفت و گویی منصفانه و مبتنی بر احترام و جلب نظر دست یازد. ایجاد توازن و تعادل در این حوزه توانمندی دیپلماسی کشور را به تصویر می کشد.

با توجه به تخصصی‌شدن فعالیت‌های دیپلماتیک، امروزه علاوه بر وزارت امور خارجه، دهها سازمان و نهاد دیگر درگیر مسائل دیپلماتیک شده‌اند. در این راستا وزارت امور خارجه باید اقتدار و توان لازم برای هماهنگی فعالیت‌های دیپلماتیک برخوردار باشد. میزان موفقیت در ایفای این نقشِ مهم نیازمندِ داشتن مهارت متناسب با دیپلماسی امروز جهان است. ضرورت برگزاری دوره مهارت دیپلماسی عمومی برای نه تنها برای دیپلمات‌ها و مقامات سیاسی بلکه برای کارشناسان حوزه‌های مختلف دیپلماسی، کارشناسان و فعالان حوزه سیاست خارجی، کارشناسان و مدیران بخش‌های رسانه‌ای،  بازیگران بخش خصوصی و کارشناسان فنی، و به طورکلی مشارکت و فعالیت هر چه بیشتر سازمان‌ها و نهادهای غیردولتی و خصوصی در عرصه‌ی بین‌المللی مفید خواهد بود.

ضرورت توجه بیشتر به دیپلماسی عمومی

متأسفانه در ایران هنوز به دیپلماسی به طور عام و دیپلماسی عمومی به شکل خاص، به‌عنوان رشته آکادمیک و علمی پرداخته نشده است. در چند سال اخیر برخی مراکز تخصصی و سازمان‌های ذیربط به تدریج در جهت تدریس حوزه‌های مختلف دیپلماسی همت گمارده‌اند. پیوندهای عمیق میان دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی، به جامعه تخصصی و دانشگاهی مهتم به أمور دیپلماتیک نیاز دارد تا مهارت‌ها درک، و منابع لازم را برای دستیابی به اهداف مشترک خود و جامعه بیافرینند و از این مسیر راه رسیدن به منافع ملی را هموارتر کنند. با گسترش تقاضا در زمینه نیازهای دیپلماسی عمومی در گستره جهانی، نیاز به تاسیس این رشته یا دوره های مشابه افزایش یافته و همگان به ارجمندی این موضوع واقف شده اند.

قطعا برقراری همکاری‌های علمی، آموزشی، پژوهشی و عملیاتی میان دانشگاه تهران و وزارت‌خانه‌های مربوطه جهت بالابردن مهارت، علوم و فنون، القا تصویر برتر بین‌المللی و سیاست‌های داخلی و خارجی، در پیشبرد اهداف کشور در این زمینه موثر خواهد بود. دانشگاه تهران در راستای مسئولیت‌های اجتماعی خویش و نیز بین‌المللی‌کردن فعالیت‌های آموزش پایه، در این زمینه می‌تواند به محور جذب و آموزش فعالان حوزه دیپلماسی عمومی تبدیل شود. طبعا طی این مسیر با کمک و مشارکت وزارت خارجه و سایر نهادهای دولتی صورت خواهد گرفت و بر دامنه و عمق آموزش‌های مهارتی و عملی خواهد افزود و اعتبار مضاعفی را برای مجریان و شرکت‌کنندگان دولتی و غیردولتی فراهم خواهد آورد.

یک مذاکره‌کننده ماهر و توانمند که شناخت خوبی نسبت به مردم، منافع و حقایق مربوط به طرف مقابل داشته باشد بهتر می‌تواند بر تصمیم دیگر طرف‌ها اعمال نفود کند. از جمله ویژگی‌های یک فعال توانمند در عرصه خارجی (اعم از دیپلمات، بازرگان، مبلغ مذهبی، فعال سیاسی، روزنامه نگار، نمایندگان بخش های مختلف دولتی و خصوصی) دارا بودن هوش و استعداد، شم سیاسی، قوه تجزیه و تحلیل، استقلال و قوه ابتکار، صبر و بردباری، کنترل احساسات، زیرکی و رازداری و توانایی نفوذ در دیگران است. با توجه به این که دیپلماسی عمومی از اهمیت بیشتری برخوردار شده است، متخصصان این حوزه باید علاوه بر ویژگی‌های ذاتی و اکتسابی که ذکر شد به لحاظ مهارتی نیز به خوبی آماده فراگیری مطالب مرتبط شوند. مواردی که در ادامه به آنها اشاره می‌شود ازجمله مهارت‌هایی است که جامعه هدف در این دوره‌ها خواهند آموخت.

- روش استخراج اولویت‌های راهبردی دیپلماسی عمومی

- شناخت دیپلماسی عمومی قدرت‌های بزرگ در قبال ایران و منطقه

- مطالعه و درک عمیق نظریه ها و لایه های دیپلماسی عمومی

- ترسیم وضعیت جاری و چارچوبی برای ترسیم چشم‌انداز مطلوب در حوزه دیپلماسی عمومی

- آشنایی با استراتژی‌ها و تاکتیک‌های جدید دیپلماسی عمومی به‌عنوان مهم‌ترین ابزار سیاست خارجی

- چگونگی ایجاد زیرساخت‌های جریان‌سازی فرهنگی و برقراری روابط فرهنگی تاثیرگذار با دیگر کشورها

- فراهم آوردن زمینه های  ایجاد ارتباطات عمیق با چهره های اثر گذار و جریان ساز از طریق ارائه بورسیه‌، تبادلات آموزشی، سمینارها، کنفرانس‌ها

- فهم جریان های رسانه ای جهانی و آشنایی با نحوه تعامل و دسترسی به شبکه‌های رسانه‌ای

- چگونگی حفظ منافع دولت متبوع براساس اصول حقوق بین‌الملل و بسط روابط دوستانه و توسعه روابط اقتصادی، فرهنگی و علمی  مبتنی بر خواست و تمایل طرفین

نقش دانشگاه در توسعه و ترویج دیپلماسی

جامعه جوان و تحصیلکرده امروز با قوت و انرژی زایدالوصفی به بسط قدرت خویش در منطقه و جهان می اندیشد در صدد است  أراده معطوف به قدرت برترش را با تکیه بر پیشینه پرافتخار و پشتوانه تاریخی خود  محقق کند. این أراده برای تحقق نیازمند آموزش درخور است و می بایست در مسیر تعامل با دیگران بر أساس أصول و ضوابط و مقررات جامعه جهانی پرورش یابد. برگزاری دوره‌های آموزشی در زمینه دیپلماسی عمومی برای افزایش مهارت‌های دیپلماسی و پرورش دیپلمات‌های متخصص در دانشگاه‌ها می تواند به رشد و توسعه استعدادهای ذاتی این ملت کمک کند تا بیشترین منافع را از طریق احیای ظرفیت شکل‌گیری روابط دیپلماتیک و در حوزه دیپلماسی عمومی به‌دست‌آورد. با توجه به جایگاه راهبردی دیپلماسی عمومی در مقطع کنونی،  ایجاد دوره‌های آموزشی در دانشکده‌‎های فعال در حوزه دیپلماسی و روابط خارجی و همکاری سازمان‌های فعال در حوزه رسانه و ارتباطات سیاسی و وزارت امور خارجه برای پیشبرد اهداف آموزشی ضروری است. به گونه‌ای که زمینه آموزش مهارت‌های دیپلماسی‌، مذاکره و علوم مرتبط متناسب را برای نسل جوان و جویای نام و اعتبار جهانی فراهم آورد. دانشکده مطالعات جهان در راستای عمل به وظایف آموزشی و انجام مسئولیت‌های اجتماعی و ایفای نقش اصلی در بین‌المللی کردن هر چه بیشتر دانشگاه، در این زمینه گام‌های بلندی برداشته است. برگزاری دوره‌های آموزشی دیپلماسی محور و با هدف توسعه و ترویج مفهوم دیپلماسی و کاربردی کردن این مفهوم در حوزه های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین المللی می‌کوشد در ترویج تعاملات مدنی و همکاری‌های دولتی- غیر دولتی نقش موثری ایفا کند. برگزاری دوره‌های (MBA و DBA) دیپلماسی، نخستین گام بلند دانشکده در این حوزه است و می‌توان آن را به عنوان پلی ارتباطی میان دو حوزه نظر و عمل و تلفیقی از تجربه عینی حوزه رسانه و نظام فکری دانشگاهی در راستای توسعه تعاملات بین‌المللی دانشگاهی تلقی کرد.

منابع:

۱-رفیع, ح., & نیک‌روش, م. (۱۳۹۲). دیپلماسی عمومی و قدرت نرم. فصلنامه علمی مطالعات روابط بین الملل, ۶(۲۲), ۹۹-۱۳۳.

۲- صحت, س. (۱۳۹۸). برآیند تعامل اثربخش دیپلماسی عمومی و رسمی در تامین منافع ملی (جلد ۱). نهران: راه ابریشم.

۳- عزیزی بساطی, م. (۱۳۹۱). دیپاماسی عمومی آمریکا در خاورمیانه (جلد ۱). تهران: دانشگاه امام صادق.

۴- قوام, س. (۱۳۸۴). از دیپلماسی مدرن به دیپلماسی رسانه‌ای. پژوهش حقوق عمومی, ۷, ۷-۱۸.

۵- مکبری, س., نظری, ک., & مکبری, س. (۱۳۹۴). مظالعات پشتیبان نقشه راه تحول گروه فرهنگی-اجتماعی (حوزه دیپلماسی عمومی (جلد ۱). تهران: مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران.

۶- نزاکتی, ف. (۱۳۹۶). دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی در آسیای مرکزی الزامی برای جمهوری اسلامی ایران (جلد اول). تهران: کتاب آوا.

[۱] Edmund Gullion


دفعات مشاهده: 833 بار   |   دفعات چاپ: 218 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

سایر مطالب این بخش

کلیه حقوق این وبگاه متعلق به مؤسسه دانش پذیران مطالعات جهان است.

طراحی و برنامه‌نویسی: یکتاوب افزار شرق